جوانان مؤمن و کاربلد رمز تحول در عرصه رسانهای
برای موضوع جوان مؤمن انقلابی با وجود تأکیدات مقام معظم رهبری در این موضوع، شخصیتسازی مناسبی صورت نگرفته است.جامعه نیاز به موضوعات و افرادی دارد که قدرت الهامبخشی داشته باشند و باعث ایجاد هویت و همبستگی ملی شوند.
پرداختن به خط نیروی جوان جهاد، راهبردی امیدبخش و بنبستشکن است.این جریان دراقصی نقاط کشورحضوردارد ودر بحرانها با ظرفیت عظیمی پای کار آمده، قدرت حل مسائل راداشته و با مردم ارتباط خوبی برقرار کرده است. باید به این جریان روحیه و جهت داد تا بتواند در بخشهای دیگر مجال بروز پیدا کند.این جریان باید نظریهپردازی شود، تا بتواند انسجام اجتماعی فوقالعادهای ایجاد کند. از طرفی نمایاندن شیوه بازتولید نسل جدید انقلاب اسلامی، بربستر نهادهایی مانندمسجد،هیات، دانشگاه و مدرسه بسیار مهم و نشاندهنده زایا بودن انقلاب است.درجامعه ایرانی، جریان غربزده با تکیهبر گفتمان خودسعی در معرفی جریانش بهعنوان طبقه پیشران اجتماعی دارد. در این معرفی ابعاد مختلف این طبقه شامل سبک زندگی، اخلاق، عقاید، تفریحات نوع پوشش و...بهعنوان الگوی مطلوب ازطریق ابزار هنری برای تغییر جامعه ترویج و تزریق میشود.
ناامیدی جریان جوان مؤمن انقلابی و خارج شدن جامعه ازمسیر تمدنسازی اسلامی، جزو تبعاتی است که این الگو شدن برای جامعه ایرانی به همراه خواهد داشت اما برای اینکه بتوانیم در برابر شتاب این حرکت ضدگفتمانی بایستیم، چارهای نداریم جز آنکه جوان مؤمن انقلابی را ضریبدهی کنیم. این جوان ویژگیهایی دارد که در اندیشه رهبر معظم انقلاب میتوان به آنها رسید.
حال باید به این سؤال پاسخ داد که چرا با وجود اینکه رسانهملی به مصادیق متعددی از جوان مؤمن انقلابی میپردازد، این مصادیق تبدیل به جریان یا تیپ اجتماعی نمیشود؟ اگر بخواهیم بهصورت مختصر به این سؤال پاسخ دهیم، سه دلیل به نظر میرسد. اول اینکه رسانه به روایتی ژورنالیستی و گسسته بین سوژههای جوان مؤمن انقلابی اکتفا کرده و روایتها ژورنالیستی و فردی است.
این الگو، روایت منتج به بالا آمدن و هویتدهی به یک جریان نمیشود، چون روایتها عمق و سیر تاریخی ندارند. روایت فردی و ژورنالیستی نمیتواند پیوستگی و جریان بودن این طیف و تیپ را نشان دهد. بهتعبیری، مفهومیکه امتداد تاریخی و جغرافیایی دارد فقط مربوط به زمان ما و فقط مختص به ایران نیست. ما باید نشان دهیم که این تفکر و این مفهوم، مصداقی در همه جغرافیاها و مقاطع مختلف تاریخ داشته و توانسته است مسائل اصلی و اولویتدار دوره و زمانه خود را حل کند.
دلیل دوم شاید به روایت ناقص و تکبعدی ما از مصادیق جوان مؤمن انقلابی برگردد. ما در روایت جوان مؤمن انقلابی صرفا کنش کاری او را روایت میکنیم و به ابعاد دیگر سبک و سیره زندگی او نمیپردازیم. شهید فقط در فضای جبهه روایت میشود و ما کمتر روایتی از او را در تعاملات خانوادگی، محلی، سیاسی و اجتماعی میبینیم. دلیل سوم، عدم تولید نشانه، گفتمان و کلیدواژه مشترک بین مصادیق جوان مؤمن انقلابیاست.
سیدرضا حسینیزاده | دبیر کارگروه جوان انقلابی ستاد تحول رسانهملیناامیدی جریان جوان مؤمن انقلابی و خارج شدن جامعه ازمسیر تمدنسازی اسلامی، جزو تبعاتی است که این الگو شدن برای جامعه ایرانی به همراه خواهد داشت اما برای اینکه بتوانیم در برابر شتاب این حرکت ضدگفتمانی بایستیم، چارهای نداریم جز آنکه جوان مؤمن انقلابی را ضریبدهی کنیم. این جوان ویژگیهایی دارد که در اندیشه رهبر معظم انقلاب میتوان به آنها رسید.
حال باید به این سؤال پاسخ داد که چرا با وجود اینکه رسانهملی به مصادیق متعددی از جوان مؤمن انقلابی میپردازد، این مصادیق تبدیل به جریان یا تیپ اجتماعی نمیشود؟ اگر بخواهیم بهصورت مختصر به این سؤال پاسخ دهیم، سه دلیل به نظر میرسد. اول اینکه رسانه به روایتی ژورنالیستی و گسسته بین سوژههای جوان مؤمن انقلابی اکتفا کرده و روایتها ژورنالیستی و فردی است.
این الگو، روایت منتج به بالا آمدن و هویتدهی به یک جریان نمیشود، چون روایتها عمق و سیر تاریخی ندارند. روایت فردی و ژورنالیستی نمیتواند پیوستگی و جریان بودن این طیف و تیپ را نشان دهد. بهتعبیری، مفهومیکه امتداد تاریخی و جغرافیایی دارد فقط مربوط به زمان ما و فقط مختص به ایران نیست. ما باید نشان دهیم که این تفکر و این مفهوم، مصداقی در همه جغرافیاها و مقاطع مختلف تاریخ داشته و توانسته است مسائل اصلی و اولویتدار دوره و زمانه خود را حل کند.
دلیل دوم شاید به روایت ناقص و تکبعدی ما از مصادیق جوان مؤمن انقلابی برگردد. ما در روایت جوان مؤمن انقلابی صرفا کنش کاری او را روایت میکنیم و به ابعاد دیگر سبک و سیره زندگی او نمیپردازیم. شهید فقط در فضای جبهه روایت میشود و ما کمتر روایتی از او را در تعاملات خانوادگی، محلی، سیاسی و اجتماعی میبینیم. دلیل سوم، عدم تولید نشانه، گفتمان و کلیدواژه مشترک بین مصادیق جوان مؤمن انقلابیاست.




