چه خبر از روستای پیتهنو؟
دیروز هم روزی بود برای خودش. روزی مثل همه روزهای دیگر سال. آسمان بود، زمین هم بود. هوای تهران نسبتا گرم بود و البته اگر سرد هم بود، فرق چندانی به حال ما و دنیا نداشت. شاید گاهی غمانگیز باشد كه بنشینیم و ببینیم خیلی چیزها عین خیال دنیا نیست؛ مسیر خودش را میرود و شبها و روزها را پی هم میآورد، اصلا هم عین خیالش نیست كجا چه اتفاقی میافتد، جنگ است یا صلح، گرسنگی است یا شكم سیری و ... . خلاصه كه دنیا هر روز كلی خبر خوب و بد دارد و آب هم از آب تكان نمیخورد، اما چه اشكالی دارد كه ببینیم پیروز همه این جنگها زندگی است و هیچ جنگ و ناامنی نمیتواند زندگی را بكشد، فقط برای مدتی در بخشی از جهان ممكن است دشوارش كند... چه شروع عجیب و غریبی شد برای پشت صحنه امروز... بگذریم و برویم سراغ اینكه در صفحاتمان چه خبر
است.
امروز در صفحه 11 ساناز قنبری رفته سراغ كارگردان فیلم سینمایی «خانه دیگری» و با بهنوش صادقی درباره این فیلم مفصل حرف زده است. البته این گفتوگو به حاشیههای انتقاد یك برنامه تلویزیونی به این فیلم هم رسیده است. قنبری با او درباره فیلم و حواشی پیش آمده مفصل حرف زده و گفتوگوی جذاب و خواندنی را ارائه كرده است. اهل سینما باشید میدانید كه همكارمان چه گفتوگوهای جذابی میگیرد و سریعا میروید سراغ این مطلب تا بخوانیدش.
در صفحه 9 هم آذر مهاجر امروز استثنائا بیخیال ماجراهای كاغذ شده و رفته سراغ یك موضوع جذاب دیگر. او با امامجمعه شهرستان پیشوا حرف زده است، حجتالاسلام باقری یك جوان دهه شصتی كه كتابخوان است و كتابهای خوب را با خود میبرد پشت تریبون نماز جمعه تا مردم هم با آنها آشنا شوند. مهاجر درباره شیوه جذاب تبلیغی این جمعه با او حرف زده است.
اهالی روستای پیتهنو را كه یادتان هست؟ همان مردمان سادهدل خلاقی كه آمریكاستیزی خاصشان در 22 بهمن خیلیها را جذب كرد و كلیپهایشان در فضای مجازی دست به دست چرخید. ما كه ندیده دوستشان داریم و به این موضوع كه آیینهای روستاییشان را مدرن كردهاند كلی احترام میگذاریم. آنها روز قدس متفاوتی را هم پشت سر گذاشتهاند و خلاقیتی تازه به خرج دادهاند
به صفحه 10 بروید و ببینید جمعه آخر ماه رمضان در پیتهنو چه خبر بوده است.
در صفحه 12 هم سینماباز بزرگ روزنامه جناب كیكاووس خان زیاری سینمای جهان جذابی را برایتان تدارك دیده است. جای شما بودم با عجله میرفتم سراغ این صفحه هیجانانگیز و اخبار و گزارشهایش را از دست نمیدادم.




