تربیت كودك در میانه مهربانی و سختگیری
حمایتگر باشید؛ اما قاطع
قاطعیت كلام و رفتار والدین از جمله اصول مهم و كاربردی در تربیت كودك به شمار میآید. چه بسا همانگونه كه تشویق و تحسین برای ایجاد انگیزه و اشتیاق به انجام اعمال مطلوب و رعایت امور پسندیده ضرورت دارد، وجود قاطعیت نیز برای اعمال نفوذ در كودك لازم است. قاطعیتی كه گاه همراه با ملامت و هشداراست و گاه با هدف ممانعت جدی از انجام رفتارهای نامطلوب و نهی از انجام امورناپسند میتواند توام با تنبیه نیز باشد.
نسرین صفری/ روانشناس بالینی
اول به كودك آگاهی دهید
از نظر برخی روانشناسان، تربیت به نوعی تحمیل الزامات، قوانین و قیودی است كه اغلب كودك فراری از آنهاست، اما در صورت پذیرش آنها از جانب كودك، نقش بهسزایی در رشد شخصیت او دارد.
معمولا كودكان تحت تاثیر خواستهها و انتظارات نابجا و موقت قرار میگیرند و از همه مهمتر گاهی اوقات در برابر برآوردن خواستههایی اصرار میورزند كه اغلب بدون آیندهنگری یا آگاهی از عواقب تسلیم شدن به آن خواستههاست؛ اگر كودك در اجابت این گونه از خواستههای خود، مقاومتی احساس نكند، متوقع شده و همواره درصدد برآوردن خواستهها و تمایلات بجا و نابجای خود خواهد بود، اما اگر والدین با قاطعیت در برابر خواستهها و اعمال ناپسند كودك بایستند و اجازه عملی خلاف را به او ندهید بیتردید این احساس در كودك به وجود میآید كه فردی رها شده به حال خود نیست و باید برای برآوردن نیازهایش متوسل به تدابیر مشخص و قابل تاییدی از جانب والدینش شود و این عامل مقدمهای برای شروع تفكر و آگاهی كودك است، به این ترتیب كودك یاد میگیرد پیش از انجام هر كاری، درباره تدابیر حصول و عواقب مثبت و منفی آن بیندیشد و طبق قوانین و اصول خانوادگی و اجتماعی رفتار و كلام كند.
ایستادن در میانه 2 جبهه متفاوت
قاطعیت و حمایتگری و پشتیبان بودن دو جبهه متفاوت اما پیوسته به هم هستند، اینكه همیشه قاطع باشید یا همیشه حمایتگر، اصلا روش مناسبی برای تربیت نیست. قاطعیت و حمایتگر بودن در یك راستا هستند و بیگمان تعیین میزان درجاتی از قاطعیت همراه با حمایت، برای ارتباط درست با كودك نه تنها ضروری، بلكه از اهمیت بالایی برخوردار است، به طوری كه سالمترین و موفقترین فرزندان حاصل تربیت والدین قاطعِ حمایتگر هستند. كودكان پرورش یافته با این سبك تربیتی، اغلب اعتماد به نفس بالایی دارند، آنها ضمن تامین نیازهای عاطفی خود، یاد میگیرند باید برخی از خواستهها و تمایلاتشان را بنا بردلایلی به تاخیر بیندازند و سپس در شرایط و زمان مقتضی با توجه به قدرت منطق و استدلال برای تامین نیازهایشان گام بردارند. آنها معمولا در كنار حمایتی كه از والدین خود دریافت میكنند به خوبی نیز متوجه این مهم هستند كه قاطعیت پدر و مادرشان هرگز به معنای فقدان محبت و نادیده گرفتن آنها نیست، بلكه این شیوه رفتار آنان را روشی برای آزادی اراده، تفكر و انضباط خود تعریف میكنند. آنان دقیقا میدانند وقتی پدر و مادرشان از اقتدار خود به عنوان والدین استفاده میكنند مثلا آنها را از انجام كاری منع میكنند یا انتظاراتی از آنها دارند و... بی تردید حتما دلیل موجه و منطقی برای توضیح رفتارها و خواستههای خود دارند. از سوی دیگر، والدین قاطعِ حمایتگر، رابطه كلامی گرمی با فرزندان خود دارند، آرام ولی محكم صحبت میكنند، اهل تبادلنظر هستند و درباره مسائل مختلف با فرزندانشان گفتوگو میكنند و در تصمیمگیریهای مربوط به خانواده و حتی گاهی شخصی با فرزندانشان مشورت مینمایند. این گونه والدین به فرزندان خود كمك میكنند تا در مواجهه با هر مسالهای تمامی جوانب آن را بسنجند و با شناخت دقیق تری از موضوع، تصمیم و اقدام به عمل كنند، آنها از این كه فرزندشان آگاهانه رفتار كنند احساس خشنودی و رضایت میكنند.
والدین هماهنگ
به نظر روانشناسان، والدین باید در انتخاب نوع روش تربیتی خود هماهنگ و همسو باشند و هر دو از الگوی واحد و هماهنگی برای این امر استفاده كنند. این كه والدی سبك تربیتی خود را قاطعانه انتخاب كند و والد دیگر سبك تربیتی مستبدانه یا سهلگیرانه داشته باشد، در نهایت نتیجه مساعدی به همراه نخواهد داشت. لازمه موفقیت در تربیت قاطعانه، پذیرش و هماهنگی والدین در این سبك تربیتی است. والدینی كه با اقتدار و قاطعیت با فرزندانشان رفتار میكنند در عین دادن استقلال و آزادی عمل به فرزندان خود، به خوبی مراقب و محافظ آنها هستند و به راحتی نیز آنها را كنترل میكنند. اغلب این گونه از والدین به فرزندان خود تفهیم میكنند قاطعیت و جدی بودن آنها هرگز به معنای تحكم، اعمال زور و ترس نیست، بلكه به معنای مدیریت، كنترل و یادگیری رعایت نظم و انضباط است.
همدلی بهجای ترحم
بسیاری از والدین نسبت به فرزندان خود احساس دلسوزی و ترحم دارند. اغلب با مشاهده كوچكترین ناراحتی فرزند خود كوتاه میآیند یا در برابر اصرارهای بی امان كودك انعطاف پذیری نشان میدهند و... متاسفانه این گروه از والدین نمیدانند بر حذر كردن كودك از پذیرش مسؤولیت و از همه مهمترترحم نابجا و حمایت بیش از حد از كودك، روش تربیتی مخربی است كه نه تنها باعث گرفتاری كودك در مصائب میشود بلكه تلویحا نیز به او تلقین میكند آنقدر ضعیف و ناتوان است كه نمیتواند از عهده مشكلاتش برآید یا این كه دیگران همیشه كنار او هستند و باید برای آسایش و آرامش او تلاش كنند.
حمایت و پشتیبانی افراطی والدین عاقبتی جز ناكامی كودك ندارد. كودكی كه با ترحم، عدم قاطعیت و عدم پذیرش مسؤولیت تربیت شده باشد به مرور زمان نهتنها توانایی بالقوهاش را برای كنترل و مستقل شدن از دست میدهد، بلكه با تقویت مكرر نقاط ضعف خود، ناكامی و سرخوردگیاش تشدید میشود. یادتان باشد والدین قاطع به جای ترحم با فرزندشان همدلی میكنند و به آنها در كلام و عمل نشان میدهند آگاه به شرایط آنها هستند و كاملا دركشان میكنند و برای حل مسائلشان نیز از تلاش لازمه دریغ نمیكنند، همدلی روشی است كه باعث تقویت قدرت وتواناییهایی ذهنی و رفتاری كودك میشود.
از نظر برخی روانشناسان، تربیت به نوعی تحمیل الزامات، قوانین و قیودی است كه اغلب كودك فراری از آنهاست، اما در صورت پذیرش آنها از جانب كودك، نقش بهسزایی در رشد شخصیت او دارد.
معمولا كودكان تحت تاثیر خواستهها و انتظارات نابجا و موقت قرار میگیرند و از همه مهمتر گاهی اوقات در برابر برآوردن خواستههایی اصرار میورزند كه اغلب بدون آیندهنگری یا آگاهی از عواقب تسلیم شدن به آن خواستههاست؛ اگر كودك در اجابت این گونه از خواستههای خود، مقاومتی احساس نكند، متوقع شده و همواره درصدد برآوردن خواستهها و تمایلات بجا و نابجای خود خواهد بود، اما اگر والدین با قاطعیت در برابر خواستهها و اعمال ناپسند كودك بایستند و اجازه عملی خلاف را به او ندهید بیتردید این احساس در كودك به وجود میآید كه فردی رها شده به حال خود نیست و باید برای برآوردن نیازهایش متوسل به تدابیر مشخص و قابل تاییدی از جانب والدینش شود و این عامل مقدمهای برای شروع تفكر و آگاهی كودك است، به این ترتیب كودك یاد میگیرد پیش از انجام هر كاری، درباره تدابیر حصول و عواقب مثبت و منفی آن بیندیشد و طبق قوانین و اصول خانوادگی و اجتماعی رفتار و كلام كند.
ایستادن در میانه 2 جبهه متفاوت
قاطعیت و حمایتگری و پشتیبان بودن دو جبهه متفاوت اما پیوسته به هم هستند، اینكه همیشه قاطع باشید یا همیشه حمایتگر، اصلا روش مناسبی برای تربیت نیست. قاطعیت و حمایتگر بودن در یك راستا هستند و بیگمان تعیین میزان درجاتی از قاطعیت همراه با حمایت، برای ارتباط درست با كودك نه تنها ضروری، بلكه از اهمیت بالایی برخوردار است، به طوری كه سالمترین و موفقترین فرزندان حاصل تربیت والدین قاطعِ حمایتگر هستند. كودكان پرورش یافته با این سبك تربیتی، اغلب اعتماد به نفس بالایی دارند، آنها ضمن تامین نیازهای عاطفی خود، یاد میگیرند باید برخی از خواستهها و تمایلاتشان را بنا بردلایلی به تاخیر بیندازند و سپس در شرایط و زمان مقتضی با توجه به قدرت منطق و استدلال برای تامین نیازهایشان گام بردارند. آنها معمولا در كنار حمایتی كه از والدین خود دریافت میكنند به خوبی نیز متوجه این مهم هستند كه قاطعیت پدر و مادرشان هرگز به معنای فقدان محبت و نادیده گرفتن آنها نیست، بلكه این شیوه رفتار آنان را روشی برای آزادی اراده، تفكر و انضباط خود تعریف میكنند. آنان دقیقا میدانند وقتی پدر و مادرشان از اقتدار خود به عنوان والدین استفاده میكنند مثلا آنها را از انجام كاری منع میكنند یا انتظاراتی از آنها دارند و... بی تردید حتما دلیل موجه و منطقی برای توضیح رفتارها و خواستههای خود دارند. از سوی دیگر، والدین قاطعِ حمایتگر، رابطه كلامی گرمی با فرزندان خود دارند، آرام ولی محكم صحبت میكنند، اهل تبادلنظر هستند و درباره مسائل مختلف با فرزندانشان گفتوگو میكنند و در تصمیمگیریهای مربوط به خانواده و حتی گاهی شخصی با فرزندانشان مشورت مینمایند. این گونه والدین به فرزندان خود كمك میكنند تا در مواجهه با هر مسالهای تمامی جوانب آن را بسنجند و با شناخت دقیق تری از موضوع، تصمیم و اقدام به عمل كنند، آنها از این كه فرزندشان آگاهانه رفتار كنند احساس خشنودی و رضایت میكنند.
والدین هماهنگ
به نظر روانشناسان، والدین باید در انتخاب نوع روش تربیتی خود هماهنگ و همسو باشند و هر دو از الگوی واحد و هماهنگی برای این امر استفاده كنند. این كه والدی سبك تربیتی خود را قاطعانه انتخاب كند و والد دیگر سبك تربیتی مستبدانه یا سهلگیرانه داشته باشد، در نهایت نتیجه مساعدی به همراه نخواهد داشت. لازمه موفقیت در تربیت قاطعانه، پذیرش و هماهنگی والدین در این سبك تربیتی است. والدینی كه با اقتدار و قاطعیت با فرزندانشان رفتار میكنند در عین دادن استقلال و آزادی عمل به فرزندان خود، به خوبی مراقب و محافظ آنها هستند و به راحتی نیز آنها را كنترل میكنند. اغلب این گونه از والدین به فرزندان خود تفهیم میكنند قاطعیت و جدی بودن آنها هرگز به معنای تحكم، اعمال زور و ترس نیست، بلكه به معنای مدیریت، كنترل و یادگیری رعایت نظم و انضباط است.
همدلی بهجای ترحم
بسیاری از والدین نسبت به فرزندان خود احساس دلسوزی و ترحم دارند. اغلب با مشاهده كوچكترین ناراحتی فرزند خود كوتاه میآیند یا در برابر اصرارهای بی امان كودك انعطاف پذیری نشان میدهند و... متاسفانه این گروه از والدین نمیدانند بر حذر كردن كودك از پذیرش مسؤولیت و از همه مهمترترحم نابجا و حمایت بیش از حد از كودك، روش تربیتی مخربی است كه نه تنها باعث گرفتاری كودك در مصائب میشود بلكه تلویحا نیز به او تلقین میكند آنقدر ضعیف و ناتوان است كه نمیتواند از عهده مشكلاتش برآید یا این كه دیگران همیشه كنار او هستند و باید برای آسایش و آرامش او تلاش كنند.
حمایت و پشتیبانی افراطی والدین عاقبتی جز ناكامی كودك ندارد. كودكی كه با ترحم، عدم قاطعیت و عدم پذیرش مسؤولیت تربیت شده باشد به مرور زمان نهتنها توانایی بالقوهاش را برای كنترل و مستقل شدن از دست میدهد، بلكه با تقویت مكرر نقاط ضعف خود، ناكامی و سرخوردگیاش تشدید میشود. یادتان باشد والدین قاطع به جای ترحم با فرزندشان همدلی میكنند و به آنها در كلام و عمل نشان میدهند آگاه به شرایط آنها هستند و كاملا دركشان میكنند و برای حل مسائلشان نیز از تلاش لازمه دریغ نمیكنند، همدلی روشی است كه باعث تقویت قدرت وتواناییهایی ذهنی و رفتاری كودك میشود.




