نسخه Pdf

گشت و گذار در شوروی همراه با آقا جلال

روزنوشت‌های جلال آل احمد از سفر به سرزمین روس‌ها

گشت و گذار در شوروی همراه با آقا جلال

جلال آل‌احمد یعنی سادگی و صمیمیت در نوشتن؛ نویسنده‌ای با متن‌هایی به‌شدت روان كه نه برای به رخ كشیدن قدرت كلام و قلم خود، بلكه برای بیان شفاف‌تر احساسش به مخاطبی كه نوشته‌هایش را می‌خواند، سعی می‌كند ساده، اما دقیق و ذره‌بینی همه چیز را توصیف كند. روزنوشت‌های آقا جلال از سفرش به شوروی سابق یا همان روسیه فعلی، یكی از بهترین متن‌های توصیفی به‌جا مانده از این نویسنده است. یك سفرنامه پروپیمان كه شما را از گوشه و كنار ایران می‌كنَد و به قلب خیابان‌های مسكو، لنینگراد، باكو و تاشكند دهه 40 شمسی می‌برد. جلال آل‌احمد كه در سال 1343 به دعوت انجمن فرهنگی ایران و شوروی و برای حضور در هفتمین كنگره مردم‌شناسی مسكو به روسیه رفته بود، یادداشت‌های خود از این سفر را در قالب 170 صفحه یادداشت‌های رمزی و كد‌گذاری شده به ایران آورد تا بتواند بخش‌های مهم سفرش را بدون آن كه فراموش كند، پس از مدتی در قالب یك سفرنامه منتشر كند. یادداشت‌های جلال از این سفر با وجود آن كه بیشتر به توصیف شوروی آن سال‌ها و حكومت كمونیستی آن اختصاص دارد و علی‌القاعده در روزگار كنونی و دوران ساخت سریال‌هایی پر سروصدا همچون «چرنوبیل» درباره شوروی قبل از فروپاشی، دیگر نباید جذابیت چندانی برای مخاطبان امروز داشته باشد اما واقعیت آن است كه نثر آقا جلال آن‌قدر جذاب هست كه نگذارد كهنگی اطلاعات در روزگار ما، مانع خواندن و لذت بردن از این اثر شود.

احسان سالمی

از آب و هوای متغیر تا خیابان‌های تمیز مسكو
عادتی كه نشان می‌دهد غریبه هستید!
جلال آل‌احمد در این سفر نسبتا طولانی بارها در ارتباط با آب‌وهوای مناطق مختلف شوروی و برخی از پدیده‌های تازه‌ای كه در این سرزمین دیده، نوشته است. او در ارتباط با آب‌وهوای مسكو و یكی از تجربیات جالبش در این سفر می‌نویسد: «دیگر این‌كه هوا حسابی متغیر است. به خصوص برای ما كه غریبه‌ایم و نمی‌دانیم چه بپوشیم. داری از دم‌گرما می‌پزی كه یك‌مرتبه باران می‌گیرد. در این سه چهار روزه بیش ازده بار باران داشته‌ایم. اصلا آفتابی نیست تا به عینك دودی احتیاجی باشد و به عادت قراضه تهران (با آن آفتاب) همچنان با عینك دودی به چشم، آدم نخود توی آش را می‌ماند. در مسكو یك عادت غریبه بودن عینك آفتابی داشتن است. دیگر این‌كه خیابان‌ها را با ماشین می‌روبند و ماشینش عین یك تانك كوچك. با غلطكی پرزدار و بزرگ در عقب و دو تا كوچك‌تر در پهلوها و پرزها از سیم. زباله‌دان گله به گله نهاده. گلدان مانند و سنگین و كوچه و خیابان روی هم رفته بسیار تمیز.»

درباره یك تفاوت فرهنگی در دو شهر مهم روسیه
روسیه، لنینگرادی یا مُسكویی؟!
جلال مثل یك مردم‌شناس حقیقی سعی كرده تا با دقت بر آداب و رسوم و فرهنگ‌های مردم هر شهر و منطقه، تصویری واقعی از سنت‌ها و فرهنگ آن دوره مردم مناطق مختلف شوروی در اختیار مخاطب نوشته‌هایش قرار دهد. اتفاقا جلال در این مسیر از این‌كه نقد كند و رفتارهای غلط را به چالش بكشد هم ترسی ندارد؛ در یكی از نوشته‌های انتقادی او در این سفرنامه می‌خوانیم: «اگر قرار باشد روسیه را به معیار لنینگراد بسنجیم یك اروپاست و اگر به معیار مسكو بسنجیم ادای آمریكاست و اگر با دیگر نقاط كه نمی‌دانم... شاید رفتیم و دیدیم. با این‌كه من آخر از خود این لنینگراد هم چیزی نفهمیدم. برای شناختن یك شهر باید پیاده زرع و پیمانش كرد كه ما وقت نكردیم و باید با مردمش گپ زد كه ما زبان نمی‌دانستیم. ولی این‌جورها كه می‌نماید اینجا بیشتر «كوسموپولیت» (معادل فارسی این لغت جهان‌وطن می‌شود) هستند تا مسكو. كوچك‌ترین خدمتكارها سعی می‌كند فنارسه‌ای [فرانسه] یا انگریزی [انگلیسی] اكی بلغور كند. ولی در مسكو جز روسی خبری نبود. یعنی كه وقار مركزیت عالم خلقت در دومی و سبكسری فرار از مركز در اولی؟ ولی آخر «لنین»گراد اینجاست نه مسكو.»

دل‌نگران نابودی زبان و فرهنگ‌های محلی
روس‌ها و غسل تعمید استعمار!
راوی «سفر روس» گریزی هم به نابودی فرهنگ و ادبیات محلی فرهنگ‌هایی زده كه زیرسلطه روس‌ها قرار داشته‌اند. او در یادداشت‌های سفرش در تاشكند در ازبكستان می‌نویسد: «این‌طور كه پیداست اینجا فرهنگ و ادبیات محلی، دیگر نوعی رابطه نیست. نوعی زینت است. وسیله تظاهر است. زیر جل همه چیز را روسی دارد می‌پوشاند، اما تظاهر به دموكراسی و ولایت شوراها... هیچ دلم نمی‌خواهد حكم كلی كنم. اما مگر می‌شود سكوت كرد؟ مثلا این لباس محلی زنان ازبك كه ابریشمی است و نقش دویده درهم دارد و ما از مشهد می‌خریم برای روی لحاف و یك بار كه شستی عین تافته چاك‌چاك می‌شود. خوب، پارچه قشنگی است اما همه یكسان می‌پوشند و از سنت تنها همین باقی مانده؟ و دیگر یك زبان سر و ته شكسته و انباشته از لغات روسی. آن هم فقط برای مصرف داخلی. روس‌ها قبل از همه دول بزرگ فهمیدند استعمار را چه جوری غسل تعمید بدهند. به اسم ولایت شوراها و با ظاهری آراسته و در حضور مجلس و پارلمان و شخصیت‌ها و لباس محلی، زیرآب هر چه فرهنگ و ادب و راه و رسم محلی است را زدند و حالا پُز می‌دهند كه فلان نویسنده روس سالی 200 میلیون نسخه از كتابش فروش می‌رود. فرهنگ و شخصیت اصلی را از تمام این جمهوری‌های برادر گرفته‌اند و در عوض به آنها خانه و پنكه و كانال و راه‌آهن داده‌اند...»

​​​​​​​اطلاعات فوری
عنوان: سفر روس
نویسنده: جلال آل‌احمد
ناشر: نشر فردوس
تعداد صفحات: 328
قیمت: 26هزار تومان
پیش‌بینی زمان مطالعه: 7 تا 9روز
ضمیمه ویژه نامه