آنچه خوبان همه دارند...
منصوره رضایی / دانشجوی دكتری زبان و ادبیات فارسی
تصویر و تصور اكثر ما از مرد رؤیاها شاهزادهای سوار بر اسب سفید خوشبختی است كه علاوه بر جذابیتهای ظاهری، تمام فضایل و كمالات اخلاقی را هم دارد. كسی كه در برخورد با دشمن، شجاع و قهرمان است و در مواجهه با دوستان، خوشاخلاق و مهربان. كسی كه مدرك دكترایش را در یكی از معروفترین دانشگاههای آمریكا بگیرد و به خیلی از كشورهای دنیا سفر كرده و به اصطلاح دنیا دیده باشد. كسی كه از آن سرِ دنیا تا این سرِ دنیا خاطرخواه داشته باشد و بسیاری از افراد و شركتها برای همراهی و استخدامش سر و دست بشكنند. كسی كه هم مؤمن باشد هم روشنفكر. هم دانشمند باشد و هم چریك. هم آرمانخواه باشد و هم مبارز. كسی كه آنقدر بزرگ باشد كه دنیای به این بزرگی برایش تنگ و كوچك باشد. شاید فكر كنید مرد رؤیاها با چنین ویژگیهایی فقط در داستانها و افسانهها وجود دارد و یافت مینشود اما بدانید و آگاه باشید كه یك مرد رؤیایی در سرزمین خودمان وجود دارد كه بارها اسمش را شنیدهاید و شاید هر روز از اتوبانی كه به نام اوست رد شوید؛ شهید مصطفی چمران.
تاكنون آثار زیادی درباره شهید چمران، پدید آمده كه معروفترینشان نخستین جلد مجموعه «نیمه پنهان ماه، چمران به روایت همسر شهید» است و البته فیلم چ اثر ابراهیم حاتمی كیا. اگرچه این دو اثر با استقبال خیلی خوبی مواجه شدند و مخاطبان را با شهید چمران آشنا كردند، اما هركدام بر یك وجه خاص از زندگی ایشان تأكید داشتند؛ در كتاب نیمه پنهان ماه، همسر شهید چمران بیشتر زندگی شخصی ایشان را روایت میكند و در فیلم چ چهره نظامی شهید چمران نمایش داده میشود، اما سیدمهدی شجاعی در كتاب «مرد رؤیاها» روایت همه جانبهای از زندگی این شهید بزرگوار ارائه میدهد. این كتاب، یك جورهایی حكایت خود شجاعی است؛ یعنی نویسندهای كه مشغول پژوهش درباره شهید چمران است و در حین تحقیق به دستنوشتههای ایشان برمیخورد و زندگی چمران مثل یك فیلم در ذهنش مرور میشود. از آنجایی كه جناب نویسنده، رگ خواب ما را بلد است زندگی شهید چمران را با ماجرای آشنایی ایشان و خانم پروانه ـ همسر آمریكاییشان ـ آغاز كرده است.
آمریكا روز - داخلی - منزل پروانه
كادر عكس سكانس قبل باز میشود. خانهای زیبا و مجلل كه اثاث، دكور و وسایل خانه، همه نشان از ثروت و مكنت صاحبخانه دارد.
چمران: (خودكار را زمین میگذارد) اینطوری نمیشود.
پروانه: (وا میرود) چرا؟
چمران: اینجا نیستی.
پروانه: هستم.
چمران: خودت هستی، ولی دلت اینجا نیست.
پروانه: هست.
چمران: ولی به درس نیست.
پروانه: اینو قبول میكنم؛ خودم اینجا هستم؛ دلم هم اینجاست، ولی به درس نیست.
چمران: ( از جا بلند میشود و با مهربانی) پس انشاءا... تا جلسه بعد.
پروانه: (بیقرار) نه، بنشین!
چمران تأمل میكند، اما نمینشیند.
پروانه: نمیپرسی كه چرا دلم به درس نیست؟ نمیپرسی كه دلم كجاست؟
چمران: دوست ندارم تو مسائلی كه به من مربوط نمیشه دخالت كنم.
پروانه: مربوط میشه. اتفاقا فقط به تو مربوط میشه.
چمران: (متعجب مینشیند) به من؟
پروانه: (انگار باری سخت را از دل خود برمیدارد) تو فرهنگ شما ایرانیها اگر كسی، كسی رو دوست داشته باشه، چطور باید بهش بگه؟
چمران: (هنوز نفهمیده) تو فرهنگ ما؟...خب... راههای مختلفی وجود داره...یكی از... نزدیكترینش گفتن صریح و مستقیم و بیپرده است.
پروانه: پس من صریح و مستقیم و بیپرده بهت میگم كه دوستت دارم.
همانطور كه متوجه شدید قالب این اثر، فیلمنامه است؛ یعنی شجاعی داستانها را ریخته توی فیلم و طی سیزده قسمت، روایت دلنشینی از شخصیت و زندگی شهید چمران ارائه داده است. مهمترین ویژگی این قالب، تصویری بودن آن است؛ به طوری كه تمام صحنههای زندگی شهید چمران مثل یك فیلم پر جزئیات در برابر چشمان مخاطب تداعی میشود. گویا همه آدمها زنده هستند و تمام اتفاقات، همین الآن به وقوع میپیوندد. انتخاب این قالب متفاوت و جذاب، سبب همذاتپنداری مخاطب میشود؛ انگار خودش جزئی از اتفاقات است و در تمام صحنهها حضور دارد. لوكیشنهای این فیلمنامه داستانی هم متنوع و جالب است: آمریكا، مصر و لبنان. البته دوربین آقای نویسنده هر از گاهی هم به ایران سرك میكشد و كودكی و نوجوانی مصطفی را هم نشانمان میدهد.
مرد رؤیاها با روایت آشنایی مصطفی چمران و همسر آمریكاییاش، پروانه، شروع میشود. نكته جالب در این قسمت كه شاید خیلی از مخاطبین نمیدانند این است كه پروانه، اصلیتی اسكاتلندی دارد و فرزندخوانده پدر و مادری آمریكایی است. از این نكات جالب در سراسر كتاب، كم نیست. پس از ماجرای آشنایی پروانه و آقا مصطفی به سازمان ملل میرویم و درگیر ماجرای تحصن شهید چمران در مقابل این سازمان میشویم و به جنایات رژیم پهلوی اعتراض میكنیم و آنقدر این اعتراضها را ادامه میدهیم كه چند فصل بعد! مانع اعطای دكترای افتخاری به محمد رضا شاه میشویم.
البته مبارزات و اعتراضاتمان به همین جا ختم نمیشود و در فصل بعد وارد سفارتخانه ایران در واشنگتن میشویم و خبرنگاران رادیو و تلویزیون را دور خودمان جمع میكنیم. هر چه جلوتر میرویم ماجراهای مهیجتری در انتظارمان است. مثلا پا به پای چمران به مصر میرویم و ضمن ملاقات عبدالناصر، رئیسجمهور این كشور، تجهیزات نظامی دریافت میكنیم و نیروهای چریكی زیادی را تربیت میكنیم. بعد هم به لبنان میرویم و با امام موسی صدر آشنا میشویم و در كنار یكدیگر برای بازپسگیری منطقه شیعه نشین نبعه میجنگیم.
نبعه - روز - خارجی حسینیه
در حیاط بچههای مختلف كه متوجه عزیمت چمران شدهاند گرد آمدهاند.
عباس: (به بقیه) من نمیفهمم این آدم چه جوری سرپاست؟
قاسم: درست سه شبانهروزه كه لب به غذا نزده.
عباس: و سه شبانهروزه كه یك لحظه نخوابیده.
رزمنده1: موندم این توان و قدرت رو از كجا میآره؟
رزمنده2: چمران با روحش حركت میكنه نه با جسمش.
سیدمهدی شجاعی، مرد رؤیاهای كتابدوستان است و نامش روی جلد هر كتابی كافی است تا به آن اثر اعتماد كنی و مطمئن باشی با كتابی، متفاوت و خواندنی روبهرو هستی. فرقی هم نمیكند كه آن كتاب، روایت است یا داستان یا رمان یا فیلمنامه. نویسندهای كه در مرد رؤیاها هم خوش درخشیده و مشخص است كه برای نوشتن این كتاب هم مثل سایرش پژوهش و مطالعه زیادی داشته. از اشراف او بر اصطلاحات و تكنیكهای سینمایی هم نباید گذشت. اصطلاحاتی كه شاید در اوایل كتاب، برای مخاطب عام كمی دشوار باشد و سردرگمش كند، اما با جلو رفتن روایت، مخاطب هم در فضای داستان قرار میگیرد و مفهوم اصطلاحات سینمایی برایش روشن میشود.
مرد رؤیاها، یك فیلمنامه داستانی تمام عیار درباره زندگی شهید مصطفی چمران است كه توسط سیدمهدی شجاعی به نگارش در آمده و كتاب نیستان آن را منتشر كرده است.
تاكنون آثار زیادی درباره شهید چمران، پدید آمده كه معروفترینشان نخستین جلد مجموعه «نیمه پنهان ماه، چمران به روایت همسر شهید» است و البته فیلم چ اثر ابراهیم حاتمی كیا. اگرچه این دو اثر با استقبال خیلی خوبی مواجه شدند و مخاطبان را با شهید چمران آشنا كردند، اما هركدام بر یك وجه خاص از زندگی ایشان تأكید داشتند؛ در كتاب نیمه پنهان ماه، همسر شهید چمران بیشتر زندگی شخصی ایشان را روایت میكند و در فیلم چ چهره نظامی شهید چمران نمایش داده میشود، اما سیدمهدی شجاعی در كتاب «مرد رؤیاها» روایت همه جانبهای از زندگی این شهید بزرگوار ارائه میدهد. این كتاب، یك جورهایی حكایت خود شجاعی است؛ یعنی نویسندهای كه مشغول پژوهش درباره شهید چمران است و در حین تحقیق به دستنوشتههای ایشان برمیخورد و زندگی چمران مثل یك فیلم در ذهنش مرور میشود. از آنجایی كه جناب نویسنده، رگ خواب ما را بلد است زندگی شهید چمران را با ماجرای آشنایی ایشان و خانم پروانه ـ همسر آمریكاییشان ـ آغاز كرده است.
آمریكا روز - داخلی - منزل پروانه
كادر عكس سكانس قبل باز میشود. خانهای زیبا و مجلل كه اثاث، دكور و وسایل خانه، همه نشان از ثروت و مكنت صاحبخانه دارد.
چمران: (خودكار را زمین میگذارد) اینطوری نمیشود.
پروانه: (وا میرود) چرا؟
چمران: اینجا نیستی.
پروانه: هستم.
چمران: خودت هستی، ولی دلت اینجا نیست.
پروانه: هست.
چمران: ولی به درس نیست.
پروانه: اینو قبول میكنم؛ خودم اینجا هستم؛ دلم هم اینجاست، ولی به درس نیست.
چمران: ( از جا بلند میشود و با مهربانی) پس انشاءا... تا جلسه بعد.
پروانه: (بیقرار) نه، بنشین!
چمران تأمل میكند، اما نمینشیند.
پروانه: نمیپرسی كه چرا دلم به درس نیست؟ نمیپرسی كه دلم كجاست؟
چمران: دوست ندارم تو مسائلی كه به من مربوط نمیشه دخالت كنم.
پروانه: مربوط میشه. اتفاقا فقط به تو مربوط میشه.
چمران: (متعجب مینشیند) به من؟
پروانه: (انگار باری سخت را از دل خود برمیدارد) تو فرهنگ شما ایرانیها اگر كسی، كسی رو دوست داشته باشه، چطور باید بهش بگه؟
چمران: (هنوز نفهمیده) تو فرهنگ ما؟...خب... راههای مختلفی وجود داره...یكی از... نزدیكترینش گفتن صریح و مستقیم و بیپرده است.
پروانه: پس من صریح و مستقیم و بیپرده بهت میگم كه دوستت دارم.
همانطور كه متوجه شدید قالب این اثر، فیلمنامه است؛ یعنی شجاعی داستانها را ریخته توی فیلم و طی سیزده قسمت، روایت دلنشینی از شخصیت و زندگی شهید چمران ارائه داده است. مهمترین ویژگی این قالب، تصویری بودن آن است؛ به طوری كه تمام صحنههای زندگی شهید چمران مثل یك فیلم پر جزئیات در برابر چشمان مخاطب تداعی میشود. گویا همه آدمها زنده هستند و تمام اتفاقات، همین الآن به وقوع میپیوندد. انتخاب این قالب متفاوت و جذاب، سبب همذاتپنداری مخاطب میشود؛ انگار خودش جزئی از اتفاقات است و در تمام صحنهها حضور دارد. لوكیشنهای این فیلمنامه داستانی هم متنوع و جالب است: آمریكا، مصر و لبنان. البته دوربین آقای نویسنده هر از گاهی هم به ایران سرك میكشد و كودكی و نوجوانی مصطفی را هم نشانمان میدهد.
مرد رؤیاها با روایت آشنایی مصطفی چمران و همسر آمریكاییاش، پروانه، شروع میشود. نكته جالب در این قسمت كه شاید خیلی از مخاطبین نمیدانند این است كه پروانه، اصلیتی اسكاتلندی دارد و فرزندخوانده پدر و مادری آمریكایی است. از این نكات جالب در سراسر كتاب، كم نیست. پس از ماجرای آشنایی پروانه و آقا مصطفی به سازمان ملل میرویم و درگیر ماجرای تحصن شهید چمران در مقابل این سازمان میشویم و به جنایات رژیم پهلوی اعتراض میكنیم و آنقدر این اعتراضها را ادامه میدهیم كه چند فصل بعد! مانع اعطای دكترای افتخاری به محمد رضا شاه میشویم.
البته مبارزات و اعتراضاتمان به همین جا ختم نمیشود و در فصل بعد وارد سفارتخانه ایران در واشنگتن میشویم و خبرنگاران رادیو و تلویزیون را دور خودمان جمع میكنیم. هر چه جلوتر میرویم ماجراهای مهیجتری در انتظارمان است. مثلا پا به پای چمران به مصر میرویم و ضمن ملاقات عبدالناصر، رئیسجمهور این كشور، تجهیزات نظامی دریافت میكنیم و نیروهای چریكی زیادی را تربیت میكنیم. بعد هم به لبنان میرویم و با امام موسی صدر آشنا میشویم و در كنار یكدیگر برای بازپسگیری منطقه شیعه نشین نبعه میجنگیم.
نبعه - روز - خارجی حسینیه
در حیاط بچههای مختلف كه متوجه عزیمت چمران شدهاند گرد آمدهاند.
عباس: (به بقیه) من نمیفهمم این آدم چه جوری سرپاست؟
قاسم: درست سه شبانهروزه كه لب به غذا نزده.
عباس: و سه شبانهروزه كه یك لحظه نخوابیده.
رزمنده1: موندم این توان و قدرت رو از كجا میآره؟
رزمنده2: چمران با روحش حركت میكنه نه با جسمش.
سیدمهدی شجاعی، مرد رؤیاهای كتابدوستان است و نامش روی جلد هر كتابی كافی است تا به آن اثر اعتماد كنی و مطمئن باشی با كتابی، متفاوت و خواندنی روبهرو هستی. فرقی هم نمیكند كه آن كتاب، روایت است یا داستان یا رمان یا فیلمنامه. نویسندهای كه در مرد رؤیاها هم خوش درخشیده و مشخص است كه برای نوشتن این كتاب هم مثل سایرش پژوهش و مطالعه زیادی داشته. از اشراف او بر اصطلاحات و تكنیكهای سینمایی هم نباید گذشت. اصطلاحاتی كه شاید در اوایل كتاب، برای مخاطب عام كمی دشوار باشد و سردرگمش كند، اما با جلو رفتن روایت، مخاطب هم در فضای داستان قرار میگیرد و مفهوم اصطلاحات سینمایی برایش روشن میشود.
مرد رؤیاها، یك فیلمنامه داستانی تمام عیار درباره زندگی شهید مصطفی چمران است كه توسط سیدمهدی شجاعی به نگارش در آمده و كتاب نیستان آن را منتشر كرده است.




