بایگانی

بایگانی

در این بخش به بازخوانی حوادث قدیمی می‌پردازیم که فقط برخی افراد سن و سال‌دار آنها را به یاد دارند. لازم به ذکر است دلیل قدیمی بودن ادبیات، نثر و نگارش این است که برای همان نسل بسیار جذاب و یادآور خاطرات آن زمان خواهد بود.  این هفته اخبار حوادث سال 1359 را با منبع  دیده‌بان تاریخ مرور می‌کنیم.

۶ دختر و پسر برای پدرشان  تقاضای اعدام کردند
شش فرزند شخصی به‌نام «مهران» طی نامه‌ای که به دادستان آبادان تسلیم داشتند برای پدرشان که مادر آنها«زینب»را با تیغ سلمانی بقتل رسانده است تقاضای اعدام کردند!  این تقاضای کم‌سابقه اهالی خوزستان را دربهت و حیرت فرو برد و نام فرزندان متهم به قتل روی پرونده مربوطه قرار گرفت تا مورد بررسی قرار گیرد. فرزندان مهران متهم بقتل آبادانی که همسرش را بطرز فجیعی بقتل رسانده است، از سازمان زنان و انجمن‌های خیریه آبادان درخواست رسیدگی بتقاضای خود را کردند.  ماجرا از موقعی شروع شد که «مهران» ساکن آبادان با همسر جوان و زیبای خود اختلاف پیدا کرد و همسرش به‌عنوان قهر خانه او را ترک کرد و به منزل برادرش رفت.   شب‌هنگام وقتی مهران بخانه بازگشت، از فرزندان خود خواست که مادرشان را بخانه بازگرداند، تا صبح با وی به دادگاه حمایت خانواده بروند.وی با این حیله «زینب» را به قتلگاه کشانید، بچه‌ها به خانه دایی خود رفتند و با خواهش و گریه مادرشان را به خانه بازگرداندند و بدین‌سان نطفه یک جنایت بسته شد.  شش کودک بی‌گناه مادرشان را که از صمیم قلب دوست داشتند، بخانه آوردند ولی از سرنوشت شوم و هرگز آگاه نشدند تا آن‌که سپیده‌دم خونین دمید! بامداد روز بعد، فرزندان زینب هنگامی‌که به اطاق وی رفتند تا او را بیدار کنند، با جسد غرقه بخون مادر خود روبه‌رو شدند! این یکی از فجیع‌ترین صحنه‌های زندگی شش کودک بود، آنها مادر خود را بی‌جان و خون‌آلود در بستر یافتند و بربالینش به شیون پرداختند.مهران، متهم بقتل وپدرکودکان فرارکرده بود، همسایگان سررسیدند و هر دم چهره فجیع جنایت بیش‌از پیش نمودار می‌شد.این جنایت هولناک در شاه‌آباد، «آبادان» روی داد و اکنون این خانه که زمانی کانون گرم یک خانواده بود در سکوت و تاریکی مطلق فرو رفته است. مهران، متهم بقتل در زندان است. زینب،همسر او در دل خاک آرمیده وفرزندان آن‌ دو برای همیشه خانه راترک کردند! آنها دیگر قدرت بازگشت بخانه خود را ندارندو درخانه دایی‌شان سکونت گزیده‌اند.نامه‌ای که دیروز تسلیم دادسرای آبادان شد،به امضای شش فرزند مهران بود. دو پسر مهران و زینب هر دو ۱۸ساله هستند و همین امر به‌نامه حالت جدی‌تر و قانونی‌تری بخشیده است.  آنها همگی از دادستان آبادان برای پدرشان تقاضای اعدام کردند، زیرا اوکانون گرم آنها رابرای همیشه از هم پاشیده و هم او بوده‌است که مادر جوانشان را بکام مرگ فرستاده است.«یکی از پسران، دانش‌آموز کلاس ششم ریاضی است و می‌گوید: در وجود پدرمان «مهران» ذره‌ای محبت وجود نداشت و ندارد، پدرمان می‌گفت مادرمان زینب نباید در آرایشگاه کار کند و میگفت مادرمان برای او همسر خوبی نبوده است ولی این یک دروغ بود، زیرا او مادر مهربان و همسر وفاداری بود. پدر بارها ما را که بزرگ‌تر بودیم، تشویق کرده بود که مادر خود را بقتل برسانیم، ولی مگر چنین چیزی امکان دارد؟ آخر برای چه؟ عاقبت نیز خود او دست‌هایش را بخون مادرمان آلوده ساخت. 

روزنامه اطلاعات