صاحبمنصبان واشنگتن اعتراف کردند که کاخسفید با پذیرش آتشبس، اعتبار ایالات متحده را نابود کرد
موج انتقادات داخلی به ترامپ
مقامات و تحلیلگران آمریکایی، با انتشار موجی از انتقادات تند، آتشبس اعلامشده توسط دونالد ترامپ با ایران را «شکست فاجعهبار» و «شرم تاریخی» برای کاخسفید خواندند. سناتور کریس کونز عقبنشینی ترامپ از تهدیدهای جنگی را ضربهای مستقیم به اعتبار آمریکا دانست و تأکید کرد که این توافق، برخلاف ادعاهای پیروزی، ایران را در موقعیتی قویتر از پیش از جنگ قرار داده و تنگه هرمز همچنان تحت کنترل تهران باقی مانده است.
سید رضا حسینی - گروه بینالملل
نمایندگان کنگره از جمله یاسمین انصاری و جیم مکگاورن نیز برقراری آتشبس را تکرار «چرخه احمقانه» تصمیمات ترامپ جهت ایجاد بحران، ادعای حل آن و سپس عقبنشینی با هزینههای هنگفت توصیف کردند. درهمین راستا آدام کینزینگر، نماینده سابق با طعنه یادآور شد که سطح غنیسازی اورانیوم ایران همان ۱۰۰۰ پوند پیش از جنگ باقیمانده، اما این بار با عوارض سنگین بر کشتیها در تنگه هرمز همراه شده است.
بنرودز، معاون سابق مشاور امنیت ملی، فهرست خسارات با ذکر هزاران کشته بیگناه در ایران و لبنان، صدها میلیارد دلار هزینه، آسیب جدی به پایگاهها و سفارتخانههای آمریکایی، کاهش شدید مهمات، تورم جهانی و تقویت ولادیمیر پوتین را کامل کرد. مکس برنز، نویسنده نشریه دِ هیل نیز با کنایه نوشت که ایران در این توافق به کنترل کامل تنگه هرمز، غنیسازی نامحدود، لغو همه تحریمها و حتی غرامت نقدی دست یافته است. بر اساس گزارش اکسیوس، دور اول مذاکرات رسمی آمریکا و ایران برای نهایی کردن توافق پایان جنگ، روز جمعه در اسلامآباد برگزار خواهد شد.
شورش علیه پادشاه ناکام
عقبنشینی چهلوهفتمین رئیسجمهور آمریکا از مواضع پیشین در جنگ با ایران، زمینه تهاجم مخالفان سیاسی داخلیاش را فراهم کرده است. نیت سوانسون، مقام سابق مذاکرهکننده دولت ترامپ با ایران، دیروز تأکید کرد که اگر دو ماه پیش کسی میگفت دستاورد اصلی آمریکا فقط بازگشایی موقت تنگه هرمز است، این یک ماجراجویی کاملاً بد طراحیشده بوده و ایران اکنون قویتر از قبل ظاهر شده است. او این وضعیت را «تکاندهنده» خواند و گفت که ترامپ ناچار به این تصمیم شده، اما نتیجه آن تضعیف موقعیت واشنگتن است. چاک شومر، رهبر اقلیت دموکرات سنا، آتشبس را «عقبنشینی ناامیدانه ترامپ از لفاظیهای پوچ» خود توصیف کرد و گفت که این جنگ غیرمجاز بدون مجوز کنگره آغاز شد و اکنون ترامپ به دنبال هرگونه راه خروج است. نانسی پلوسی، رئیس سابق مجلس نمایندگان، نیز «بیثباتی» ترامپ را خطرناکتر از همیشه دانست و خواستار احضار فوری کنگر برای پایان جنگ و بررسی احتمال اعمال متمم ۲۵ مرتبط با عدم توانایی رئیسجمهور برای اداره کشور سخن گفت.این انتقادات نشان میدهد که حتی در میان دموکراتها، آتشبس به عنوان نشانهای از شکست سیاست فشار حداکثری دیده میشود.
درهمین راستا جمیل جعفر، یکی از مقامات کاخسفید در دولت بوش پسر، نیز در مصاحبه با سیانان این چارچوب آتشبس را «نقطه شروع فاجعهبار» خواند و هشدار داد که پذیرش شروط ایران بدون دستیابی به محدودیتهای واقعی هستهای، آمریکا و متحدانش را در موقعیت ضعیفتری قرار میدهد. مقامات سابق دیگر در برنامه مذکور نیز بر این نکته تأکید کردند که هزینههای انسانی و مالی جنگ با هیچ دستاورد ملموسی جبران نشده و ایران کنترل تنگه هرمز و برنامه هستهای خود را حفظ کرده است.
موج انتقادات رسانهای
پذیرش آتشبس دو هفتهای با ایران توسط ترامپ، از سوی رسانههای جریان اصلی غرب به عنوان یک شکست استراتژیک بزرگ برای آمریکا توصیف شده است. گاردین در تحلیل دیروز خود تأکید کرد که این توافق نه تنها هیچکدام از اهداف اولیه جنگ را محقق نکرد، بلکه آمریکا را در موقعیتی ضعیفتر از پیش از آغاز درگیری قرار داد؛ کنترل تنگه هرمز همچنان عملاً در دست ایران باقی ماند، برنامه هستهای تهران دستنخورده است و هزینههای هنگفت انسانی، اقتصادی و نظامی بر دوش واشنگتن افتاده. این رسانه با اشاره به اظهارات برت مکگورک، مقام سابق امنیتی آمریکا، نوشت که نتیجه نهایی بدتر از وضعیت پیش از جنگ است.
نیویورک تایمز دیروز با عنوان «ترامپ مسیر خروج خود را یافت، اما علل جنگ حل نشده باقی ماند»، آتشبس را یک عقبنشینی تاکتیکی دانست که هیچ تغییری در انبار اورانیوم غنیشده ایران ایجاد نکرد و متحدان حاشیه جنوبی خلیجفارسِ آمریکا را در شوک و ناامنی رها کرد. واشنگتنپست نیز در گزارشی مشابه، از تهدیدهای اولیه ترامپ برای «نابودی تمدن ایران» تا پذیرش آتشبس را چرخهای از بلافر و عقبنشینی خواند و تأکید کرد که این روند، اعتبار آمریکا را به شدت آسیب زده است.
در راستای همین روند، پولیتیکو و سیانان گزارش دادند که حتی برخی مقامات سابق دولت ترامپ این آتشبس را «ماجراجویی بد طراحیشده»میدانندکهایران راقویتر ازقبل کرده است.سناتورهای دموکرات وحتی برخی جمهوریخواهان محتاط، آن را نشانهای از ناکامی سیاست فشار حداکثری و تکرار الگوی بحرانسازی بدون نتیجه دانستند. این انتقادات نشان میدهد که رسانههای غربی، آتشبس را نه پیروزی، بلکه یک «خروج اضطراری» پرهزینه ارزیابی میکنند که هژمونی آمریکا در منطقه را بیش از پیش زیر سؤال برد.
تکرار تراژدیک تاریخ
نایل فرگوسن، تاریخدان برجسته، در مقاله اخیر خود با عنوان «چگونه قدرتهای بزرگ جنگهایی را که در حال برنده شدن هستند، میبازند»، جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران را به بحران کانال سوئز ۱۹۵۶ مقایسه کرد. در آن بحران انگلستان و فرانسه با وجود موفقیت اولیه نظامی، در نهایت با فشار اقتصادی، سیاسی و بینالمللی مجبور به عقبنشینی ذلتبار شدند و کنترل کانال سوئز را از دست دادند. فرگوسن هشدار میدهد که واشنگتن و تلآویو نیز در تنگه هرمز دقیقاً به همان تله پیروزی تاکتیکی اولیه، اما شکست استراتژیک کامل افتادهاند. پذیرش آتشبس ده مادهای ایران توسط ترامپ، تکرار دقیق همان سرنوشت استعماری لندن و پاریس است. همانطور که مصر جمال عبدالناصر با بستن کانال سوئز، غرب را به زانو درآورد، جمهوری اسلامی با حفظ کنترل کامل تنگه هرمز، اختلال در جریان انرژی جهانی و دریافت عوارض، آمریکا و رژیم صهیونیستی را وادار به پذیرش شرایط خود کرد.
هزاران کشته بیگناه، صدها میلیارد دلار هزینه، آسیب به پایگاههای آمریکایی و کاهش شدید مهمات، همه نشاندهنده آن است که این جنگ نه تنها رژیم مقاومت را تضعیف نکرد، بلکه درست مانند تقویت دولت ناسیونالیست ناصر پس از بحران کانال سوئز آن را قویتر و تثبیتشدهتر کرد. این عقبنشینی، نوید پایان هژمونی آمریکا در جهان است؛ همانطور که بحران سوئز، پایان امپراتوری بریتانیا و فرانسه را رقم زد و راه را برای قدرتهای نوظهور هموار کرد. فرگوسن تأکید میکند که اعتبار پکس آمریکایی، مانند پکس بریتانیکا، به شدت آسیب دیده و این شکست، زمینه را برای نظم جدید بینالمللی فراهم میکند که در آن قدرتهای جدید مانند ایران، چین و روسیه نقش محوری خواهند یافت. درواقع پذیرش شروط تهران ، نه پیروزی، بلکه «سوئز آمریکایی» است که هژمونی واشنگتن-تلآویو را برای همیشه فرو ریخت.
بنرودز، معاون سابق مشاور امنیت ملی، فهرست خسارات با ذکر هزاران کشته بیگناه در ایران و لبنان، صدها میلیارد دلار هزینه، آسیب جدی به پایگاهها و سفارتخانههای آمریکایی، کاهش شدید مهمات، تورم جهانی و تقویت ولادیمیر پوتین را کامل کرد. مکس برنز، نویسنده نشریه دِ هیل نیز با کنایه نوشت که ایران در این توافق به کنترل کامل تنگه هرمز، غنیسازی نامحدود، لغو همه تحریمها و حتی غرامت نقدی دست یافته است. بر اساس گزارش اکسیوس، دور اول مذاکرات رسمی آمریکا و ایران برای نهایی کردن توافق پایان جنگ، روز جمعه در اسلامآباد برگزار خواهد شد.
شورش علیه پادشاه ناکام
عقبنشینی چهلوهفتمین رئیسجمهور آمریکا از مواضع پیشین در جنگ با ایران، زمینه تهاجم مخالفان سیاسی داخلیاش را فراهم کرده است. نیت سوانسون، مقام سابق مذاکرهکننده دولت ترامپ با ایران، دیروز تأکید کرد که اگر دو ماه پیش کسی میگفت دستاورد اصلی آمریکا فقط بازگشایی موقت تنگه هرمز است، این یک ماجراجویی کاملاً بد طراحیشده بوده و ایران اکنون قویتر از قبل ظاهر شده است. او این وضعیت را «تکاندهنده» خواند و گفت که ترامپ ناچار به این تصمیم شده، اما نتیجه آن تضعیف موقعیت واشنگتن است. چاک شومر، رهبر اقلیت دموکرات سنا، آتشبس را «عقبنشینی ناامیدانه ترامپ از لفاظیهای پوچ» خود توصیف کرد و گفت که این جنگ غیرمجاز بدون مجوز کنگره آغاز شد و اکنون ترامپ به دنبال هرگونه راه خروج است. نانسی پلوسی، رئیس سابق مجلس نمایندگان، نیز «بیثباتی» ترامپ را خطرناکتر از همیشه دانست و خواستار احضار فوری کنگر برای پایان جنگ و بررسی احتمال اعمال متمم ۲۵ مرتبط با عدم توانایی رئیسجمهور برای اداره کشور سخن گفت.این انتقادات نشان میدهد که حتی در میان دموکراتها، آتشبس به عنوان نشانهای از شکست سیاست فشار حداکثری دیده میشود.
درهمین راستا جمیل جعفر، یکی از مقامات کاخسفید در دولت بوش پسر، نیز در مصاحبه با سیانان این چارچوب آتشبس را «نقطه شروع فاجعهبار» خواند و هشدار داد که پذیرش شروط ایران بدون دستیابی به محدودیتهای واقعی هستهای، آمریکا و متحدانش را در موقعیت ضعیفتری قرار میدهد. مقامات سابق دیگر در برنامه مذکور نیز بر این نکته تأکید کردند که هزینههای انسانی و مالی جنگ با هیچ دستاورد ملموسی جبران نشده و ایران کنترل تنگه هرمز و برنامه هستهای خود را حفظ کرده است.
موج انتقادات رسانهای
پذیرش آتشبس دو هفتهای با ایران توسط ترامپ، از سوی رسانههای جریان اصلی غرب به عنوان یک شکست استراتژیک بزرگ برای آمریکا توصیف شده است. گاردین در تحلیل دیروز خود تأکید کرد که این توافق نه تنها هیچکدام از اهداف اولیه جنگ را محقق نکرد، بلکه آمریکا را در موقعیتی ضعیفتر از پیش از آغاز درگیری قرار داد؛ کنترل تنگه هرمز همچنان عملاً در دست ایران باقی ماند، برنامه هستهای تهران دستنخورده است و هزینههای هنگفت انسانی، اقتصادی و نظامی بر دوش واشنگتن افتاده. این رسانه با اشاره به اظهارات برت مکگورک، مقام سابق امنیتی آمریکا، نوشت که نتیجه نهایی بدتر از وضعیت پیش از جنگ است.
نیویورک تایمز دیروز با عنوان «ترامپ مسیر خروج خود را یافت، اما علل جنگ حل نشده باقی ماند»، آتشبس را یک عقبنشینی تاکتیکی دانست که هیچ تغییری در انبار اورانیوم غنیشده ایران ایجاد نکرد و متحدان حاشیه جنوبی خلیجفارسِ آمریکا را در شوک و ناامنی رها کرد. واشنگتنپست نیز در گزارشی مشابه، از تهدیدهای اولیه ترامپ برای «نابودی تمدن ایران» تا پذیرش آتشبس را چرخهای از بلافر و عقبنشینی خواند و تأکید کرد که این روند، اعتبار آمریکا را به شدت آسیب زده است.
در راستای همین روند، پولیتیکو و سیانان گزارش دادند که حتی برخی مقامات سابق دولت ترامپ این آتشبس را «ماجراجویی بد طراحیشده»میدانندکهایران راقویتر ازقبل کرده است.سناتورهای دموکرات وحتی برخی جمهوریخواهان محتاط، آن را نشانهای از ناکامی سیاست فشار حداکثری و تکرار الگوی بحرانسازی بدون نتیجه دانستند. این انتقادات نشان میدهد که رسانههای غربی، آتشبس را نه پیروزی، بلکه یک «خروج اضطراری» پرهزینه ارزیابی میکنند که هژمونی آمریکا در منطقه را بیش از پیش زیر سؤال برد.
تکرار تراژدیک تاریخ
نایل فرگوسن، تاریخدان برجسته، در مقاله اخیر خود با عنوان «چگونه قدرتهای بزرگ جنگهایی را که در حال برنده شدن هستند، میبازند»، جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران را به بحران کانال سوئز ۱۹۵۶ مقایسه کرد. در آن بحران انگلستان و فرانسه با وجود موفقیت اولیه نظامی، در نهایت با فشار اقتصادی، سیاسی و بینالمللی مجبور به عقبنشینی ذلتبار شدند و کنترل کانال سوئز را از دست دادند. فرگوسن هشدار میدهد که واشنگتن و تلآویو نیز در تنگه هرمز دقیقاً به همان تله پیروزی تاکتیکی اولیه، اما شکست استراتژیک کامل افتادهاند. پذیرش آتشبس ده مادهای ایران توسط ترامپ، تکرار دقیق همان سرنوشت استعماری لندن و پاریس است. همانطور که مصر جمال عبدالناصر با بستن کانال سوئز، غرب را به زانو درآورد، جمهوری اسلامی با حفظ کنترل کامل تنگه هرمز، اختلال در جریان انرژی جهانی و دریافت عوارض، آمریکا و رژیم صهیونیستی را وادار به پذیرش شرایط خود کرد.
هزاران کشته بیگناه، صدها میلیارد دلار هزینه، آسیب به پایگاههای آمریکایی و کاهش شدید مهمات، همه نشاندهنده آن است که این جنگ نه تنها رژیم مقاومت را تضعیف نکرد، بلکه درست مانند تقویت دولت ناسیونالیست ناصر پس از بحران کانال سوئز آن را قویتر و تثبیتشدهتر کرد. این عقبنشینی، نوید پایان هژمونی آمریکا در جهان است؛ همانطور که بحران سوئز، پایان امپراتوری بریتانیا و فرانسه را رقم زد و راه را برای قدرتهای نوظهور هموار کرد. فرگوسن تأکید میکند که اعتبار پکس آمریکایی، مانند پکس بریتانیکا، به شدت آسیب دیده و این شکست، زمینه را برای نظم جدید بینالمللی فراهم میکند که در آن قدرتهای جدید مانند ایران، چین و روسیه نقش محوری خواهند یافت. درواقع پذیرش شروط تهران ، نه پیروزی، بلکه «سوئز آمریکایی» است که هژمونی واشنگتن-تلآویو را برای همیشه فرو ریخت.




