گفتوگو با مجتبی امینی، تهیهكننده سریال گاندو:
گاندو، طرح شفافسازی و مطالبهگری نظام است
چرا در برخی قسمتهای سریال وقتی حرف از سازمانهای جاسوسی میشود، خیلی مستقیمگویی میكنید و اطلاعات مستقیم به مخاطب ارائه میشود؟ هدفتان از این مستقیم گویی چه بوده؟ این در حالی است كه بیشتر مردم در حال حاضر از طریق شبكههای مجازی به چنین اطلاعاتی دسترسی دارند.
قصه سریال گاندو بر اساس اتفاقات واقعی است كه در كشور رقم خورده است. ما یك سال زمان برای طراحی و تحقیق این سریال زمان گذاشتیم. البته اسامی داخلی واقعی نیستند، اما داستان واقعی است. همچنین وقتی حرف از نهادها و سازمانهای جاسوسی میزنیم، چون بر اساس مستندات است به شكل مستقیم به آنها پرداختهایم. ما هیچ تحریفی در داستان نكردهایم. زمانی كه ما به پرونده جاسوسی جیسون رضاییان پرداختیم، نمیخواستیم خیلی سریع از این پرونده رونمایی كنیم، بلكه میخواستیم مردم با فضای داستان جلو بروند و بعد متوجه شوند. ولی از آنجا كه شبكههای مجازی دامنهاش وسیع شده بعد از اولین قسمت مردم متوجه شدند پرونده جیسون رضاییان است. همچنین در كنارش دیگر پروندهها واقعی است. از سوی دیگر اوباما، رئیسجمهور آمریكا شخصا درگیر پرونده جیسون بود و این واقعیت داشت كه 7/1 میلیارد دلار را وارد ایران كرد. اهمیت این پرونده به حدی بود كه شخص رئیسجمهور كه معمولا هیچوقت درگیر نمیشود، پیگیر بود و آنها ضربه به مردم ایران زدند. پس ما مسیر را درست رفتیم و میتوانم به یقین بگویم سریال گاندو در این حوزه دست روی واقعیتها گذاشت.
آرش قادری فیلمنامههای معمایی و جاسوسی نوشته است، اما تا به امروز فیلمنامهای به قدرت گاندو ننوشته بود. آیا در كنار او افرادی از سازمان امنیتی ایران حضور داشتند؟
مدیریت پروژه گاندو براساس استانداردی شكل گرفت و مدعی هستیم كه در این ژانر در 40 سال گذاشته، مجموعهای تولید نشده است. در واقع استانداردسازی در این گونه سریال رقم خورده است. ما شتابزدگی نداشتیم و با صبر كارمان را انجام دادیم. یك سال تحقیق و پژوهش با حضور كارشناسان نخبه داشتیم و همه زوایای مختلف مورد ارزیابی قرار گرفت. بنابراین بدون شتابزدگی و تحقیق، نگارش، پیشتولید و تولید انجام شد. با طمانینه كار كردیم تا به قول معروف دم بكشد. باید بگویم ما بلوغ آرش قادری را در فیلمنامه گاندو میبینیم. او نویسنده باتجربهای است و كولهبار تجربیاتش را به سریال گاندو آورد و آن را نوشت.
معمولا در چنین آثاری عوامل با احتیاط پای كار میآیند و نگران كارهای بعدی شان هستند. آیا سراغ بازیگری رفتید که نخواهد با پروژه همكاری كند؟
مسلما در هر پروژهای محدودیت نگاهها وجود دارد. ما از روز اول با جواد افشار هیچ مشكلی نداشتیم و برای عوامل پشت یا جلوی دوربین به كسی خواهش یا تمنا نكردیم، بلكه سراغ كسانی رفتیم كه اعتقاد داشته باشند. سخن كز دل برآید لاجرم بر دل نشیند. اگر قرار بود كسی را بیاوریم كه اعتقاد ندارد، مسلما وقتی دیالوگ میگفت بدون روح و انرژی میگفت و همه زحمات زیرسؤال میرفت. همه عوامل از بازیگر گرفته تا پشت صحنه همدلانه پای كار بودند و كار در نهایت آرامش انجام شد. واقعا هیچ حاشیهای نداشتیم. داریوش فرهنگ نقش به این زیبایی آفرید یا وحید رهبانی كه بعد از این همه درس خواندن و تجربه تئاتری به بلوغ بازیگری رسیده و در این سریال كولاك كرد. همه بازیگران زحمت كشیدند. واقعا پیام دهكردی با جان و دل كار كرد.
شنیدهایم دهكردی برای بازی در نقش مایكلهاشمیان وزن اضافه كرد؟
بله، 25 كیلو وزن اضافه كرد. او هنگام پیشتولید راشهای جیسون را میدید و خیلی برای در آوردن نقشش زحمت كشید. روی زبان، گویش، وزن و... دهكردی از نخبههای تئاتر است و به نظرم برای درآوردن نقش بدمن كولاك كرد. او یك جاسوس را به معنای واقعی خلق كرد. همچنین محمدرضا شریفینیا كه خیلی بازی پیچیدهای داشت، خوش درخشید.
بازیگرانی كه برای سازمان امنیتی انتخاب كردید، خیلی جوان هستند، حتی چهرههایشان به بچههای دبیرستان میخورد. آیا در واقعیت هم اینطور است و جوانان در سازمان امنیتی فعال هستند؟
در طبقهبندی شخصیتهای امنیتی ما داریوش فرهنگ را داریم كه سن و سالی دارد. در كنار او خسرو شهراز، بازیگر نقش بازجو هست كه به نظرم بازی فوقالعادهای دارد و از حرفهایهای تئاتر است. در رده فرمانده میانی وحید رهبانی را گذاشتیم و در كنار او جوانان دغدغهمند كه روحیه جهادی و جنگندگی دارند، قرار دادهایم كه گرههای خاص پروندهها را باز میكنند. در واقعیت هم اینطور است كه جوانان پای كار هستند و با واقعیت انطباق دارد. ما در لایههای كار نیروهای جوان تازهنفس داریم كه بزرگترها بالای سرشان هستند و آنها را راهبری میكنند، بنابراین ما تحریف نكردهایم و سریال كاملا بر اساس مستندات واقعی ساخته شده است.
سریال گاندو خیلی مردانه است و با وجود اینكه زنان در سریال پراكنده حضور دارند، اما نقشهایشان كلیدی نیست. چرا تا این حد مردانه ساختهاید؟
(با خنده) فضا فكر كنم فمنیستی شد! اتفاقا ما هفت یا هشت زن در قصه داریم كه نقشهای كلیدی بازی میكنند. حال باید دید كه كلیدی را از كدام منظر شما دیدهاید. سارا خویینیها و آزیتا تركاشوند (مرجان و گلی) نقشهای منفی زن قصه را بازی كردند كه چنین زنانی در دهههای گذشته در پروندههای جاسوسی نقشهای زیادی داشتند. شخصیتهایی كه خیلی هم پیچیده بودند و ما در درام قصه از آنها استفاده كردیم. از طرف دیگر مامور امنیتی خانم داریم كه لیلا اوتادی آن را بازی میكند و در جاهایی ورود پیدا میكند كه مردان نمیتوانند ورود داشته باشند. نقش او كم نیست یا از طرف دیگر سوگل طهماسبی را داریم كه نقش زن محمد (وحید رهبانی) را بازی میكند كه نمونه صبوری است یا مادر محمد را نسرین نكیسا بازی میكند كه در صحنههای مختلف ما رابطه محمد با مادرش را میبینیم. یا كمند امیرسلیمانی نقش منفی زن را بازی میكند. برخلاف شما معتقدم زنان درست سر جایشان نشستهاند و اگر میخواست پررنگ شود، غلو میشد. در مجموع سریال گاندو پربازیگر و سخت بود و مدیریت آنها كار راحتی نبود.
گاهی به سریال نگاه میكنیم این طور استنباط میشود كه فضای كشور امنیتی است و همه مردم تحت نظر هستند.
در یك كلام باید بگویم طلا كه پاك است چه منتش به خاك است؟ وقتی شهروند محترم زندگی كند كسی كاری به او ندارد. خب اگر اینطور باشد شما وقتی سریال 24 هم ببینید حتما با خودتان میگویید كه فضای آمریكا امنیتی است و همه حواسشان هست. امنیتی بودن یك كشور نشاندهنده توانایی و هوشیاریاش است و آرامش برقرار است. وقتی آرامش حاكم باشد شما سرتان را روی بالش میگذارید و با خیال راحت میخوابید. بنابراین نگاه گاندو به نگاههای مریض و فاسدی هست كه در حوزه امنیت ملی است.
در این سریال نه تنها تابوشكنی به لحاظ موضوع كردهاید، بلكه در ساختار هم این اتفاق افتاده است. معمولا سریالها در قسمتهای ابتدایی به معرفی شخصیتها اختصاص دارد، اما شما در همان قسمت اول میخ را به قول معروف كوبیدید. آیا میخواستید به لحاظ ساختار سریال گاندو به سریالهای جاسوسی خارجی نزدیك باشد؟
بله. ما در همان قسمت اول میخ را كوبیدیم و میخواستیم با یك داستان پر گره مخاطب را درگیر كنیم. در فضای فنی و تولید این اتفاق نمیافتد، چون استانداردهایمان با آن طرف فرق میكند، اما به لحاظ محتوا كمتر از آنها نیستیم و استانداردهای درام بالاست. در مجموع جایگاه فیلمسازی ما پایین نیست و جایگاه خوبی داریم. هدف ما این بود كه تمام توان خود را بگذاریم و كاری بسازیم كه استانداردهایش بالا باشد تا بعد از آن هر كس دیگری كار میكند از این استاندارد پایین تر عمل نكند، زیرا ما با گاندو توقع مردم را بالا بردیم. البته همین هم كار ما را برای ساخت فصلهای بعدی سخت میكند، چون توقع مردم از ما بالا رفته است. بازتابهایی كه از مردم دریافت میكنیم نشان میدهد خیلی ارتباط گرفتهاند. البته میدانیم كه ایرادهایی هم داشتیم، اما همه با انرژی كار كردند. خیلی بیخوابی كشیدهایم و هر شب پای میز مونتاژ كلی بحث میكنیم كه ایكاش این صحنه را این طور میگرفتیم و... به هر حال اگر بخواهیم گاندو یك را یك بار دیگر بسازیم حتما متفاوت با آن چیزی میشد كه الان پخش میشود.
آیا قرار است ادامه گاندو را بسازید؟
از ابتدا ما این سریال را در چند فصل برنامهریزی و طراحی كرده بودیم. حال باید دید قسمت چه میشود. البته در حال حاضر خیلی خسته هستیم، چون سریال پیچیدهای ساختیم و باید دید حجم فشارها چطور میشود. اگر قرار باشد گاندو بیپروا و شفاف نباشد، نساختنش بهتر از ساختنش است.
تصور مردم از ماموران امنیتی، افرادی كلاسیك و با چهرهای خشك و رسمی است، اما این اتفاق در سریال گاندو رخ نداد و به غیر از داریوش فرهنگ كه نقش عبدی را بازی میكند كه سبک خاصی در سریال دارد، بقیه خیلی راحت هستند از جمله وحید رهبانی و دیگر بازیگران. یعنی این افراد شوخی هم میكنند و خشك و رسمی نیستند. آیا با واقعیت این موضوع انطباق دارد یعنی ماموران امنیتی اینطور هستند كه شما نشان دادید؟
بله با واقعیت انطباق دارد و ضمن اینكه كاملا میخواستیم مخاطب همذاتپنداری كند. ممكن است در اذهان عمومی فكر كنند ماموران امنیتی خشك و رسمی هستند، اما این طور نیست و آنها هم مثل بقیه زندگی میكنند و مردمی هستند. ما با واقعیت جلو رفتیم و تحریف نكردیم. به نظرم این هم در كار در آمده است و آقای افشار هم از همه تجربیاتش در همه این سالها استفاده كرده و شخصیتها را شیرین در آورده است. بهطوری كه جوانان قصه گاندو الگوی جوانان و نوجوانان و تبدیل به قهرمان شدهاند. ما شخصیتهای بزرگی در كشور همچون قاسم سلیمانیها داریم كه جوانان با آنها همذاتپنداری میكنند و این اتفاق هم در گاندو رخ داده و الگوسازی كرده است.
در یكی از سكانسها، فرهاد قائمیان بهعنوان جاسوس گوش فردی را كه برایش كار میكند، میكند و این صحنه خشونت در تلویزیون نشان داده میشود. در حالی كه سالهای گذشته آییننامهای در تلویزیون تصویب شده بود كه صحنههای خشن نشان داده نشود. آیا شما برای این صحنه با مشكلی روبهرو نشدید؟
این سكانس خیلی بیشتر بود و درگیری وحشتناكتر، اما از آنجا كه خانواده پای تلویزیون نشسته، كمش كردیم. اما اگر فقط به هل دادن اكتفا میكردیم، صحنه قتل در نمیآمد. به همین دلیل مجبور بودیم استانداردهای محتوایی را نشان بدهیم.
پس این صحنه ممیزی شد؟
بله هم خودمان و هم پخش سازمان ممیزی كرد. البته باید در این بخش از مصاحبه از بازی فوقالعاده فرهاد قائمیان بگویم كه واقعا مخاطب در این سریال شاهد یك بازی جدید از قائمیان است كه با هیچ كدام از كارهایش قابل مقایسه نیست. واقعا بازی بینظیری دارد بهویژه در این سكانس و سكانس بازجویی كه بعد از قتل انجام شد.
پرونده جیسون مربوط به اطلاعات سپاه بود. تا چه میزان همكاری داشتند؟
خیلی همكاری بود. البته برای برخی این سؤال شكل گرفت كه پرونده در اطلاعات است یا اطلاعات سپاه. باید بگویم همه دستگاههای خدوم كشور در یك راستا زحمت میكشند و برای پرونده جیسون و پروندههایی كه به این ماجرا مربوط بود، كمك كردند.
اما در یك بخش از سریال اختلاف بین این نهادها را برای بررسی پرونده نشان میدهید.
ما اختلاف را نشان ندادیم بلکه تفكیك ماموریت را نشان دادیم. رابطه ویژهای بین دستگاههای امنیتی است و با یكدیگر تعامل دارند. ما تحقیق و پژوهش گستردهای انجام دادیم و هدف این بود كه شفاف با مردم حرف بزنیم و درام سریال گاندو واقعی است.




