سینماگران در تکاپوی ثبت  باشکوه‌ترین تشییع ایران

مستندسازان با ثبت جزئیات آیین حماسی بدرقه با رهبری شهید درصدد تبدیل این سوگ ملی به سندی ماندگار از آغاز یک دوران جدید هستند

سینماگران در تکاپوی ثبت باشکوه‌ترین تشییع ایران

نهم اسفند، صدای انفجارهای مهیب در قلب پایتخت، صبح را به شبی تار بدل کرد و سومین جنگ تحمیلی علیه ملت ایران آغاز شد. اما تنها این جنگ نبود که روزهای پایانی سال و فضای معنوی ماه رمضان را برای همگان تلخ کرد.

امیرحسین حیدری - گروه فرهنگ و هنر

خبر سحرگاه دهم اسفند که از رسانه ملی طنین‌انداز شد، به جنگ رمضان رنگ‌وبویی دیگر بخشید. مهدی خسروی، مجری شبکه خبر، با صدایی که بغض راه آن را بسته بود، شهادت رهبر معظم انقلاب را اعلام کرد. از همان روزها، زمانی که مردم و مسئولان توانستند این واقعیت هولناک را بپذیرند، تلاش‌ها برای برگزاری هرچه باشکوه‌تر مراسم وداع، تشییع و تدفین پیکر پاک قائد شهید آغاز شد. اکنون با گذشت بیش از 100 روز از این واقعه، همه امکانات برای برگزاری این مراسم مهیا شده است و اهالی هنر، به‌ویژه مستندسازان، به‌عنوان امانتداران تاریخ برای نسل‌های آینده، دست به کار شده‌اند تا این رویداد را ثبت و ضبط کنند. به همین بهانه، در این گزارش بنا داریم در گفت‌وگو با این مستندسازان، از جزئیات این آثار بیشتر آگاه شویم.

این روزها با اعلام زمان دقیق تشییع و زمان‌بندی مراسم وداع مردمی با رهبر شهید آیت‌الله خامنه‌ای، شتاب این گروه‌ها برای مستندسازی و مستندنگاری مراسم بیشتر شده است. رضا میرکریمی سازنده یه حبه قند، دختر و قصر شیرین در حوزه هنری سرپرستی تولید مستند درباره مراسم وداع با رهبر شهید را برعهده دارد و قرار است تیمی از مستندسازان، او را در این پروژه یاری کنند. میرکریمی که در آغاز فیلمسازی چند مستند کارگردانی کرده بود و مستندهای ورزشی‌اش درباره صعود تیم ملی فوتبال ایران به جام‌جهانی‌ دیده شد، مدت‌هاست از دنیای فیلمسازی مستند فاصله گرفته. 

میرکریمی در دهه 90، سرپرستی پروژه «سرداران شهید» درباره هفت سردار شهید بزرگ دفاع‌مقدس (شهید چمران، شهید دوران، شهید خرازی و...‌) را در سازمان سینمایی سوره برعهده گرفت. او مدیر آن پروژه انیمیشنی بود و امیر مهران، فیلمساز جوان کارگردانی را برعهده داشت. آن پروژه که در زمان مقرر به پخش از تلویزیون نرسید، یک دهه بعد با تغییر مدیریت در حوزه هنری، پایان یافت و از شبکه دو پخش شد. باید دید پس از تجربه موفق یه حبه قند و اندکی دوری میرکریمی از حوزه هنری، همکاری او با تیم مستندسازان به نتیجه‌ای قابل توجه ختم می‌شود. او مذاکره و دعوت از سینماگران مستند را شروع کرده و با تکمیل تیمش، کار را شروع می‌کند. 

     روایتی لانگشات از مراسمی باشکوه

در سازمان سینمایی به‌عنوان متولی سینمای کشور قرار است حامد شکیبانیا، تهیه‌کننده مستندهای فیلم ناتمام برای دخترم سمیه، جایی برای فرشته‌ها نیست، هیچکس نخوابد و تولد در زمین سوخته ساخت مستند درباره مراسم تشییع را برعهده داشته باشد. شکیبانیا در گفت‌وگو با روزنامه جام‌جم به تشریح ابعاد و خط روایی مستند در دست تولید پیرامون مراسم تشییع و تدفین رهبر شهید پرداخت. 

وی در پاسخ به پرسشی درباره چگونگی ایجاد انسجام در روایت این مستند با توجه به تعدد مکان‌های فیلمبرداری در شهرها و کشورهای مختلف، اظهار داشت: بنا بر پیشنهاد سازمان سینمایی، تصمیم بر این است که با یک فاصله زمانی به این ماجرا نگریسته شود تا بتوانیم روایتی لانگ‌شات از واقعه ارائه دهیم. البته این به معنای نادیده گرفتن جزئیات نیست اما تمرکز اصلی ما بر یک قصه واحد است‌؛ قصه شهری که مهیا می‌شود و آیینی که لایه‌های مختلفی را در بر می‌گیرد. 

وی افزود: این آیین شامل طیف گسترده‌ای از فعالیت‌هاست‌؛ از کسانی که زیرساخت‌ها را آماده می‌کنند تا خادمینی که به مردم خدمت‌رسانی کرده و نیروهای انتظامات و حفاظت که تامین‌کننده امنیت هستند. شیوه روایی ما در این پروژه، «مشاهده‌گر» و مبتنی بر خط زمانی است که از مراحل آماده‌سازی آغاز شده و تا مراسم تدفین ادامه می‌یابد. شکیبانیا همچنین تصریح کرد: هرچند شهرهای مختلف قصه‌های خاص خود را در این ماجرا دارند اما ما آگاهانه از درگیر شدن در سوژه‌های جزئی و قصه‌های حاشیه‌ای پرهیز می‌کنیم، چراکه هر یک از آنها پتانسیل تبدیل شدن به یک مستند مستقل را دارند. 

این مستندساز درخصوص حضور چهره‌های سرشناس در این اثر و احتمال گفت‌وگو با آنان خاطرنشان کرد: در این مستند، نگاه ما به چهره‌ها تنها معطوف به حضور طبیعی آنها در مراسم است. اگر مهمانان خارجی، شخصیت‌های سیاسی یا چهره‌های فرهنگی و هنری در قاب دوربین‌های ما و در جایگاه معمول خود در مراسم دیده شوند، تصویر آنها به‌عنوان بخشی از حاضران ثبت خواهد شد‌ اما برنامه‌ای برای گفت‌وگوی اختصاصی یا همراهی با این افراد نداریم.  شکیبانیا در پاسخ به سؤالی پیرامون وظیفه مستندساز در مواجهه با چنین رویداد عظیمی و انتخاب بین ثبت جمعیت یا احساسات، بیان داشت: هر دو مقوله جمعیت و مباحث احساسی، بخشی تفکیک‌ناپذیر از واقعیت هستند. با گذشت نزدیک به چهار ماه از شهادت ایشان، نگاه من این است که این واقعه فراتر از یک آیین سوگ، درواقع یک «آیین باشکوه بدرقه» برای شخصیتی است که یک دوره تاریخی را معماری کرده و امروز ما نتایج آن استراتژی‌ها را مشاهده می‌کنیم.  وی با اشاره به ایده «باید برخاست» در لایه‌های پنهان این اثر، افزود: ما به این واقعه به‌عنوان نقطه پایان زندگی یک ‌فرد نگاه نمی‌کنیم، بلکه آن را نقطه آغاز یک دوران جدید می‌بینیم که ‌فرد مورد نظر، مؤثرترین شخص در شکل‌گیری این آغاز بوده است. تلاش ما این است که این نگاه را از طریق موتیف‌ها، استعاره‌ها، دست‌نوشته‌های مردمی و وقایعی که در برابر دوربین رخ می‌دهد، به تصویر بکشیم. 

وی همچنین درباره اهمیت امانتداری تاریخی در ثبت این رویداد برای پژوهشگران آینده تاکید کرد: ثبت واقعیت همواره تحت تأثیر دیدگاه فیلمبردار، محدودیت‌های محیطی و حتی دیدگاه‌های شخصی قرار می‌گیرد اما اثر نهایی باید مخاطب را قانع کند تا بخش درستی از واقعیت را ببیند. دغدغه اصلی ما این است که با وجود تمامی محدودیت‌های امکاناتی یا دیدگاهی، به لایه‌های مختلف این اتفاق نزدیک شویم‌؛ چراکه این واقعه تنها حضور پیروان وفادار نیست، بلکه لایه‌های متعدد دیگری نیز دارد که باید دیده شوند. 

شکیبانیا در پایان با به اشتراک گذاشتن رویا و آرزوی حرفه‌ای خود در قبال این پروژه ملی، خاطرنشان کرد: امیدوارم این پروژه فراتر از کار من باشد. آرزو دارم بتوانیم تمامی فعالانی را که در حال تولید مستند از این واقعه هستند، تشویق کنیم تا در تولید یک اثر بزرگ ملی سهیم شوند. رؤیای من این است که با محوریت نهادهای متولی، اثری ماندگار و مرجع خلق شود که حتی سال‌ها بعد برای کسانی که این دوران را درک نکرده‌اند، به‌عنوان یک منبع تاریخی قابل  رجوع باشد.