سخنگوی نیروهای مسلح یمن در ادامه ظفرمندیهای مقاومت از حمله دقیق پهپادی به فرودگاه نجران در خاک عربستان خبر داد
اخطار سرخ یمن
سرتیپ یحیی سریع، سخنگوی رسمی نیروهای مسلح یمن، دیروز با انتشار پیامی جدید در شبکه اجتماعی ایکس اعلام کرد که نیروهای مسلح این کشور در یک عملیات دقیق، یک هدف حساس سعودی را در فرودگاه نجران با استفاده از پهپاد هدف قرار دادند.
وی افزود که این حمله تلافیجویانه در پاسخ به نقض حریم هوایی یمن توسط عربستان بر فراز استانهای صعده و حجه صورت گرفته است. سخنگوی نیروهای مسلح یمن خاطرنشان کرد که هیچگونه نقض حریم هوایی این کشور بدون پاسخ و مجازات نخواهد ماند.
یحیی سریع یادآور شد که پدافند هوایی یمن هفته گذشته نیز یک فروند پهپاد شناسایی عربستانی از نوع «کاریال» را هنگام انجام مأموریت در آسمان شمال صنعا سرنگون کرده است.
استان صعده منطقهای کوهستانی در فاصله ۲۴۳ کیلومتری شمال صنعاست. یمن پیش از این نیز در پاسخ به محاصره فرودگاه صنعا و در چارچوب اصل محاصره در برابر محاصره، محاصره دریایی علیه ریاض را اعلام کرده بود. به دنبال این اقدام تقابلی، برخی کشورهای عربی همسو با سیاستهای عربستان و آمریکا بیانیههایی در انتقاد از واکنش دفاعی صنعا منتشر کردند؛ این کشورها با این موضعگیری، محاصره ۱۲ساله یمن و درد و رنج غیرانسانی ملت مظلوم این کشور را کاملا نادیده گرفتند.
هندسه نبرد ناهمتراز
جنبش انصارالله با اتخاذ دکترین «نبرد ناهمتراز هوایی»، موازنه قدرت در آسمان جنوب شبهجزیره عربستان را از طریق بازتعریف نقاط کور سامانههای راداری پیشرفته غرب تغییر داد. این جریان با بهکارگیری پروازهای پرحجم در ارتفاع پایین توسط پهپادهای با سطح مقطع راداری ناچیز مانند «قاصف 2» و «صماد ۳»، عملا پدافندهای گرانقیمت پاتریوت (MIM-104) را ناکارآمد کرد. تلفیق تاکتیک حملات همزمان اشباعکننده (Saturation Attacks) با سامانههای هدایت اینرسیایی و تصویربرداری اپتیکی در موشکهای کروز سری «قدس»، پوشش پدافندی منطقه را فلج ساخت. این الگوی عملیاتی به انصارالله اجازه داد بدون برخورداری از نیروی هوایی کلاسیک، بر حریم هوایی منطقهای اشراف اطلاعاتی و آفندی برتر
پیدا کند.
در بعد عملیاتی، حملات به تأسیسات آرامکو و فرودگاههای ابها و جیزان، نمایانگر جهش در «مسیریابی ترمینال» و نقطهزنی بالستیکهای سری «برکان» بود. هدفگیری دقیق برجهای جداسازی گاز از نفت (Stabilizer Towers)که گلوگاه فنی پالایشگاهها هستند، نشان از دسترسی به دانش شناسایی نقاط بحرانی زیرساختهای استراتژیک داشت. آسیبپذیری مستمر فرودگاههای جنوبی در برابر پهپادهای انتحاری، چرخه پروازی و پشتیبانی جنگندههای ائتلاف را دچار اختلال شدید و غیرقابل پیشبینی کرد. این ضربات فنی متمرکز، معادله هزینه-فایده پدافندی را تغییر داد و امنیت شریانهای انرژی طرف مقابل را به شدت چالشپذیر ساخت.
معادله فرسایش در دریای سرخ
فارغ از شکست در آسمان، ناکامی پیشبینیشده ائتلاف دریایی جدید آلسعود در برابر انصارالله، ریشه در دکترین «دسترسیناپذیرسازی ساحل به دریا» (A2/AD) و عدم تقارن شدید هزینه ــ فایده دارد. انصارالله با تلفیق پرتابگرهای متحرک ساحلی، قایقهای تندرو انتحاری بدون سرنشین (USV) و موشکهای بالستیک ضدکشتی (ASBM) نظیر «عاصف»، جغرافیای کمعمق و صخرهای جنوب البحر الاحمر و بابالمندب را به محیط نبرد غیرکلاسیک تبدیل کرده است. در این جغرافیا، شناورهای ائتلاف مجبورند موشکهای پدافندی گرانقیمت را صرف رهگیری پهپادها و قایقهای کمهزینه کنند که نتیجه آن فرسایش سریع «عمق ذخایر موشکی» (Magazine Depth) آنهاست. علاوه بر این، ناتوانی ائتلاف در انهدام مبدأ پرتابهای ساحلی، ناوگان دریایی را در موقعیت انفعالی «پدافند محض» قرار میدهد که طبق اصول استراتژی دریایی، هرگز قادر به برقراری امنیت پایدار خطوط مواصلاتی نخواهد بود.
یحیی سریع یادآور شد که پدافند هوایی یمن هفته گذشته نیز یک فروند پهپاد شناسایی عربستانی از نوع «کاریال» را هنگام انجام مأموریت در آسمان شمال صنعا سرنگون کرده است.
استان صعده منطقهای کوهستانی در فاصله ۲۴۳ کیلومتری شمال صنعاست. یمن پیش از این نیز در پاسخ به محاصره فرودگاه صنعا و در چارچوب اصل محاصره در برابر محاصره، محاصره دریایی علیه ریاض را اعلام کرده بود. به دنبال این اقدام تقابلی، برخی کشورهای عربی همسو با سیاستهای عربستان و آمریکا بیانیههایی در انتقاد از واکنش دفاعی صنعا منتشر کردند؛ این کشورها با این موضعگیری، محاصره ۱۲ساله یمن و درد و رنج غیرانسانی ملت مظلوم این کشور را کاملا نادیده گرفتند.
هندسه نبرد ناهمتراز
جنبش انصارالله با اتخاذ دکترین «نبرد ناهمتراز هوایی»، موازنه قدرت در آسمان جنوب شبهجزیره عربستان را از طریق بازتعریف نقاط کور سامانههای راداری پیشرفته غرب تغییر داد. این جریان با بهکارگیری پروازهای پرحجم در ارتفاع پایین توسط پهپادهای با سطح مقطع راداری ناچیز مانند «قاصف 2» و «صماد ۳»، عملا پدافندهای گرانقیمت پاتریوت (MIM-104) را ناکارآمد کرد. تلفیق تاکتیک حملات همزمان اشباعکننده (Saturation Attacks) با سامانههای هدایت اینرسیایی و تصویربرداری اپتیکی در موشکهای کروز سری «قدس»، پوشش پدافندی منطقه را فلج ساخت. این الگوی عملیاتی به انصارالله اجازه داد بدون برخورداری از نیروی هوایی کلاسیک، بر حریم هوایی منطقهای اشراف اطلاعاتی و آفندی برتر
پیدا کند.
در بعد عملیاتی، حملات به تأسیسات آرامکو و فرودگاههای ابها و جیزان، نمایانگر جهش در «مسیریابی ترمینال» و نقطهزنی بالستیکهای سری «برکان» بود. هدفگیری دقیق برجهای جداسازی گاز از نفت (Stabilizer Towers)که گلوگاه فنی پالایشگاهها هستند، نشان از دسترسی به دانش شناسایی نقاط بحرانی زیرساختهای استراتژیک داشت. آسیبپذیری مستمر فرودگاههای جنوبی در برابر پهپادهای انتحاری، چرخه پروازی و پشتیبانی جنگندههای ائتلاف را دچار اختلال شدید و غیرقابل پیشبینی کرد. این ضربات فنی متمرکز، معادله هزینه-فایده پدافندی را تغییر داد و امنیت شریانهای انرژی طرف مقابل را به شدت چالشپذیر ساخت.
معادله فرسایش در دریای سرخ
فارغ از شکست در آسمان، ناکامی پیشبینیشده ائتلاف دریایی جدید آلسعود در برابر انصارالله، ریشه در دکترین «دسترسیناپذیرسازی ساحل به دریا» (A2/AD) و عدم تقارن شدید هزینه ــ فایده دارد. انصارالله با تلفیق پرتابگرهای متحرک ساحلی، قایقهای تندرو انتحاری بدون سرنشین (USV) و موشکهای بالستیک ضدکشتی (ASBM) نظیر «عاصف»، جغرافیای کمعمق و صخرهای جنوب البحر الاحمر و بابالمندب را به محیط نبرد غیرکلاسیک تبدیل کرده است. در این جغرافیا، شناورهای ائتلاف مجبورند موشکهای پدافندی گرانقیمت را صرف رهگیری پهپادها و قایقهای کمهزینه کنند که نتیجه آن فرسایش سریع «عمق ذخایر موشکی» (Magazine Depth) آنهاست. علاوه بر این، ناتوانی ائتلاف در انهدام مبدأ پرتابهای ساحلی، ناوگان دریایی را در موقعیت انفعالی «پدافند محض» قرار میدهد که طبق اصول استراتژی دریایی، هرگز قادر به برقراری امنیت پایدار خطوط مواصلاتی نخواهد بود.




