مشایه: رویاهای یک شیر غرّان
۱۴ سال پیش که از اولین سفر اربعین بازگشتم، دیگر شاهد بودم این سفر، سفر زیارت منفرد رو به گذشته نیست، رو به آینده بشریت دارد.
احمد میراحسان - نویسنده و پژوهشگر
در همه ادیان سفر زیارت، سفر سلوک و توبه و ریاضت و تزکیه، سفر گرسنگی و تشنگی و خاکساری است، سفر ندبه و توبه و سفر رهایی از ظلمات و سفری باطنی به سوی نور؛ این حال و هوای طلب رستگاری فردی است اما اربعین از آغاز چیزی فراتر و والاتر هم در دل داشت و آن عهد با خدای حسین(ع) بود برای جانبازی در راه ظهور منتقم از همه ظلمهای همه زمانها. یک طرح جهانی تغییر الهی جهان، معرفت تغییر به سمت عدل موعود آینده، یکسره متمایز از همه سفرهای انسان پر همه زمانها. این سفر آخرالزمانی است. ماجرای یگانه وعده خدا برای ظهور دین کامل خاتم ولو کره المشرکون.آن مسلمانی دل دو جا که به گسست میان عالم غیب و سیاست روزمره اداره کشور باور دارد، هیچ درکی از اربعین ندارد، حتی اگر تمام قرآن ونهج البلاغه را به تفسیر رأی حفظ باشیم جز خسارت بهبار نمیآوریم، تکلیف نمیشناسیم و اتکال نداریم و هراسان از خشکسالی و بیتوجه به بدکاری، سهلانگاری خود به بهانه برق و گازوآب و ویرانی خودساخته معیشت، بهجای خدا به صلح با شیطان پناه میبریم. مشایه اربعین غرشی شیرانه برای ظهور و علیه رویاهای حرباها و کرکسها و روباههاست. خواب دید از غرش شیر غرندهای جهان میلرزد ـ در رؤیایش به دل پرسید چیست؟ ندایی آمد: این اربعین است که غرش جهانیاش را آغاز کرده است، این شیر، منجی منتقم (عج) را میخواند.معجزه اربعین برای عجز شیطان جنی و انسی میغرد. این ۲٠ میلیون و بیش کدام انسان است؟
20 میلیون پرچم زنده که به اهتزاز درآمده است!
اکنون ساعات پایانی اربعین ۱۴٠۵ است. از مرز خسروی عبور کردهام و به سالها سفر اربعینم میاندیشم. به گمانم اولین سفرم به سال ۱۳۹٠ بازمیگردد. سفر نخستم، سفری تنها بود و در این سفر آخر نیز. از آن پس هر سال جز دو سال نتوانستم جلوی بیقراری برای این سفر را بگیرم. سال کرونا و سالی دیگر! چه فراقی، چه فراقی!و امسال از پا فتاده و تنها با زانوانی ساییده و نومید از سفر اما چشم که باز کردم از مرز خسروی به کاظمین و سامرا و نجف و باز کربلا رفته بودم؛ عینکم در سامرا جا ماند و عصایم در کاظمین اما حالا میدیدم بیعینک و راه میرفتم بیعصا و راه حسین(ع) بود و راهنما حسین(ع) بود و چشم حسین(ع) بود. سلام «سلام» بر تو باد! اکنون ایرانم در موکبی کنار مرکز بمباران شده سپاه. میبینم بیچشم، راه میروم بیپا. دریای پرچمهای زنده، بلند، بالا، پرچمهایی انسان، حرک انسان، حرک! حرکت کن به سوی آسمان از طریق حسین(ع)، از آغازگاه نجف، تا عشق بیهوی، از عاشقیهای عبد بیمهابا از غیر خدا، به لقاءالله.باید اهل اربعین بود تا قدر اربعین را، معنای اربعین، راز این اربعینهای بعد انقلاب اسلامی را دانست و ظرفیت شکر نعمت بهجا آورد و نعمت الله را تباه نکرد. خدا از نعمتهایش خواهد پرسید و نعمت نعمتها ولایت خداست. بر سر اهلالبیت (ع) چه آوردید؟ نعمت امام زمان (عج) از علی(ع) و حسن(ع) و حسین(ع) تا حجت بن الحسن العسکری(عج) چگونه ناسپاسی شد و اسوه هستی اربعینی زینب (س) چرا رها شد؟ امروز ناسپاسی در قبال انقلاب اسلامی، نمونه آشکار ناسپاسی در طول هدر دادن نعمت ولایت امام زمان (عج) است و عدم ادراک معنای جهانی اربعین و یاری ندادن به آن از مهمترین ناشکریهاست. قدر اربعین را چگونه بدانیم و ظرفیت انجام تکالیف اربعینی را پاسخ گوییم. فرض کنید خدای رحمان و رحیم نیروی فوقالعادهای به شما مرحمت فرمود که توان رهایی از بردگی و تعدی بردهداران را با آن میتوانید بهدست آورید.
20 میلیون پرچم زنده که به اهتزاز درآمده است!
اکنون ساعات پایانی اربعین ۱۴٠۵ است. از مرز خسروی عبور کردهام و به سالها سفر اربعینم میاندیشم. به گمانم اولین سفرم به سال ۱۳۹٠ بازمیگردد. سفر نخستم، سفری تنها بود و در این سفر آخر نیز. از آن پس هر سال جز دو سال نتوانستم جلوی بیقراری برای این سفر را بگیرم. سال کرونا و سالی دیگر! چه فراقی، چه فراقی!و امسال از پا فتاده و تنها با زانوانی ساییده و نومید از سفر اما چشم که باز کردم از مرز خسروی به کاظمین و سامرا و نجف و باز کربلا رفته بودم؛ عینکم در سامرا جا ماند و عصایم در کاظمین اما حالا میدیدم بیعینک و راه میرفتم بیعصا و راه حسین(ع) بود و راهنما حسین(ع) بود و چشم حسین(ع) بود. سلام «سلام» بر تو باد! اکنون ایرانم در موکبی کنار مرکز بمباران شده سپاه. میبینم بیچشم، راه میروم بیپا. دریای پرچمهای زنده، بلند، بالا، پرچمهایی انسان، حرک انسان، حرک! حرکت کن به سوی آسمان از طریق حسین(ع)، از آغازگاه نجف، تا عشق بیهوی، از عاشقیهای عبد بیمهابا از غیر خدا، به لقاءالله.باید اهل اربعین بود تا قدر اربعین را، معنای اربعین، راز این اربعینهای بعد انقلاب اسلامی را دانست و ظرفیت شکر نعمت بهجا آورد و نعمت الله را تباه نکرد. خدا از نعمتهایش خواهد پرسید و نعمت نعمتها ولایت خداست. بر سر اهلالبیت (ع) چه آوردید؟ نعمت امام زمان (عج) از علی(ع) و حسن(ع) و حسین(ع) تا حجت بن الحسن العسکری(عج) چگونه ناسپاسی شد و اسوه هستی اربعینی زینب (س) چرا رها شد؟ امروز ناسپاسی در قبال انقلاب اسلامی، نمونه آشکار ناسپاسی در طول هدر دادن نعمت ولایت امام زمان (عج) است و عدم ادراک معنای جهانی اربعین و یاری ندادن به آن از مهمترین ناشکریهاست. قدر اربعین را چگونه بدانیم و ظرفیت انجام تکالیف اربعینی را پاسخ گوییم. فرض کنید خدای رحمان و رحیم نیروی فوقالعادهای به شما مرحمت فرمود که توان رهایی از بردگی و تعدی بردهداران را با آن میتوانید بهدست آورید.




