بازنمایی پدر و مرد ایرانی در سینمای جشنوارهای
چندی پیش که لاله مرزبان در بخش فرعی جشنواره ونیز برنده جایزه شد، سخنرانیای درباره ظلمی که به زنان ایرانی میشود، انجام داد؛ صحبتهایی که با توجه به مضمون فیلم «مراقب»، متمرکز بر خشونت خانگی در ایران بود.
تصاویری از مهمانان حاضر در مراسم نیز پخش شد که برای این سخنرانی بغض و ابراز ناراحتی کرده بودند اما واقعیت این است که همه ما میدانیم تصویری که فیلمی مثل مراقب به نمایش میگذارد، لزوما منطبق بر اکثریت جامعه ایرانی نیست اما چهچیزی باعث شده مخاطب فیلمهای ایرانی در خارج از مرزها چنان این تصاویر را باور کند که منقلب شود؟ به گزارش «جامجم آنلاین» برای درک بهتر این پدیده، به پنج فیلم «خانه پدری»، «فروشنده»، «برادران لیلا»، «پیرپسر» و «مراقب» که در ۱۶ سال اخیر در جشنوارههای خارجی حضور داشته و پیرامون آنها جنجالهای رسانهای شکل گرفته که باعث دیدهشدنشان شده، نگاهی میاندازیم تا تصویر دقیقتری بهدست آوریم.
خشونت خانگی بهمثابه پدیدهای فرهنگی
نخستین فیلم، «خانه پدری» بهکارگردانی کیانوش عیاری است. این اثر داستان خانوادهای بهنام محتشم را در بستر ششدهه روایت میکند و با حکایت قتل دختر خانواده در حدود 70 سال پیش آغاز میشود؛ الگویی که در بستر زمان تا سال ۱۳۷۸ تکرار و تکثیر میشود. خانه پدری موضوع خشونت خانگی علیه زنان را نه یک مورد در یک خانواده، بلکه پدیدهای فرهنگی در ایران که حتی ریشهای مذهبی هم دارد، بهتصویر میکشد؛ حتی در نقد و بررسی این فیلم نیز به نمادپردازیهایی اشاره شده که خانه را نمادی از ایران توصیف کردهاند؛ نکتهای که خود تاییدی بر این موضوع است.
تصویر پنهان پشت چهره مرد خانوادهدوست
فیلم دوم، «فروشنده» بهکارگردانی اصغر فرهادی است؛ اثری که در سال ۲۰۱۶ جایزه بهترین فیلمنامه و بهترین بازیگر مرد جشنواره کن را کسب کرد و بهطور غیرمستقیم مرد و پدر ایرانی را بازتاب میدهد. فرید سجادیحسینی نقش «مرد» را بازی میکند؛ پیرمردی که پس از ورود به خانهای که پیشتر محل زندگی زنی بوده، درگیر بحرانی میشود که زندگی زوج جوان فیلم، یعنی عماد و رعنا را تغییر میدهد. اهمیت این شخصیت در آن است که فیلم ابتدا او را بهعنوان یک «مرد» و سپس بهعنوان «پدر» و «همسر» میشناساند. او در جامعه تصویری از مردی زحمتکش و خانوادهدوست دارد؛ خانوادهای که همسر، دختر و دامادش در پایان فیلم در کنارش قرار میگیرند اما پشت این تصویر، راز و رفتاری دیگر پنهان است.
پدرسالاری بیپشتوانه اما پابرجا
سومین فیلم، «برادران لیلا» بهکارگردانی سعید روستایی است؛ یکی از فیلمهایی که تولید و پخش آن در جشنواره کن در رسانهها جنجال زیادی بهپا کرد. عمده این جنجال به بازنمایی شخصیت پدر در این فیلم، بهویژه سکانسی که در آن دختر خانواده سیلی بهصورت پدر میزند، بازمیگردد. در این فیلم، اسماعیل، پدر خانواده با بازی سعید پورصمیمی میخواهد فرزندان و همچنین خانواده و طایفهاش به او احترام بگذارند، بهویژه پس از آنکه پدرسالار پیر این خاندان از دنیا میرود و همین باعث میشود اسماعیل خود را فرد مناسبی برای این جایگاه ببیند. این شخصیت، تجسم پدرسالاریای است که دیگر پشتوانه اقتصادی و اجتماعی واقعی ندارد اما همچنان بر جایگاه نمادین خود اصرار میورزد؛ درحالیکه تنها عضو خانواده با درآمد واقعی، دخترش
لیلا است نه او.
خشونت خانگی بهمثابه پدیدهای فرهنگی
نخستین فیلم، «خانه پدری» بهکارگردانی کیانوش عیاری است. این اثر داستان خانوادهای بهنام محتشم را در بستر ششدهه روایت میکند و با حکایت قتل دختر خانواده در حدود 70 سال پیش آغاز میشود؛ الگویی که در بستر زمان تا سال ۱۳۷۸ تکرار و تکثیر میشود. خانه پدری موضوع خشونت خانگی علیه زنان را نه یک مورد در یک خانواده، بلکه پدیدهای فرهنگی در ایران که حتی ریشهای مذهبی هم دارد، بهتصویر میکشد؛ حتی در نقد و بررسی این فیلم نیز به نمادپردازیهایی اشاره شده که خانه را نمادی از ایران توصیف کردهاند؛ نکتهای که خود تاییدی بر این موضوع است.
تصویر پنهان پشت چهره مرد خانوادهدوست
فیلم دوم، «فروشنده» بهکارگردانی اصغر فرهادی است؛ اثری که در سال ۲۰۱۶ جایزه بهترین فیلمنامه و بهترین بازیگر مرد جشنواره کن را کسب کرد و بهطور غیرمستقیم مرد و پدر ایرانی را بازتاب میدهد. فرید سجادیحسینی نقش «مرد» را بازی میکند؛ پیرمردی که پس از ورود به خانهای که پیشتر محل زندگی زنی بوده، درگیر بحرانی میشود که زندگی زوج جوان فیلم، یعنی عماد و رعنا را تغییر میدهد. اهمیت این شخصیت در آن است که فیلم ابتدا او را بهعنوان یک «مرد» و سپس بهعنوان «پدر» و «همسر» میشناساند. او در جامعه تصویری از مردی زحمتکش و خانوادهدوست دارد؛ خانوادهای که همسر، دختر و دامادش در پایان فیلم در کنارش قرار میگیرند اما پشت این تصویر، راز و رفتاری دیگر پنهان است.
پدرسالاری بیپشتوانه اما پابرجا
سومین فیلم، «برادران لیلا» بهکارگردانی سعید روستایی است؛ یکی از فیلمهایی که تولید و پخش آن در جشنواره کن در رسانهها جنجال زیادی بهپا کرد. عمده این جنجال به بازنمایی شخصیت پدر در این فیلم، بهویژه سکانسی که در آن دختر خانواده سیلی بهصورت پدر میزند، بازمیگردد. در این فیلم، اسماعیل، پدر خانواده با بازی سعید پورصمیمی میخواهد فرزندان و همچنین خانواده و طایفهاش به او احترام بگذارند، بهویژه پس از آنکه پدرسالار پیر این خاندان از دنیا میرود و همین باعث میشود اسماعیل خود را فرد مناسبی برای این جایگاه ببیند. این شخصیت، تجسم پدرسالاریای است که دیگر پشتوانه اقتصادی و اجتماعی واقعی ندارد اما همچنان بر جایگاه نمادین خود اصرار میورزد؛ درحالیکه تنها عضو خانواده با درآمد واقعی، دخترش
لیلا است نه او.




