«علی‌الاصول»؛ روایتی از مبانی و اصول راهبردی انقلاب در برابر ظلم و استکبار

«علی‌الاصول»؛ روایتی از مبانی و اصول راهبردی انقلاب در برابر ظلم و استکبار

در بیانیه مورخ ۲۸ خرداد ۱۴۰۵، رهبر معظم انقلاب، پس از اعلام خبر امضای تفاهمنامه ایران و آمریکا، عبارتی کلیدی و راهبردی را به ‌کار بردند که در عین اختصار، عصاره چهار دهه ایستادگی انقلاب را در خود نهفته دارد: «علی‌الاصول، نظر دیگری داشتم.»

حجت‌الاسلام دکتر حسین متفکر - نویسنده و پژوهشگر

این گزاره، از جنس یک «موضع سیاسی مقطعی» نیست؛ بلکه متن یک بیانیه فراراهبردی و فراجغرافیایی ــ یعنی مکتبی اسلامی است که در آن، تمام اصول هویت‌بخش انقلاب اسلامی، در برابر نظام سلطه، بازخوانی می‌شود. آنچه در ادامه می‌آید، بسط مفهوم این «علی‌الاصول» در چارچوب مبانی و اصول راهبردی مقاومت، عدالت، عزت و کرامتِ انسانی است. علی‌الاصول یعنی ... 1. مخالفت با استکبار جهانی: مخالفت با نظمی که در آن، قدرت چند کشور، سرنوشت میلیاردها انسان را تعیین می‌کند؛ بدون هیچ مشروعیتی جز زور نظامی و رسانه‌ای. «استکبار» نه یک شعار، که یک ساختار ناعادلانه است که استثمار، جنگ و عقب‌ماندگی را بازتولید می‌کند. 
۲. مخالفت با صهیونیسم جهانی: مخالفت با یک پروژه استعماری نژادپرستانه که با غصب سرزمین و نسل‌کشی فلسطینیان، وجدان بشریت را هر روز بیشتر به چالش می‌کشد و قدس شریف را به خون کودکان، مزین می‌سازد. 
۳.مخالفت با زورگویی آمریکا: مخالف آمریکایی که با ابزار تحریم، جنگ، کودتا و ترور، حتی به حاکمیت ملت‌های مستقل هم احترام نمی‌گذارد و حقوق بدیهی آنان را نادیده می‌گیرد. 
۴. مخالفت با تجاوز و جنایت آمریکا و رژیم صهیونیستی: مخالف هرگونه تجاوز نظامی، تروریسم دولتی و جنایت علیه بشریت که در فلسطین، لبنان، سوریه، یمن، عراق، افغانستان و دیگر نقاط جهان، بی‌وقفه در حال رقم‌خوردن است. 
۵. مخالفت با مخالفان مقاومت: مخالف هر کس و هر جریانی که خط مقاومت را «بی‌فایده»، «بحران‌زا» یا «بازدارنده پیشرفت» معرفی کند. مقاومت، نه یک انتخاب تاکتیکی، که یک اصلِ هویتی و راهبردی انقلاب است. 
۶. عدول نکردن از حمایت فلسطین: پشتیبانی از مردم مظلوم فلسطین، خط قرمزی است که نه با هیچ تفاهم‌نامه‌ای رنگ باخت می‌گیرد و نه با هیچ فشار سیاسی، تعدیل می‌شود. فلسطین، آرمان اول جهان اسلام است و قدس، قبله اول مسلمین. 
۷. مخالفت با نطام و ژئوپلیتیک تک‌قطبی جهانی: مخالفت با جهانی که در آن، یک یا چند قدرت، قواعد بازی را تعیین می‌کنند و ملت‌ها، نقشی جز «مخاطب دستور» ندارند. ایران، پرچمدار نظم چندقطبی عادلانه است.
۸. مخالفت با قلدری جهانی: مخالفت با هرگونه اقدام قلدرمآبانه که در آن، زور جای قانون، تهدید جای دیپلماسی و تحریم جای رقابت سالم را می‌گیرد. قلدری، روح ظلم است و انقلاب، ذاتا ضد ظلم.
۹. مخالفت با مذاکره بدون دریافت خسارت: مخالفت با این گزاره که آمریکا، پس از دهه‌ها تحریم، ترور، کودتا و جنگ اقتصادی، حق نشستن پای میز مذاکره را داشته باشد، بدون آن‌که پاسخگوی جنایات خود باشد. یا خسارت، یا مذاکره.