خوانش موسیقیایی حماسه فردوسی

محسن مرعشی، آهنگساز: با کمبود سالن استاندارد در اجرای موسیقی اصیل ایرانی مواجه‌ایم

خوانش موسیقیایی حماسه فردوسی

گروه موسیقی فیوژن «شهپر» را می‌توان یکی از معدود گروه‌های موسیقی معاصر دانست که تا امروز به طور تخصصی و با نظارت بزرگان ادبیات و اسطوره روی اشعار شاهنامه فردوسی کارکرده و از این رهگذر، کنسرت‌های متعددی در داخل و خارج از کشور برگزارکرده است.

آزاده صالحی - گروه فرهنگ و هنر

تازه‌ترین کنسرت این گروه که با نام «شهرآزادگان» شامگاه نهم مهرماه در سالن برج آزادی روی صحنه رفت، یک بار دیگر به روایت اشعار شاهنامه، به خوانندگی محسن مرعشی اختصاص داشت. به این بهانه با محسن مرعشی نوازنده تنبور، خواننده و سرپرست گروه به گفت‌وگو نشسته‌ایم‌‌.

 درسال‌های اخیر، بیش از گذشته با کنسرت‌هایی روبه‌رو شده‌ایم که قطعات آن ملهم از شاهنامه بوده است، باتوجه به این که گروه «شهپر» هم درزمره این گروه‌های موسیقی به شمار می‌رود، این اتفاق را چطور می‌بینید؟
من البته از یک جهت با صحبت‌های شما موافقم و از جهتی مخالف. مخالف ازاین لحاظ که احساس می‌کنم برخلاف گستره وسیع اثری چون شاهنامه، کار چندانی از سوی هنرمندان بر روی این اثر صورت نگرفته است. هرچند گروه شهپر از آغاز فعالیت تاامروز همواره تلاش کرده تا از زوایای مختلف به اشعار شاهنامه نظرداشته باشد. شاید هم یک دلیل این که هنرمندان عرصه موسیقی دراین سال‌ها کمتر سراغ این اثر رفته‌اند این باشد که شاهنامه اساسا اثری است که از وزن منحصر به‌فرد و همین‌طوراشعار طولانی برخوردار است. حتی استاد شجریان هم درسال‌های پیش به این مسأله اشاره کرده بود که به فردوسی بدهکار است و هیچ وقت فرصتی فراهم نشد سراغ شاهنامه برود. البته دراین سال‌ها، سرآمدان موسیقی ایران مانند شهرام ناظری، لوریس چکناواریان، شاهین فرهت و... درقالب بی‌کلام، موسیقی کلاسیک ایرانی و غیرایرانی از شاهنامه بهره گرفته و آثار ارزشمند و ماندگاری ارائه کرده‌اند.‌‌
 یکی از مولفه‌های این کنسرت بهره‌‌گیری از اشعار شاهنامه درقالب موسیقی فیوژن است که به نظرم وجود این ویژگی، کنسرت را برای مخاطبان هم جذاب‌تر کرده است. دراین باره هم توضیح دهید؟
ما تلاش کردیم تا درقالب موسیقی فیوژن به روایت اشعار شاهنامه بپردازیم، درعین حال از سازبندی متفاوتی هم دراین کنسرت بهره گرفته‌ایم، به طوری که سازهای موسیقی اصیل ایرانی درکنار سازهای غربی مانند فلوت، گیتار، کاخن، گیتارالکتریک و... حضور داشته‌اند. می‌توان گفت، فضای موسیقی ما به نوعی به سبک پاپ راک است، بااین تفاوت که گوشه‌های موسیقی ایرانی هم درآن به چشم می‌خورد. من سعی کرده‌ام ابداعاتی هم دراین زمینه انجام دهم، به‌عنوان مثال، ما یک ترانه شش هفت دقیقه‌ای داریم که نسبت به ترانه‌های روز و معمول، طولانی‌تر است و به جای آن که یک حکایت شاهنامه را به شکل کامل بیان کنیم که ممکن است مخاطب را خسته کند، ازبین 3000 بیت، سه ترانه از بطن حکایتی مثل سودابه و سیاوش بیرون آوردیم تا وقتی مخاطب به تماشای آن بنشیند، موضوع داستان دستش بیاید. شاید تفاوت گروه شهپر در اجرای اشعار شاهنامه درقیاس با دیگر گروه‌های موسیقی در همین نکته باشد که خوشبختانه هم به لحاظ استفاده از سازهای ایرانی و غربی و هم نوع اجرای قطعات، درکنسرت‌هایی که تا امروز در داخل و خارج از کشور برگزار کرده‌ایم با اقبال خوبی ازسوی مخاطبان مواجه شده‌ایم. خاطرم هست، استاد نادر مشایخی در اولین کنسرتی که برگزار کردیم به این مسأله اشاره کرد که گروه شهپر به ساختارشکنی دراین حیطه پرداخته ولی این کافی نیست و دیگر موزیسین‌هایی که نگاه نو و معاصر دارند هم باید به این حوزه ورود کرده و درباره شاهنامه قدم‌های بیشتری بردارند. حالا بماند که باوجود گذشت چندین سال، هنوز اتفاق خاصی از سوی دیگر هنرمندان دراین حوزه نیفتاده است.‌ مسأله تلفیق هنرهای دیگر با موسیقی هم از دیگر نکاتی است که درسا‌ل‌های اخیر، زیاد با آن مواجه می‌شویم، درباره کنسرت اخیر گروه شهپر هم همین طوراست، یعنی شما سعی کرده‌‌اید از تجمیع موسیقی با هنرهای نمایشی و روایت بهره بگیرید.‌ درست است، ما درکارهای‌مان از فضای نمایش هم بهره می‌بریم، ضمن این که خود من دراین کنسرت به روایت حکایت از زبان قهرمانان شاهنامه مانند گرسیوز، افراسیاب، سیاوش، رستم و... پرداخته‌ام. تجربه اجرای کنسرت‌هایی از این دست در این سال‌ها به من اثبات کرده که مخاطب در چنین حالت و شیوه‌ای، بیشتر می‌تواند با اثر ارتباط برقرارکند. طبعا این روزها که فضای کشور ما به دلیل بروز دو جنگ دریک سال اخیر، شرایط خاصی را پشت سر می‌گذارد، برگزاری چنین کنسرت‌هایی می‌تواند در ایجاد آرامش دربین مردم نقش داشته باشد. به خصوص این که شاهنامه از دیرباز تاامروز شناسنامه ما ایرانیان به شمارمی‌رود و همواره درانتقال حس وطن دوستی نقش مهمی ایفا کرده است. ازاین رو، امیدوارم روزبه روز برتعداد کنسرت‌هایی که بامحور شاهنامه روی صحنه می‌روند افزوده شود.‌
 با توجه به اجرای اخیرتان در برج آزادی، چقدر با مشکل کمبود سالن‌های استاندارد برای برگزاری کنسرت مواجه بوده‌اید؟
باعث تاسف است که بگویم ما در شهرستان‌ها عملا از داشتن سالن مناسب برای اجرای کنسرت بی‌بهره‌ایم. در پایتخت هم به جز تالاروحدت که سالن موردعلاقه هنرمندان است و شرایط خاص خود را دارد، مجموعه‌هایی مانند برج آزادی نیز در این زمینه از هنرمندان حمایت می‌کنند، اما در مجموع، تعداد فضاهای استاندارد برای اجرای کنسرت در پایتخت محدود است. چند سال پیش برای برگزاری کنسرت سفری به تاجیکستان داشتیم و با وجود آن‌که قرار بود فقط یک اجرا داشته باشیم، به‌دلیل استقبال زیاد، پنج کنسرت برگزار کردیم. نکته‌ای که برای من جالب و درعین حال تاسف برانگیز بود این که صرف نظر از اجرای برنامه در شهرهایی چون خجند و دوشنبه، به یک شهر مرزی باعنوان حصار رفتیم و درکمال تعجب با سالن استاندارد و خوبی مواجه شدیم که به جرات می‌توان گفت از تالار وحدت ما چیزی کم نداشت. درواقع درتمام شهرهای تاجیکستان، چنین سالن‌هایی به چشم می‌خورد. درحالی که ما به رغم پتانسیل گسترده‌ای که دراین زمینه داریم، دراین سال‌ها به جز سالن‌هایی که از قبل داشتیم، فضای دیگری به این مجموعه اضافه نکرده‌ایم. معروف است که بعد از جنگ جهانی دوم، آمریکا به اتریش وام می‌دهد تا به بازسازی کشور خود بپردازد، در ازا، اتریش این وام رابرای ساخت سالن کنسرت، تماشاخانه و کتابخانه صرف می‌کند. دلیلش این است که کشورهای دیگر خیلی زودتر از ما دریافتند که توجه به فرهنگ است که می‌تواند اساس و زیربنای کشورشان را بسازند.  
 نکته حائزاهمیت درباره کنسرت اخیر شما، تاکیدتان در بروشور بر اجرای اشعار شاهنامه به تصحیح زنده‌یاد 
جلال خالقی مطلق است، از دید شما تصحیح ایشان چه تفاوتی با تصحیح دیگر بزرگان مانند میرجلال‌الدین کزازی، فریدون جنیدی و... داشته است؟

من ضمن احترام به تمام بزرگوارانی که در زمینه شاهنامه فعالیت کرده‌اند، تصحیح خالقی مطلق را بهترین و کامل‌ترین تصحیح می‌دانم. ایشان اسفند سال قبل در بحبوحه جنگ درگذشت و ما تصمیم گرفتیم این کنسرت را به ایشان تقدیم کنیم. نه تنها من که بسیاری دیگر از بزرگان براین باورند، تصحیحی که ایشان از شاهنامه ارائه کرد کامل‌ترین آن بوده است. این‌که، ایشان در نهایت فروتنی  این مسأله را قبول نداشت و اشاره می‌کرد  ‌ای‌کاش درآینده، کسی پیدا شود که تصحیح بهتری از شاهنامه ارائه کند اما حقیقت این بود که خالقی مطلق، 50 سال از عمر خود را صرف تصحیح شاهنامه کرد و با هزینه شخصی، دست‌نوشته‌های این اثر سترگ را از کشورهای ایتالیا و فرانسه خریداری و روی آن به تحقیق پرداخت و سپس این اثر را منتشر کرد.