در روزهای برگزاری رویداد ملی «ایران جان» در استان مرکزی و هفته اراک، تئاتر «قائممقام فراهانی» از باغ نگارستان تهران به مدرسه صمصامی اراک رسید تا بخشی از زندگی و اندیشه این چهره تاریخی را روایت کند
«قائممقام فراهانی» به صحنه آمد
بازخوانی زندگی و اندیشه مفاخر ایران، ضرورتی فرهنگی و تاریخی است؛ ضرورتی که هنر، بهویژه تئاتر، میتواند آن را از صفحات کتابها به تجربهای زنده و تأثیرگذار برای مخاطب امروز تبدیل کند. دراینخصوص چند روزی است تئاتر «قائممقام فراهانی» روی صحنه رفته است. در ابتدا این تئاتر در باغ نگارستان تهران اجرا میشد که همزمان با برگزاری رویداد ملی «ایرانجان» و شروع هفته اراک، عوامل و این اکیپ هنری به اراک رفته و در مدرسه صمصامی این شهر تئاتر قائممقام فراهانی را به معرض نمایش مردم این دیار رساندند. در حاشیهی اجرای این اثر، اردشیر صالحپور، نویسنده و کارگردان و کاظم هژیرآزاد، بازیگر پیشکسوت در نقش قائممقام، در گفتوگو با خبرنگار اعزامی جامجم آنلاین، از انگیزههای شخصی برای به صحنه بردن این تاریخ ناگفته، ضرورت بازخوانی عادلانه تاریخ و ناگفتههای نقشآفرینی در کالبد این شخصیت سترگ سخن گفتند؛ گفتوگویی که زوایای پنهان این اثر نمایشی و رسالت هنر در صیانت از هویت ملی را بیش از پیش نمایان ساخت.
زهرا عباسی -جام جم آنلاین
اردشیر صالحپور، نویسنده و کارگردان تئاتر قائممقام فراهانی، درخصوص شکلگیری ایده این اثر و ارتباط آن با استان مرکزی و رویداد ایرانجان گفت: پنج سال در دانشگاه اراک تدریس کردم؛ اما حضورم در این خطه تنها به کلاس درس محدود نماند بلکه سالها پژوهش و زیست عمیق در دل فرهنگ غنی این منطقه را به همراه داشت. استان مرکزی - از تفرش و آشتیان گرفته تا مجدآباد، واشقان، مهرآباد و گرکان - گنجینهای بیبدیل از تعزیه، موسیقی اصیل و ردیفخوانی است. به عنوان پژوهشگر و دانشآموخته مقطع دکترای پژوهش هنر، پیوندی درونی و تاریخی با این سرزمین احساس میکنم؛ تعلق خاطری که مرا بر آن داشته تا با نگاهی تخصصی، گامی در جهت معرفی مشاهیر و مفاخری بردارم که بسیاری از آنها همچنان در غبار فراموشی ماندهاند. صالحپور با اشاره به جایگاه برجسته قائممقام فراهانی ادامه داد: امیرکبیر چهرهای آشنا و ملموس برای جامعه ماست؛ اما نباید از یاد ببریم که او در بستر خاندان قائممقام بالید و تربیتیافته این مکتب سترگ بود، هرچند از نبوغ و استعدادی شگرف نیز بهره داشت. در صحنهای از نمایش، پدر امیرکبیر را به صحنه آوردم تا به نوعی بستر رشد و ریشههای شکلگیری شخصیت او را روایت کنم. با این وجود، در برابر شهرت امیرکبیر، ابعاد شخصیتی قائممقام همچنان در هالهای از مهجوری باقی مانده است. مردی با بیش از 2000 بیت شعر، خوشنویسی چیرهدست و ادیبی نامدار که به تعبیر دقیق استاد شفیعیکدکنی، پس از سعدی، این قائممقام بود که نثر فاخر فارسی را در ایران احیا کرد و گسترش داد. همین عوامل دست به دست هم داد تا با گام نهادن در این مسیر، چراغی بر چهرهی کمفروغ، اما تأثیرگذار این شخصیت بزرگ بتابانم و دین تاریخیام را به او ادا کنم.
پشتوانه خلق اثر نمایشی «قائممقام فراهانی»
نویسنده و کارگردان تئاتر قائممقام فراهانی در توضیح روند پژوهش و نگارش این اثر عنوان کرد: خواندن منشعات و اشعار قائممقام و تطبیق دقیق آنها با کلام و موقعیتها، حدود پنج شش ماه طول کشید. من کلیه منابع تاریخی و نوشتهها و رفرنسهای مختلف دوره قاجار را بررسی کردم و انسانها را در موقعیت زمانی خودشان مورد ارزیابی قرار دادم. پس از تکمیل پژوهش، آن را به مرحله نگارش درآوردم و سپس دراماتایز کردم؛ یعنی متن را به قالب نمایش تبدیل نمودم تا درنهایت به تحلیلهای تاریخی، کارگردانی، نور، گریم، دکور و صحنه بدل شود و این مجموعه ملزومات، اثر نمایشی را خلق کرد.
وی در برشمردن نحوه انتخاب بازیگران و ویژگیهای موسیقی نمایش اضافه کرد: بازیگران را خودم انتخاب کردم و با توجه به اینکه عضو هیأتعلمی انجمن مفاخر هستم، تلاش نمودم از چهرهها و پیشکسوتان مفاخر تئاتر ایران همچون آقایان ایرج راد، کاظم هژیرآزاد و آتش تقیپور بهره بگیرم تا تئاتر مفاخر با حضور خود مفاخر شکل بگیرد. همچنین موسیقی این نمایش کاملا در خدمت اثر بود و اشعاری که خوانده میشد، همگی از لابهلای آثار خود قائممقام استخراج شده بود؛ حتی بخشهای طنز و عامیانهای مانند «جلایرنامه» (ماجرای جلایر، نوکر ملایری قائممقام) و اشاره به خورشتهای ترش مازندرانی. این نشاندهنده اوج تسلط قائممقام هم به ادبیات فاخر و مسجّع و آهنگین در حد سعدی و هم به ادبیات عامیانه است و من تلاش کردم از همه این جوانب بهره ببرم.
روایت نگاه عدالتخواهانه قائممقام
صالحپور همچنین با تأکید بر لزوم حفظ عرق ملی و نگاه به آینده ایران گفت: این شخصیتها نگهدارنده نگاه ایران بودند؛ به تعبیر رومن رولان، جانشیفتههایی بودند که این سرزمین را حفظ کردند. من سعی کردم استراتژی و چشمانداز قائممقام را روایت کنم؛ چنانکه در دیالوگی اشاره میشود که این سرزمین از آن رعیت است نه امرا و شاهان اما جامعه فئودالی و قدرت دیکتاتوری شاهان قاجار تابپذیرش اهداف مردمی او و حتی امیرکبیر را نداشتند. قائممقام معتقد بود نخست باید به حقوق و تأمین معیشت مردم پرداخته شود و حقوق شاه نیز معین باشد اما شاهان قاجار با این نگاه مخالف بودند. من فکر میکنم مسائل تاریخ ایران بنیادی است و هنوز بسیاری از آنها حلنشده باقی ماندهاند. تاریخ شاید به لحاظ علمی تکرار نشود اما شباهتهای زیادی با هم دارد. وی در پاسخ به این پرسش که کدام دیالوگ بیشتر در ذهنش ماندگار شده است، افزود: این متن برخاسته از دل و قلم خودم است و به تکتک سطور آن ایمان دارم؛ اما عمیقترین و گویاترین حس در درون من، این باور است که قائممقام جانش را بر سرِ آرمانِ معیشت و حقوق عامه مردم و رعیت گذاشت و قربانی عدالتخواهی شد. ملت ما ملتی بزرگ و ایثارگر است و زمامداران نباید هیچگاه ولینعمتان اصلی این سرزمین را از یاد ببرند. ایران هویتی چند هزار ساله دارد؛ شوش در دل خوزستان شهری با ریشهای 6000 ساله است، آنجا که بسیاری از مدعیان نوظهور، پیشینهای به درازای حتی چند قرن هم ندارند. تاریخ این سرزمین نباید تنها مجموعهای از وقایع مرده پنداشته شود بلکه گنجینهای از حکمت و عبرت است؛ ملتی که چراغ تاریخ را خاموش کند، آیندهاش را نیز در تاریکی خواهد باخت. تاریخ هرگز به گذشته تعلق ندارد بلکه صدایی است جاری در حال و ابزاری کارآمد برای تصمیمسازیهای درست در فرداست.
در حق این مرد بزرگ اجحاف شده است
کاظم هژیرآزاد، بازیگر پیشکسوت تئاتر و ایفاگر نقش «قائممقام فراهانی»، با اشاره به پیشینه و انگیزههای ورودش به این نقش تاریخی گفت: پیش از آنکه پیشنهاد بازی در این نمایش از سوی کارگردان مطرح شود، شناخت من از قائممقام بسیار اندک بود؛ نام او را بیشتر در حاشیه قراردادهای گلستان و ترکمنچای و در قامت وزیری ناتوان تصور میکردم. بیشک، تبلیغات رسانهای دوران گذشته و سکوت روزگار ما در شکلگیری این نگاه نادرست بیتأثیر نبود؛ نگاهی که متأسفانه سبب شد به امیرکبیر بسیار بیشتر از قائممقام بها داده شود و در حق این مرد بزرگ اجحاف گردد. با این حال، باید اعتراف کنم که با مطالعه نمایشنامه، تحلیلهای دقیق آقای صالحپور و آغاز تمرینات، ابعاد ژرف شخصیت او برایم روشن شد. اگر فرصت بیشتری داشتم، قطعا به سراغ مطالعهی «منشئات» قائممقام نیز میرفتم؛ چراکه ریشه بیشتر دیالوگها و اشعار اثر در همین متن فاخر نهفته است. 40 روز تمرین فشرده برای ایفای نقشی کلیدی با دیالوگهای سنگین و آرکائیک، کار بسیار دشواری بود؛ برای رسیدن به این نقش و زندگی در کالبد آن، بیش از 200 بار متن را از رو خواندم و 40 بار با دوستان تمرین کردم تا سرانجام موفق شدم به حفظ کامل دست یابم و در این نقش زندگی کنم. این بازیگر سینما، تلویزیون و تئاتر با اشاره به شیوه بازیگری خود و نحوه دستیابی به ابعاد شخصیتی این قهرمان ملی ادامه داد: البته ناگفته نماند که ویژگیهای صوتی، حالت چهره و سابقهام در ایفای نقشهای تاریخی، از دلایلی بود که کارگردان مرا برای این نقش برگزید؛ اما برای رسیدن به ژرفای این شخصیت، ریشه در مکتب استانیسلافسکی دارد. چرا که من پرورشیافته گروه هنری «آناهیتا» به سرپرستی و کارگردانی مصطفی و مهین اسکویی هستم و همچنان به اصول آن وفادارم. بیشک مطلع هستید که پیروان این مکتب، به باورِ نقش، مطالعه زندگی روزمره و منش و روش شخصیت میپردازند و کمکم به نقش نزدیک میشوند. من نیز کردار و کنشهای قائممقام را هم از مسیر تخیل توأم با مطالعه اسناد موجود و الهام از زندگیهای مشابه قهرمانان ملی -همچون جهانپهلوان تختی- بازآفریدم. ناگفته نماند که در این نمایش، صحنههایی از آموزشهای صحیح و علمی قائممقام به عباسمیرزا نیز به تصویر کشیده شده است.




