حلقه مفقوده هوش مصنوعی ایران

در گفت‌و‌گوی  روزنامه «جام‌جم» با رئیس انجمن ملی هوش مصنوعی ایران بررسی شد

حلقه مفقوده هوش مصنوعی ایران

ایران در تولید مقالات علمی هوش مصنوعی جایگاه قابل‌توجهی دارد اما مسیر تبدیل این دانش به محصولی رقابت‌پذیر، ثبت اختراع و حضور در بازار جهانی همچنان پرچالش است. از کمبود زیرساخت‌های پردازشی و دشواری تأمین سرمایه تا ضعف ارتباط دانشگاه و صنعت، مجموعه‌ای از چالش‌ها اجازه نداده‌اند ظرفیت علمی کشور به همان اندازه در اقتصاد فناوری نمایان شود. محمدهادی زاهدی، رئیس انجمن ملی هوش مصنوعی ایران، در گفت‌وگو با روزنامه جام‌جم از فاصله میان مقاله و بازار، ضرورت سیاستگذاری منسجم و چگونگی استفاده مسئولانه از هوش مصنوعی می‌گوید.

زهرا حامدی | جام‌جم آنلاین

در حال حاضر وضعیت ایران در حوزه هوش مصنوعی در منطقه و جهان چگونه است؟ 
برای ارزیابی وضعیت هوش مصنوعی باید چند حوزه را از هم تفکیک کنیم. نخست، تولید علم است که ایران در آن جایگاه نسبتا خوبی دارد. براساس برخی نظام‌های ارزیابی‌ و رتبه‌بندی، ایران در منطقه رتبه اول یا دوم و در جهان رتبه‌های چهاردهم تا شانزدهم را دارد. البته این تولیدات علمی عمدتا مقالات مستخرج از پژوهش‌های دانشگاهی، پایان‌نامه‌ها و رساله‌های دکتری هستند. دومین حوزه ارزیابی مربوط به سرمایه انسانی است. دانشگاه‌های کشور نیروی انسانی مناسب در زمینه‌های مرتبط با هوش مصنوعی تربیت می‌کنند و در حوزه سرمایه انسانی نیز وضعیت خوبی نسبت به کشورهای همسایه داریم اما در حوزه زیرساخت، به‌ویژه پردازش و ذخیره‌سازی داده‌ها، با وضعیت مطلوب فاصله داریم؛ در این بخش، جایگاه ایران در منطقه رتبه‌های بین ششم تا هفتم ارزیابی می‌شود چراکه برخی کشورهای حوزه خلیج‌فارس زیرساخت‌های پیشرفته‌تری طی سال‌های گذشته در قالب مشارکت و خرید تأمین کرده‌اند.
 چرا ایران با وجود نیروی متخصص، همچنان زیرساخت هوش مصنوعی ندارد؟
از آنجایی که بخشی از زیرساخت‌های مورد نیاز هوش مصنوعی، به‌ویژه پردازنده‌های قدرتمند، توسط کشور آمریکا تولید می‌شود، محدودیت‌های ناشی از تحریم‌ها بر دسترسی ما به این تجهیزات تأثیر می‌گذارد. در کنار آن، چین در دو سال گذشته با برنامه منسجمی که برای تولید زیرساخت‌های پردازشی تدوین کرده، موفق شده گام‌های مؤثری برای تولید این تجهیزات پردازشی و انبارشی بردارد که قابلیت رقابت‌پذیری با تجهیزات پیشرفته‌ای مانند پردازنده‌های انویدیا از نظر قدرت پردازش و مصرف انرژی را دارد. دلیل دوم، تأمین مالی است. توسعه زیرساخت به سرمایه‌گذاری قابل‌توجهی نیاز دارد و نهاد مسئول و پاسخگویی که تخصیص اعتبارات این حوزه را به‌صورت یکپارچه پیگیری کند، وجود ندارد. البته مجموعه‌هایی مانند معاونت علمی ریاست‌جمهوری برای حمایت از فعالیت‌های مرتبط با هوش مصنوعی تلاش کرده‌اند تا زنجیره تبدیل علم به فناوری متوقف نشود اما این اقدامات هنوز پاسخگوی نیاز بازار نیست و امیدواریم با تشکیل سازمان ملی هوش مصنوعی، بخشی از این خلأ برطرف شود.
 درباره سرمایه‌گذاری در هوش مصنوعی ایران ارقام متفاوتی مطرح می‌شود؛ ازجمله رقم ۱۰۰ همت. آیا چنین رقمی را می‌توان تأیید کرد؟
نهادهای مختلف در حوزه‌های گوناگون از هوش مصنوعی استفاده می‌کنند و برای پیشبرد فعالیت‌های خود سرمایه‌گذاری‌هایی به تبع آن انجام داده‌اند. برخی از این ارقام قابل انتشار نیستند؛ برای مثال میزان سرمایه‌گذاری و توان پردازش تجهیزات در بخش‌های دفاعی و نظامی معمولا در هیچ کشوری به‌صورت عمومی اعلام نمی‌شود. در حوزه‌های دیگر نیز مجموعه‌هایی از زیرساخت‌های پردازشی استفاده می‌کنند. با این‌حال، رقم دقیقی برای مجموع سرمایه‌گذاری‌های کشور نمی‌توان اعلام کرد اما آنچه می‌توان تا حدی درباره آن حدس و تخمین داشت، سرمایه‌گذاری‌ طی دو‌سال گذشته است که نزدیک به ۲۰ همت برآورد می‌شود.
 با وجود جایگاه ایران در تولید مقالات هوش مصنوعی، چرا این دستاوردهای علمی کمتر به فناوری‌های کاربردی و حل مسائل کشور منجر شده است؟
یکی از چالش‌های جدی کشور، تأکید بیش از اندازه بر شاخص‌های کمی، بدون توجه به دستاورد و تاثیر آن اقدام بوده است. به‌عنوان مثال مرتب اعلام می‌کنیم که در تولید علم هوش مصنوعی، چهاردهم یا پانزدهم جهان هستیم اما وقتی به کاربردی‌سازی می‌رسیم، در برخی نظام‌های رتبه‌بندی جایگاه ما به رتبه‌های 60 تا 70 در جهان تنزل پیدا می‌کند. این اختلاف نشان می‌دهد میان تولید دانش و تبدیل آن به توانایی، محصول و خدمت، شکاف قابل‌توجهی وجود دارد. براساس برخی آمارهای مطرح‌شده، سهم ایران از مقالات علمی هوش مصنوعی در جهان حدود 3/2 تا 5/2 درصد است اما صرف انتشار مقاله کافی نیست. باید ببینیم این پژوهش‌ها تا چه اندازه با نیازهای کشور همسو بوده‌اند و چه مشکلاتی را حل کرده‌اند. در این میان کیفیت مقالات نیز اهمیت دارد. میزان ارجاع سایر پژوهشگران به یک مقاله، یکی از شاخص‌های ارزیابی کیفیت آن است. اگر مقالات را با معیارهای کیفی بررسی کنیم، سهم ما از مقالات باکیفیت به‌مراتب کمتر از سهم پژوهش‌های کشور در تعداد کل مقالات منتشر شده در حوزه هوش مصنوعی است.
 چرا ایران با وجود تولید علم در هوش مصنوعی، در ثبت اختراع و تجاری‌سازی محصولات از رقبای منطقه‌ای عقب‌افتاده‌است؟
ثبت اختراع یکی از شاخص‌هایی است که می‌تواند در ارزیابی محصولات فناوری اهمیت داشته باشد چراکه به تثبیت مالکیت فکری محصول کمک کرده و در کنار عوامل دیگر، می‌تواند زمینه توسعه بازار آن را فراهم کند. اگر عملکرد کشورهای منطقه را در یک بازه حدود ۱۵ساله بررسی کنیم، می‌بینیم کشورهایی مانند ترکیه و عربستان در ثبت اختراعات مرتبط با هوش مصنوعی عملکرد بهتری داشته‌اند. تعداد اختراعات ثبت‌شده در برخی از این کشورها چند برابر ایران است. برآوردها نشان می‌دهد تعداد اختراع‌های ثبت شده ایران در حوزه محصولات هوش مصنوعی طی این بازه شاید به 20 مورد هم نرسیده باشد. البته برای اعلام آمار قطعی باید داده‌های رسمی ثبت اختراع بررسی شود. تولید علم، ثبت اختراع، تجاری‌سازی و حضور در بازارهای بین‌المللی، حلقه‌های یک زنجیره هستند و نمی‌توان انتظار داشت دانشگاه به‌تنهایی همه این مراحل را انجام دهد. برای تبدیل این نمونه به محصول تجاری، باید نهادهایی وجود داشته باشند که توسعه محصول، تأمین مالی و ورود به بازار را تسهیل کنند.
 در حال حاضر اندازه بازار داخلی هوش مصنوعی چقدر‌است؟
در آماری مربوط به پایان سال 1403، اندازه بازار هوش مصنوعی ایران حدود 5/5 همت اعلام شده بود. برآورد شخصی من این است که این رقم در بهترین حالت تاکنون به حدود ۱۰ همت رسیده باشد. این برآورد باید با آمارهای رسمی تطبیق داده شود اما در هر صورت بازار هنوز ظرفیت رشد زیادی دارد و اگر نتوانیم محصول تولید شده را به بازار عرضه کنیم، گردش مالی لازم برای توسعه این زنجیره شکل نمی‌گیرد. به همین دلیل، باید ارتباط میان دانشگاه، شرکت‌های فناور، سرمایه‌گذاران و مشتریان تقویت شود. یکی از مأموریت‌های مورد انتظار از سازمان ملی هوش مصنوعی نیز می‌تواند کمک به تجاری‌سازی محصولات و فراهم کردن شرایط حضور آنها در بازار باشد.
 سازمان ملی هوش مصنوعی قرار است چه خلأیی را برطرف کند و چه زمانی می‌توان انتظار آغاز فعالیت آن را داشت؟
در سند ملی هوش مصنوعی که از سوی شورای عالی انقلاب فرهنگی به تصویب رسید، تشکیل این سازمان پیش‌بینی شده بود اما درباره الزامات اجرایی آن ازجمله ساختار سازمانی، اعتبارات و سازوکار تأسیس، چالش‌هایی وجود داشت. در ادامه، مجلس شورای اسلامی در شهریورماه ۱۴۰۵ قانون ملی هوش مصنوعی ایران را تصویب کرد و بر تشکیل این سازمان تأکید شد. یکی از تفاوت‌های مصوبه شورا با مصوبه مجلس این است که مجلس علاوه بر قانون‌گذاری، در تصویب بودجه و تخصیص اعتبارات نیز نقش دارد. براساس آنچه در قانون پیش‌بینی شده، دولت باید ظرف سه ماه اساسنامه سازمان را تدوین کند. بنابراین با توجه به زمان‌بندی مطرح ‌شده، می‌توان انتظار داشت فرآیند شکل‌گیری آن در آذرماه دنبال شود؛ البته تحقق این زمان‌بندی به پیشرفت مراحل اجرایی بستگی دارد.
 در حال حاضر برخی سکوهای هوش مصنوعی با نام‌های فارسی فعالیت می‌کنند اما مدل اصلی آنها خارجی است. آیا این ابزارها را می‌توان محصولات بومی دانست؟
باید میان توسعه یک مدل از صفر و بومی‌سازی مدل‌های موجود تفاوت قائل شویم. تا جایی که من اطلاع دارم، تاکنون مدل زبانی بزرگی (LLM) که از ابتدا و به‌صورت کاملا بومی برای زبان فارسی توسعه یافته باشد، نداشته‌ایم. برخی شرکت‌ها از مدل‌های متن‌باز موجود در جهان استفاده کرده‌اند، داده‌های فارسی را برای آموزش یا تنظیم آنها به‌کار گرفته‌اند و ابزارهایی متناسب با نیاز کاربران فارسی‌زبان ساخته‌اند. برخی دیگر نیز نقش واسطه را دارند و دسترسی کاربران به مدل‌های خارجی را تسهیل می‌کنند.