زبان، یک نکته بی‌اهمیت؟ 

زبان، یک نکته بی‌اهمیت؟ 

گفت‌وگو درخصوص نکته‌های پراهمیت دیدار رهبر بزرگوار، فرمانده معظم کل قوا، با فرماندهان در رسانه‌های داخلی و خارجی گسترش‌دار شده و پی گرفته شده است. همزمان، گفت‌وگو با دبیر شورای‌عالی امنیت ملی بعد از دیدار اخیرش با رهبر عزیز ملت، در اخبار شامگاهی، نکته‌های مهمی در بر دارد که خوب است بدان اشاره کنیم و بر آن تأمل نماییم. نکات بس مبرمی در این دیدارها مطرح شده که توجه کارشناسان داخلی و خارجی را برانگیخته، همچون:

احمد میراحسان | نویسنده و پژوهشگر

1- تغییر دکترین هسته‌ای، 2- تحول و تعمیق دکترین و تاکتیک بومی 3- پاسخ فوری و اثرگذار، بدون محدودیت جغرافیایی، ۴-آمادگی رزمی هوشمندانه، برای مقابله پرقدرت با دشمنان 5-بازدارندگی حداکثری 6- تعیین پایان جنگ به‌وسیله ما درپی شروع هر جنگی به وسیله آنان ۷-تقویت معماری اطلاعات نظامی ۸- تعمیق دفاع بومی در دو حوزه دکترین و تاکتیک ۹- رشد توانمندی‌های روزآمد و امنیتی با بهره‌گیری از فناوری‌های نوین ۱٠-تقویت بنیه معنوی و روحیه جهادی ۱۱- تلاش بی‌وقفه برای تأمین نیازهای معیشتی ۱۲-پشتیبانی از نیروهای مسلح.
و البته نکات جداگانه در مصاحبه دکتر رضایی بر حسب فرمان رهبری درخصوص مطلع کردن مردم از جریان رفتار و تحرکات غیرمحرمانه دیپلماسی.
در میان این همه مطالب می‌خواهم اول درباره نکته‌ای ظاهرا بی‌اهمیت سخن بگویم و سخنی البته جسارت‌آمیز درباره زبان تخصصی که به سیاست، اقتصاد، فرهنگ وحتی زبان هنری بجا ونابجا تسری یافته است. مثلا آیا ترکیب دکترین برای همه این موارد درست است یا گاه نابجاست‌؟ دکترین کیسینجر، دکترین وزارت خارجه، دکترین مهدویت، دکترین صلح، دکترین زمین سوخته، دکترین قدرت، دکترین برنامه‌ریزی و... 
ولی حرف اصلی آن است که بگویم رها از صرف تعصب فارسی‌گویی که شایسته پیشرانان جامعه نه تنها ادبی و فلسفی و فرهنگی بلکه حتی سیاسی، اقتصادی و نظامی است امر مهم‌تری ضرورت دقت و پاسداری زبان را پیشارو قرار می‌دهد، زبان وطن ماست، آشیان هستی ماست و باید آن را پاس بداریم. معنای این پاسداشت بس مبرم است.سخنان فرمانده کل قوا با فرماندهان واجد ویژگی نیروبخش و کارشناسانه نظری و ویژگی‌های عملی_ رفتاری نظامی وسیعی بود که سردار رضایی به آن اشاره کرده بود: احاطه نظامی و اطلاع از مسائل تخصصی جاری! و این البته همواره مایه اطمینان قلبی و استواری روحی مردم خواهد بود.
به یقین بگویم به‌یاد ندارم دیداری از رهبر شهید را که سخنان آن وجود نوربخش، پخش شده باشد و به سبب وجه معرفتی و اجرایی و کارشناسی ژرفش، در دل انواری درخشان از امید و اعتماد و روشنایی و تابش آگاهی‌های نو و مفید و گشایش راه‌های دقیق و پرشور جنبش و خیزش بر نیانگیخته باشد. در این رود خروشان واژگان شناخت و تلاش و آگاهش و کوشش که مشوق زایش و افزایش علم و عمل و معرفت بودند، گاه اشارت‌های ادبی، خود مکتب هستی‌بخش دیگری بود. نکته، ادبی بود که اهمیت خود را داشت اما باطنش از ریشه‌های ژرف، آب می‌خورد، از غیرت استقلال‌طلبی ایرانی که حقیقتش پایگاه اسلامی حفظ فاصله با زبان کفر بود و دوری از سرپرستی کفر ولو در زبان! یادم می‌آید آن رهبر پایا و مانا و شایا، در جلسه‌ای به شاعری، پیشنهاد کاربرد کلمه فارسی «ویژه‌خوار» ساخته و پرداخته فرهنگستان در مایه و سیاق پخته‌خوار و رباخوار را به‌جای رانت‌خوار دادند. اهمیت این نکته ظاهرا گذرا در چه بود؟ 
حقیقت آن است که استقلال ما نخست با جدایی قلب‌مان از شرک محقق می‌شود و اعتقاد و باور و تفکر، رها از سیطره ظلمات و ظالمان و کافران مشرکان، از این توحید و عبودیت و ولایت ناب می‌روید. علم و عمل مستقل، زندگی حلال و پاکیزه فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و نظامی و مدیریت و زندگی بیرونی رها از خودباختگی و وابستگی، محصول این انقلاب درونی است اما بی‌تردید زبان، آینه این تحول‌های واقعی و بنیادین است. نکته ظاهرا بی‌اهمیت وقتی اهمیت کلان پیدا می‌کند و امر شکلی، با امر ریشه‌ای پیوند می‌خورد که دریابیم زبان اتفاقی تغییر پیدا نمی‌کند، نماد و نمایش تغییرات هستی ماست.