پوزه اعتیاد را به خاك مالیدم
سلام و درود به همه مصرفكنندههایی كه تصمیم گرفتند بالاخره پاك زندگی كنند. آشنایی من با مواد مخدر از جایی شروع شد كه در یك كارخانه بزرگ مشغول كار شدم. بهخاطر جنم و جربزهای كه از خود نشان دادم، در مدت كمی پیشرفت كردم و تا به خودم بیایم، دیدم رئیس یكی از بخشهای مهم كارخانه شدهام. چشم و گوش رئیس بودم و برای هر كاری حتی خرید مواد انبار از من مشورت میخواست. در مدت دو سال یكدفعه به كلی عزت و احترام رسیدم كه برای خودم هم باوركردنی نبود. تغییر وضعیتم باعث شد تا جوگیر شده و با دوستان نابابی كه مصرف كننده مواد مخدر بودند، آشنا شوم. یكدفعه به خودم آمدم دیدم هر شب پای بساطم و نصف بیشتر درآمدم را صرف مصرف هروئین میكنم.
هشت سال تمام كارم مصرف هروئین شده بود. زن و بچهام بهخاطر رفتارهایم زجر زیادی كشیدند. منیكه عاشق همسر و دخترم بودم، بارها دست رویشان بلند و حتی زن و بچهام را از خانه بیرون كردم. غیرت و مردانگی در وجودم مرده بود. تنها چیزی كه برایم مهم بود، مواد بود. طوری به خفت و مفلسی افتاده بودم كه از شدت بیپولی به درخانه همسایه و فامیل میرفتم و هزار تومان هزار تومان جمع میكردم تا بتوانم هروئین بخرم. از شب تا صبح هروئین میكشیدم. صبح بیهوش میشدم و 12 ساعت بعد وقتی بیدار میشدم، دوباره میكشیدم. بهشدت لاغر شده بودم و هر چه میخوردم، بالا میآوردم. اگر فقط یك ساعت هروئین دیر به دستم میرسید، دچار سردردهای شدید، بیحالی، بدن درد، تب و لرز و هزار درد دیگر میشدم. نیم ساعت دیرتر میكشیدم، به محض خرید هروئین، ده برابرش را مصرف میكردم تا حالم درست شود. شبها حال عادی نداشتم و نمیتوانستم بخوابم. بعضی وقتها شاید تا چند روز حتی غذا هم نمیخوردم. دائم میكشیدم تا بلكه از هروئین سیر شوم، اما هرچه میكشیدم بدترمیشدم و مصرفم روز به روز بیشتر میشد.
از حال و روزی كه برای خودم درست كرده بودم، خسته بودم. تصمیم گرفتم ترك كنم.
رفتم سراغ متادون، اما به چنان روزی افتادم كه آرزو كردم
ای كاش همان هروئین را مصرف میكردم. زندگیام بههم ریخت و زنم دادخواست طلاق داده بود. با شرایطی كه داشتم، دادگاه حتما حضانت دختر سه سالهام را به همسرم میداد. تصور از دست دادن همسر و دخترم، دیوانهام كرده بود. با خودم گفتم باید پوزه اعتیاد را به خاك بمالم. به یكی از مراكز ترك اعتیاد مراجعه كردم و با كمك یكی از مشاوران، اعتیاد را برای همیشه كنار گذاشتم. آرزوی پاكی برای تمام هم
دردهایم دارم.
از حال و روزی كه برای خودم درست كرده بودم، خسته بودم. تصمیم گرفتم ترك كنم.
رفتم سراغ متادون، اما به چنان روزی افتادم كه آرزو كردم
ای كاش همان هروئین را مصرف میكردم. زندگیام بههم ریخت و زنم دادخواست طلاق داده بود. با شرایطی كه داشتم، دادگاه حتما حضانت دختر سه سالهام را به همسرم میداد. تصور از دست دادن همسر و دخترم، دیوانهام كرده بود. با خودم گفتم باید پوزه اعتیاد را به خاك بمالم. به یكی از مراكز ترك اعتیاد مراجعه كردم و با كمك یكی از مشاوران، اعتیاد را برای همیشه كنار گذاشتم. آرزوی پاكی برای تمام هم
دردهایم دارم.




