گریز از تناقض

گریز از تناقض


 اگر تولید محصولی در گونه فانتزی یا علمی-تخیلی را مدنظر داشته باشیم، این‌كه حین روایت داستان به دامن تخیل‌نگاری بیفتیم و موجب ایجاد تناقض شویم، قابل تحمل است. ولی در سریال‌های رسانه ملی كه عمدتا در فضای واقعی می‌گذرند، این‌كه حین روایت داستان با تناقضات گل درشت مواجه شویم، برخورنده است.
بارها شده كه در سریال‌ها یك كارمند را در حالی می‌بینیم كه در یك خانه شیك و مدرن زندگی می‌كند. آخر چطور می‌شود یك كارمند معمولی بتواند در یك خانه اشرافی زندگی كند؟ یك كارمند معمولی خیلی كه هنر كند بتواند در یك آپارتمان 50متری گذران زندگی كند مگر این‌كه پدری پولدار داشته یا برنده جایزه میلیاردی شده باشد.
بخشی از وظیفه ناظران كیفی هم همین است یعنی باید علاوه‌بر بررسی ممیزی‌های مختلف درباره تناقضات فیلمنامه‌ها، به سازندگان نیز مشاوره دهند. منطق حكم می‌كند در سریال‌های رئالیستی با زبان مردم درباره مردم حرف بزنند و طوری حرف بزنند كه تناقض‌برانگیز نباشد.
این‌كه می‌گویند به جایی رسیده‌ایم كه هر چیزی از هر كسی برمی‌آید نافی مسؤولیت تولیدكنندگان در حذف تناقض‌ها از داستان و شخصیت‌پردازی نیست. در اوج تناقضات مختلف هم باز باید منطقی نسبی در داستان و روابط آدم‌ها برقرار باشد.
 همیشه كه برای جلب مخاطب نباید كارهای خارق‌العاده كرد. همین‌كه سعی كنیم تناقضات را بیشتر رفع کرده و بیشتر و بیشتر منطق را به داستان وارد كنیم بیشتر و بیشتر می‌توانیم مخاطبان را جلب كنیم.
جلب مخاطب صدها راه و روش دارد و با ده‌ها گونه می‌توان تولید انجام داد ولی تقریبا در تمامی این روش‌ها و گونه‌ها باید مخاطب را باهوش‌تر از خود پنداشت و كاری نكرد مخاطب تناقضات را برجسته ببیند.