مقایسه شخصیت محمد با جکباور قهرمان ضد جاسوسی سریال 24
شمایل یک قهرمـــــان
سریال «گاندو» را اگر نتوان جزو بهترین ساختههای صدا و سیما دانست؛ اما جزو معدود ساختههای تقریبا قویای است كه با محتوای جاسوسی ساخته شده و تا قبل از این معمولا آنچه ساخته میشود بیشتر محتوای كارآگاهی و معمایی داشت. به همین دلیل بهعنوان معدود ساختههایی كه به چنین موضوع حساس، جذاب و مهمی پرداخته، نمیتوان نمره مردودی داد. چون در هر صورت با توجه به نظرسنجیهای صورت گرفته، اكثر مخاطبان تلویزیون این سریال را دوست داشته و تا آخرین قسمت آن را دنبال كردند تا ببینند سرنوشت جاسوسی كه تیم امنیتی دستگیر كرده است چه میشود؟ از آنجا كه این سریال جزو نخستین سریالهایی با چنین محتوایی است كه براساس واقعیت ساخته شده است به همین دلیل خالی از نقدها، بررسیها و مقایسهها با سریالهای مشابه داخلی و خارجی نیست. از جمله سریالهایی كه با گاندو مقایسه میشود سریال آمریكایی 24 است؛ سریالی كه آن هم دارای یك شخصیت قهرمانمحور بود و آن شخصیت قرار بود با هوش، ذكاوت، توانایی، جسارت و... بتواند معماها، سدها و مشكلات را از سر راه بردارد. این روزها برخی از منتقدان و كارشناسان فیلم و سریال محمد گاندو را با «جك باور» 24 مقایسه میكنند؛ مقایسهای كه البته تاحدودی كفه ترازو را به سمت شخصیت جك باور سنگینتر كرده با این حال همچنان جای امیدواری وجود دارد كه شخصیت محمد در سریالهایی با این سبك بتواند حالت پختهتر، باورپذیرتر و... به خود گیرد. در این گزارش تلاش كردهایم به بررسی 9 ویژگی این دو شخصیت بپردازیم و اگر ببینده این دو سریال بودهاید، قضاوت را به دست شما بسپاریم كه تا چه حد این دو توانستهاند از نظر نوع شخصیتی به یكدیگر نزدیك باشند.
آزاده باقری
محمد باهوش است. این را كسی نمیتواند منكر شود. در برخی از سكانسهای این سریال با این موضوع مواجه میشویم كه او اطلاعات بسیار بالایی در زمینههای گوناگون دارد و به چند زبان دنیا نیز مسلط است. در عین حال كه گوش به فرمان است؛ اما خود نیز میتواند در مواقع بحرانی تصمیمات سریع و درستی بگیرد و فكر طرف مقابل خود را بخواند. مافوق او هوش محمد را همیشه مورد تقدیر قرار میدهد و برای همین به او اعتماد كامل دارد و میداند كاری كه انجام میدهد درست است. حتی در برخی از قسمتها دیده شده كه مافوق محمد به او میگوید تو درست میگویی اما باید كار دیگری انجام داد.
جك باور به عنوان مامور ویژه در آمریكا نیز یك مامور باهوش و زرنگ است كه به همین دلیل به همه بدبین است و تلاش میكند راه خود را با هوش و تواناییاش پیدا كند. بسیاری از اتفاقات را از قبل پیشبینی میكند. او با توانایی كه دارد كشورش را از بسیاری اتفاقات مانند سوءقصد به جان رئیسجمهور، حملات هستهای، بیولوژیكی و شیمیایی، حملات مجازی و خنثی كردن توطئههای شركتهای بزرگ، شناختن عوامل فساد در دولت و... نجات میدهد. حتی زمانهایی كه پیكان اتهام به سمت اوست با ترفندهای مختلف تلاش میكند خود را از اتهامی كه به او وارد شده نجات دهد.
فشار روانی و مشكلات روحی
محمد به نظر مرد خوبی میرسد. با همه مهربان است، با دشمن خشن و عصبانی برخورد میكند و با دوست مهر و عطوفت بسیار دارد. زمانهایی كه باید شوخی میكند و زمانهایی كه باید عصبانیتش را بهخوبی بروز میدهد. با خانواده و همسرش مهربان است و قبول دارد آنطور كه باید در خدمت آنها نیست. كار برایش در اولویت است و برای همین بیشتر زمان خود را به كار كردن و كشف معماها میگذراند. در نهایت میتوان گفت محمد یك شخصیت كاملا مثبت است كه از درون آن به جز آنكه بسیار با كارش درگیر است نمیتوان ایراد دیگری گرفت.
مامور امنیتی آمریكا دارای فراز و فرود بسیار است. خانواده مستحكمی ندارد. حتی دخترش او را بهدلیل آنكه تصور میكند پدرش در قتل مادرش مقصر است، ترك میكند. در جریاناتی جك معتاد میشود و از مشكلات روحی و روانی و سردرگمیهایی كه دارد رنج میبرد. با وجود این تلاش میكند معماها را كشف كند و بهترین عملكرد را از خود نشان بدهد. در نهایت نمیتوان جك را یك شخصیت كاملا مثبت دانست. بلكه میتوان او را شخصیتی تلقی كرد كه دو قطب مثبت و منفی را باهم دارد.
رابطه با خانواده
محمد مانند تمام مردم عادی دارای خانواده است. خانوادهای كه آنطور که مخاطبها متوجه شدهاند نامزدی است كه با او همكار بوده و در برخی قسمتها او با همسرش به وسیله موتوری كه دارد به بیرون میروند و شب محمد همسرش را به خانه پدرش میآورد و مادر پیری دارد كه حدود هشت سال میشود همسرش را از دست داده و محمد با آنكه پدرش را از دست داده و مادرش تنهاست، اما نمیتواند چندان بار تنهایی مادرش را به دوش بكشد و در اكثر مواقع كه به خانه میرود مادرش خواب است. به نظر میرسد در سریال گاندو آنطور كه باید به بخش خانواده این شخصیت پرداخته نشده و تنها در حد چند سكانس از آنها كه نشان بدهد محمد دارای یك خانواده و زندگی معمولی است خلاصه میشود.
زندگی شخصی جك باور فراز و نشیب زیاد دارد. او از فصل اول مشخص میشود دارای همسر و یك دختر است كه البته چندان با یكدیگر سر سازگاری نداشته و در نهایت در همان فصل اول میبینیم كه همسر جك به دلیل اتفاقات و جریاناتی كه به ماجراهای تروریستی و... ارتباط دارد توسط فردی كه جك فكر میكرد قابل اعتماد است كشته میشود. دخترش نیز او را ترك میكند و اتفاقاتی برای او رخ میدهد كه بخشی از هیجانات این سریال را هم به خود اختصاص داده است. در این سریال خانواده جك تا حدودی باورپذیر است و میتوان درك كرد كه زندگی یك مامور امنیتی تا چه حد میتواند پر فراز و نشیب باشد.
تهدید جانی
با آنكه محمد در بیشتر عملیات حضور داشت و برخی از عملیاتها خطرناك به نظر میرسیدند و امكان لو رفتن آنها میرفت با این حال هیچوقت بهطور جدی مورد تهدید قرار نگرفت. حتی احتمال آسیب دیدن، گروگان گرفته شدن، زخمی شدن و... را هم نداشت. به نظر میرسید محمد در امنیت کامل میتواند كار خود را انجام دهد و عملیات را
با موفقیت بگذراند.
جك باور ولی علاوه بر خانوادهاش خودش نیز بارها و بارها مورد حملات گوناگون قرار گرفت. زخمی شد و آسیب دید. به طوری كه یكبار هم در عملیاتی به مواد سمی آلوده میشود كه با انجام جراحی به وسیله ژن فرزندش درمان میشود. حتی یكبار هم تصورها بر این رفت كه دیگر كشته شده است چون فصل با همین علامت سوال به پایان رسید در صورتی كه در قسمت بعدی متوجه میشویم او گروگان گرفته شده است.
خنجر از پشت میزند دشمن
یكی از جذابیتها سریالهای معمایی و جاسوسی این است كه در دل خود یك جاسوس نفوذی چه در میان نیروهای امنیتی چه در میان باندهای خلافكار وجود داشته باشد. سریال گاندو نیز از این قاعده مستثنا نیست و در دل خود جاسوسهای اینچینی نیز دارد كه یكسری از آنها ماموران امنیتی هستند كه در میان خلافكارها نفوذ كرده، بخشی خلافكارانی هستند كه پس از دستگیری قول همكاری داده و بار دیگر در میان خلافكارها میروند و یكسری هم جاسوسهای خلافكاری هستند كه در میان ماموران امنیتی نفوذ كرده تا با دادن اطلاعات به دستگیرشدهها آنها از آن سوی دیوار
مطلع كنند.
خیانت و جاسوسی در سریال 24 هم به وفور دیده شده است؛ از خیانت رئیس دفتر ریاستجمهوری تا خانوادهای قانونمند كه در پوشش رعایت قانون دست به عملیاتهای جاسوسی، قتل رئیس جمهور و حتی دست به انفجار یك بمب اتمی میزنند. علاوه بر این در یكی از فصلهای این سریال جك متوجه میشود رئیسجمهور با عوامل تروریستی همدست است. همچنین در فصلی دیگر جك این موضوع را نیز درمییابد كه یكی از دوستانش كه مامور ویژه نیز هست با تروریستها بوده اما پس از دستگیری او میفهمد برای نفوذ در میان تروریستها اقدام به این كار كرده است.
دعوا با مافوق
محمد در بسیاری از سكانسها خوی جنگجو بودنش را نشان میدهد و اینكه تا چه حد كاری كه انجام میدهد برایش مهم است و نسبت به باورهایش عرق دارد و وقتی میبیند آقازادهها چطور ثروت كشور را به باد میدهند و آنها را به نابودی میكشانند باتمام وجود حرص میخورد و عذاب میكشد. برای همین حاضر است بابت این موضوع بارها و بارها با مافوقش بحث و حتی دعوا كند. به طوری كه دیگر مافوق به او تذكر میدهد كه متوجه شود با چه كسی دارد بحث و جدل میكند و در نهایت شاید در برخی موارد محمد كوتاه میآمد اما تنها در ظاهر این اتفاق رخ میداد و در اصل او در وجودش همچنان به آنچه
میگفت باور داشت.
جك هم به عنوان یك شخصیت جنگجو كه به دنبال یافتن راهحل است با مافوقهای خود جنگهای بسیار میكند. همین هوش او موجب میشد تا با مافوق خود موافق نباشد و حتی در برخی موارد خلاف نظر مافوق عمل كند.
بازجوی مهربان
در سریال گاندو در هیچ بخشی از آن شاهد شكنجه كردن كسانی كه دستگیر میشوند بابت آنكه اعتراف كنند نیستیم. تمام كسانی كه دستگیر میشوند در كمال احترام از آنها در زندانهایی تمیز و مرتب مراقبت شده و گاهی برای بازجویی حاضر میشوند. البته جیسون رضاییان نیز پس از آزادی اذعان كرده است كه هیچگونه شكنجه بدنی روی او انجام نگرفته و نمیتوان این موضوع را دور از ذهن دانست.
در سریال 24 اما خشونت، شكنجه و... بیداد میكند طوری كه حتی در این زمینه اعتراضهایی هم وجود داشت كه میزان شكنجه و صحنههای خشونتآمیز زیاد است. یكی از شكنجهگرها هم خود جك است كه حتی در فصلهای پایانی این فصل به دلیل شكنجههایی كه در بازجوییهایش انجام داده از سوی دولت آمریكا تحت تعقیب قرار میگیرد.
آقای سخنگو
محمد یك مامور جوان است كه به قول معروف كلهاش باد دارد. برای همین هم در بعضی موارد كه عصبانی میشود، معترض میشود و... شروع به گفتن صحبتهایی میكند كه به نظر میرسد كاغذی در دست گرفته و از روی آن در حال خواندن است. هر چند بازیگر نقش گاندو معتقد است هرآنچه گفته كاملا باتوجه به باورهایش بوده اما در هر صورت باید پذیرفت كه چنین حرفهای گل درشتی از زبان یك مامور امنیتی آنقدرها به دل نمیشیند و برای همین این موضوع بیشتر از هر چیزی به چشم میآمد.
نقش جك به مدت 9 سال در بسیاری از كشورهای دنیا در حال پخش بود، اما هرگز از زبان این مامور ویژه گفتوگوی گل درشت و شعاری شنیده نشد. او به عنوان مامور قانون و براساس آموزههایی كه دیده بود تلاشاش بر این بود تا بتواند علامت سوالها را برطرف كرده و راهحلهایی پیدا كند تا بتواند عوامل تروریستی را كشف و عملیاتشان را
خنثی كند.
تعقیب و گریز
عملیاتهای سریال گاندو آنقدرها گانگستری و هیجانانگیز نیست. شاید به دلیل بودجه، كمبود وقت، نبود امكانات و... عملیاتهای این سریال آنقدر با آب و تاب و نفسگیر نبود. اما در هر صورت در حد خودش عملیاتهای قابل قبولی داشت كه محمد هم در آنها نقش اصلی و كلیدی داشته كه یكی از مهیجترین این عملیاتها همان قسمتی بود كه هواپیما را بهدلیل فرار یك آقازاده بر زمین نشاندند و توانستند از خروج ارز و طلا از كشور جلوگیری كنند.
سریال 24 اما برخلاف گاندو پر است از عملیاتهای مهیجی كه طی 9 سال ساخته شد. بارها برنده جوایز گوناگون شد و بسیاری را پای تلویزیون میخكوب كرد. نقش جك در این عملیاتها بسیار چشمگیر است و حتی در برخی از عملیاتها به نظر میرسد كه جك نمیتواند از آنها جان سالم به در برد.




