فرصتی برای نمایش زنهای واقعی
منصوره مصطفیزاده / نویسنده
تلویزیون را كه روشن كنی، ممكن است تصویر یك زن را ببینی. اگر موقع پخش آگهیها باشد، آن زن تر و تمیز و خوشگل است و حتی بعد از شستن كوهی از ظرفها با مایع ظرفشویی جادویی فلان هم خط چشم و ریملش تكان نخورده. لبخندش هم همانطور گشاد و درخشان روی لبش مانده. زنهای آگهیهای بازرگانی، خسته نمیشوند، كار نمیكنند، نظرشان هم فقط مایع لباسشویی یا حداكثر فرش ماشینی هشتصد شانه است. اگر موقع پخش سریالها باشد، زنها اغلب موجودات بدبختی هستند. نشستهاند تا یكی بیاید خوشبختشان كند یا افتادهاند در دام بدبختیهایی كه خودشان هیچ نقشی در آن ندارند. مستندهای واقعنما، احتمالا باید آخرین امید ما زنها باشند، برای نمایش حضور واقعی یك زن؛ اما راستش را بخواهید، جز همین یكی، من نمونه موفق دیگری ندیدهام!
برنامه مستند واقعنمای قبلی كه به توصیه دوستان دیدم، تركیبی بود از شیرینزبانی كودكان، خوشگذرانی مردها و حضور حاشیهای زنها كه آن هم محدود بود به عوض كردن لباس بچه و خندیدن به شوخیهای بابا! وقتی از تیم سازنده این برنامه پرسیدم چرا نقش زنها در این برنامه تا این حد منفعل و بیمایه است، محدودیتهای سیما را بهانه كرد و گفت حجاب ال بود و شوخی با زنها بل بود. از همین بهانههای همیشگی! با این حال اخیرا یك برنامه دیدم كه نقش زن در آن خیلی واقعی بود؛ همین مستند مسابقه «خانه ما».
موضوع برنامه طوری است كه اگر میخواستی زنها را منفعل و حذف كنی، از بیخ و بن بیمعنا میشد. فكر كنید وقتی اصل مسابقه به محدودیت مواد مصرفی خانه برمیگردد، چطور میشود مادر خانواده را حذف كرد؟ زنی كه مدیر خانه و زندگی است، نقش اصلی را در مدیریت مصرف دارد و بی او، این برنامه شیر بییال و دم و اشكمی میشد، شبیه بعضی دیگر از برنامهها.
تیم تولید خانه ما لابد با همان محدودیتهایی مواجه است كه هر برنامه دیگری دارد.
عرف جامعه كه زنان را به سمت حضور كمرنگتر و حرف زدن كمتر در مقابل دوربین میبرد، داشتن حجاب در خانه كه موجب محدودیتهایی چه برای زن و چه برای فیلمبرداری است و البته نگاههای مردم به زنانی كه بخواهند نقش پررنگی داشته باشند. همه اینها میتوانست موجب شود كارگردانان خانه ما دستور عقبنشینی را برای زنان صادر كنند و بگویند شما بیزحمت همان جا روی مبل بنشین و لبخند بزن و ببین كه بابا و بچهها چقدر بامزه مسابقه را پیش میبرند! اما این تیم، تصمیم دیگری گرفت. زنان را نشاند دور میز و ناگهان تبدیل شد به یك مستند واقعنمای واقعا واقعی! برنامهای كه در آن زنان شبیه واقعیت خودشانند:
مدیران خانه ما!
برنامه مستند واقعنمای قبلی كه به توصیه دوستان دیدم، تركیبی بود از شیرینزبانی كودكان، خوشگذرانی مردها و حضور حاشیهای زنها كه آن هم محدود بود به عوض كردن لباس بچه و خندیدن به شوخیهای بابا! وقتی از تیم سازنده این برنامه پرسیدم چرا نقش زنها در این برنامه تا این حد منفعل و بیمایه است، محدودیتهای سیما را بهانه كرد و گفت حجاب ال بود و شوخی با زنها بل بود. از همین بهانههای همیشگی! با این حال اخیرا یك برنامه دیدم كه نقش زن در آن خیلی واقعی بود؛ همین مستند مسابقه «خانه ما».
موضوع برنامه طوری است كه اگر میخواستی زنها را منفعل و حذف كنی، از بیخ و بن بیمعنا میشد. فكر كنید وقتی اصل مسابقه به محدودیت مواد مصرفی خانه برمیگردد، چطور میشود مادر خانواده را حذف كرد؟ زنی كه مدیر خانه و زندگی است، نقش اصلی را در مدیریت مصرف دارد و بی او، این برنامه شیر بییال و دم و اشكمی میشد، شبیه بعضی دیگر از برنامهها.
تیم تولید خانه ما لابد با همان محدودیتهایی مواجه است كه هر برنامه دیگری دارد.
عرف جامعه كه زنان را به سمت حضور كمرنگتر و حرف زدن كمتر در مقابل دوربین میبرد، داشتن حجاب در خانه كه موجب محدودیتهایی چه برای زن و چه برای فیلمبرداری است و البته نگاههای مردم به زنانی كه بخواهند نقش پررنگی داشته باشند. همه اینها میتوانست موجب شود كارگردانان خانه ما دستور عقبنشینی را برای زنان صادر كنند و بگویند شما بیزحمت همان جا روی مبل بنشین و لبخند بزن و ببین كه بابا و بچهها چقدر بامزه مسابقه را پیش میبرند! اما این تیم، تصمیم دیگری گرفت. زنان را نشاند دور میز و ناگهان تبدیل شد به یك مستند واقعنمای واقعا واقعی! برنامهای كه در آن زنان شبیه واقعیت خودشانند:
مدیران خانه ما!




