نسخه Pdf

دردسر اعتماد به مامور قلابی

دردسر اعتماد به مامور قلابی

 دختر جوان تصور نمی‌كرد مردی كه برای كمك به او آمده است، نقشه‌ای شیطانی در سر دارد. فكر می‌كرد مامور پلیس است و به‌راحتی می‌تواند به او اعتماد كند اما این اعتماد سرانجام تلخی برایش رقم زد. دختر جوان درباره سرنوشت تلخی كه برایش رقم خوده می‌گوید: من آرایشگر هستم. یك روز در حال رفتن به محل كارم بودم كه افرادی در خیابان برایم ایجاد مزاحمت كردند. همان موقع جوانی كه خودش را مامور پلیس معرفی می‌كرد به سمت‌مان آمد و با آنها برخورد كرد و افراد مزاحم را فراری داد. بعد از آن با من در تلگرام دوستی برقرار كرد. او به بهانه ازدواج فریبم داد و حتی یك روز مرا به خانه‌اش برد و مورد آزار و اذیت قرار داد. فیلم و عكس از من گرفت و تهدید كرد در صورت شكایت، فیلم و عكس‌ها را منتشر می‌كند. او از من پول و طلا اخاذی كرد. بعد پول بیشتری خواست. زمانی كه پول دیگری نپرداختم، او عكس‌ها را درتلگرام برای اقوام و اعضای خانواده‌ام ارسال كرد و مرا به دردسر انداخت.
دختر جوان وقتی دید همه پی به این رابطه برده‌اند تصمیم گرفت از مامور اخاذ شكایت كند كه پس از دستگیری متهم مشخص شد او مامور نبوده و به دروغ خود را مامور پلیس معرفی كرده است.