نسخه Pdf

ماجرای باغی كه محله شد

فیشر آباد کجاست؟ ماجرای این محله چیست؟

ماجرای باغی كه محله شد

شاید شنیدن «فیشرآباد» برای یك محله در برخورد اول عجیب به نظر برسد، گذاشتن نام یك فرد خارجی روی یك محله قدیمی تهران قبل از هر چیزی این سؤال‌ را در ذهن به وجود می‌آورد كه او كیست؟ از كجا آمده؟ و چرا نامش روی آن محله است؟ ماجرای این اسم برای بعضی از اهالی فیشرآباد هم جالب و سؤال‌برانگیز بود و باعث شد تا آنها هم به دنبال تاریخ آن بگردند تا جواب سؤال‌های‌شان را پیدا كنند. این‌طور شد كه «پروژه فیشرآباد» آغاز شد. حالا بعد از گذشت مدتی از شروع این پروژه، یك محله برای افشای تاریخ فیشرآباد همراه هم هستند. آنها در یك خشكشویی قدیمی دور هم جمع می‌شوند و هر چه را از موسیو فیشر و همسایه‌هایش می‌دانند برای هم می‌گویند. داستان‌های جالبی كه اتفاقا شنیدنی است برای همین هم با امید علیزاده همراه شدیم تا از زبان او به عنوان مدیر و طراح پروژه فیشرآباد، درباره فصل‌های مختلف آن توضیح دهد.

آزاده باقری

از شایعات تا مستندات
امید علیزاده می‌گوید پروژه فیشرآباد، مسؤولیت اجتماعی خشكشویی پاكان است. صاحب این خشكشویی یكی از كسبه‌های قدیمی محله فیشرآباد است، این مغازه نزدیك به 60 سال قدمت دارد و به همین دلیل تصمیم گرفته به عنوان مسؤولیت اجتماعی خود این پروژه را راه‌اندازی كند: فیشرآباد یك پروژه پژوهشی ـ تاریخ‌نگاری است و بیشتر روی این موضوع كار می‌كند كه فیشر‌آباد كجاست؟ و فیشر كیست؟ ما در فصل اول پروژه به پاسخ این سؤالات پرداخته‌ایم. در فصل‌های بعدی به مسائل دیگر پرداخته خواهد شد. او به این نكته تاكید دارد كه از نام این محله مانند اكثریت مردم بی‌اطلاع بوده و ادامه می‌دهد: محله فیشر‌آباد، موضوعی است كه تا به حال كسی روی آن كار نكرده، ما هم ابتدا در باره آن هیچ سند معتبری پیدا نكردیم. هر چه بود برخي شایعات درباره خود فیشر و یك‌سری نقل قول نادرست درباره محل باغ و كار خودش بود.

افشای رازهای فیشرآباد
كل این طرح با یك سؤال ساده شروع شده است. همیشه این حرف و حدیث‌ها درباره این‌كه فیشر چه كسی و باغش كجا بوده، وجود داشته است. به طوری كه حتی در طول سال‌ها تا امروز این سؤال‌ها دست به دست، گوش به گوش و دهان به دهان چرخیده تا به اینجا رسیده كه امید علیزاده و دوستانش برای شروع از آنها استفاده كنند: فیشر چه كسی بوده؟ چه مسؤولیتی داشته؟ باغش كجا بوده؟ همسایه‌هایش چه كسانی بوده‌اند؟ اولین كسانی كه در این محله ساكن شدند چه افرادی بودند؟ و... این سؤال‌ها باعث شد جرقه‌ای در ذهن این مجموعه به وجود آید كه یك كار پژوهشی را آغاز كنند. البته بحث ما صرفا انجام یك كار پژوهشی نیست. ما قسمتی از ساختمان خشكشویی پاكان را كه از سال 1342 آنجاست، به این كار اختصاص داده‌ایم. پنجشنبه هفته پیش این قسمت به عنوان نمایشگاه طرح افتتاح شد. این مغازه به نوعی مركز محله فیشرآباد است. سندها و نتایج تحقیقات در آنجا ارائه شده كه تا فصل بعد ادامه دارد. ما در فصل بعد مستندات دیگری را نمایش خواهیم داد.

فیشر آنتوان یا آنتوان فیشر
علیزاده درباره شروع اولیه فعالیت‌هایشان این‌طور توضیح می‌دهد: چیزی كه مشخصا درباره فیشر گفته می‌شده بحث‌های مختلفی درباره هویت او بوده است. این‌كه ملیتش چه بوده؟ برای چه به این اسم مشهور است؟ و این‌كه كجا زندگی می‌كرده؟ و... این شایعات شروع ماجرای ما بود. ابتدا به دنبال هویت اصلی او رفتیم. نقل‌قول‌های زیادی در این‌باره وجود داشت. بعضی از آنها به صورت حرف و حدیث بودند، یكسری از آنها هم نقل‌قول‌های كتابی بودند كه به شكل خاطرات وجود داشت كه یكی از آنها متعلق به پرویز عدل بود و نزدیك‌ترین مورد به فیشر واقعی. او در ادامه می‌گوید: «حدود سه تا چهار ماه طول كشید تا ما با خود فیشر اصلی مواجه شدیم. چندین نفر دیگر با همین نام بودند كه می‌توانستیم آنها را هم به اشتباه به عنوان فیشر محله فیشرآباد معرفی كنیم ولی با توجه به مستندات فهمیدیم كه كدام یكی از آنها واقعی است. ما در ابتدا فكر می‌كردیم اسم كوچك او فیشر است؛ اما با تحقیقات زیادی كه انجام دادیم، فهمیدیم كه نام خانوادگی او فیشر بوده.»
طراح پروژه فیشرآباد در بررسی‌هایش به اسناد وزارتخارجه نیز برمی‌خورد كه اطلاعات جالبی در آنها قرار داشته است: درنهایت به اسناد وزارت خارجه آن زمان برخوردیم و فهمیدیم كه «آنتوان فیشرگ» نام كامل اوست. در آن سند ذكر شده او دفتردار سفارت اتریش ـ‌ مجارستان بوده. این سند برای ما سرنخی بود تا به بقیه اسناد برسیم. نامه‌های زیاد دیگری از او با دستخط خودش به‌دست آمد كه اتفاقا در مورد باغش بود و در یكی از نامه‌هایش عنوان كرده كه به او آب برسانند چون باغش در حال خشك شدن است. حتی در همان نامه، نام یكی از همسایه‌هایش را هم گفته بود.
دیپلمات باغبان
حالا در این میان یك علامت سؤال ایجاد شده است. این‌كه آیا فیشر باغبان بوده؟ علیزاده در این خصوص می‌گوید: «یكی از شایعاتی كه مطرح می‌شده و حتی افراد شناخته شده هم روی آن تاكید داشتند موضوع باغبان بودن فیشر است. نكته مهم در این رابطه این است كه فیشر دوستی باغبان داشته است كه در باغ‌های سلطنتی كار می‌كرده و به‌خاطر این رفاقت به اشتباه گفته‌اند كه او هم باغبان بوده است در صورتی كه فیشر یك دیپلمات بود.»

موسیو فیشر و تولد یك محله
به گفته امید علیزاده پروژه به صورت فصل به فصل جلو برده می‌شود و این فصل با عنوان «موسیو فیشر و تولد یك محله»، از هفته پیش در بخشی از خشكشویی پاكان به نمایش گذاشته شد: «ما تاریخ محله را از زمانی كه محله فیشر‌آباد بیرون از دروازه تهران بوده است بررسی كردیم. آن زمانی كه فیشر به اینجا می‌آید و باغ تهیه می‌كند، اینجا هنوز جزو تهران نبوده. خندق ناصری در شمال تهران وجود داشته و بعد از آن این خندق پر شده و خیابان انقلاب و میدان فردوسی فعلی تهران می‌شود. ما از اواخر قاجار تا به امروز پیش می‌آییم. مهم‌ترین موضوع این است كه چرا اینجا نام فیشر را به خود گرفته كه در حال بررسی این علامت سؤال و یافتن جواب برای آن هستیم.»
اهداف اصلی پروژه
علیزاده معتقد است هدف اصلی از انتخاب یك‌مغازه برای انجام كارها و نمایش اسناد، همیاری همه مردم در پیشبرد تحقیقات است: «یكی از مفاهیم كه برای ما در این پروژه مهم است، خاطره جمعی است. اهالی محله می‌توانند كمك زیادی در این پروژه كنند. مسأله دوم مسؤولیت اجتماعی است. این‌كه ما نباید همیشه لزوما منتظر این باشیم كه برای انجام یك كار بزرگ قدم اول توسط دولت یا شهرداری برداشته شود. ما به عنوان شهروند، در قبال انجام مسؤولیت‌های شهروندی خود مسؤولیم. سومین موضوع، بحث هویت اجتماعی است كه به ما كمك می‌كند بفهمیم از كجاییم و در نهایت به یك اقتدار و فرهنگ مشخص برسیم. اینها مفاهیمی است كه ما در این پروژه 
دنبال می‌كنیم.» 
به نظر او بهترین كسانی كه می‌توانستند كمك كنند، مردم محله بودند به همین دلیل آن مغازه را انتخاب كردند تا رابطه پویاتری را با مردم محله داشته باشند. در نهایت باید دید این پروژه قرار است راز از كدام مسائل بردارد و چطور می‌تواند خاطرات مردی دیپلمات كه روزی در این محله باغ و باغچه داشته است را كشف كنند. این پروژه همچنان ادامه داشته و برای همین باید منتظر ماند و دید قرار است در آینده با چه خبرهای تازه‌ای مواجه شویم. 
ضمیمه ویژه نامه