چوخای قشقاییها در عین سادگی در طرح، معنای عمیقی برای طایفه لرزبان دارد
جامه بزرگان
امكان ندارد حرف از طایفه لرزبان بیاید و از عبای سفید و سیاهی كه مردان این طایفه در مراسم خاص به تن میكنند، حرفی به میان نیاید؛ عبا یا جامهای كه چوخا نامیده میشود و حالا به نمادی از ایل قشقایی و لرزبانان تبدیل شده است. عبایی كه تاریخچه عجیبوغریبی دارد و داستانهای زیادی را هم از سر گذرانده است. عبای ریزبافتی كه همه زنان لر میدانند چطور آن را ببافند تا مهر به مردانشان را در تاروپود آن رج بزنند، ببافند و بالا ببرند و گرمابخش آن باشند.
لیلا شوقی
چوخا در لغت: این واژه را چوخه، چوقا یا چوغا هم میگویند و بالاپوش مردانه تا زیر زانو، جلوباز و بدون دكمه، آستین و یقه است كه بافت خانگی از نخ پشم یا نخ پنبه دارد. مردان، چوخا را روی لباسهای دیگر خود میپوشند. چوخه به معنای ردای سفید پشمی هم هست كه راهبان مسیحی میپوشیدند و نوعی بارانی هم به شمار میرود. بعضی از صورتهای واژه چوخا، در متون سدههای میانه هم آمده است. چنانچه شمس تبریزی ارزش یك چوغا و پوستین را ۱۵۰ درم دانسته است. صاحب مناقب، اوحدالدین كرمانی كه در قرن هفتم هجری زندگی میكرد، از چوقای منقشی یاد كرده كه جزو لوازم حمام شیخ نجمالدین دایه از مشایخ تصوف بوده است. خاقانی در دیوان شعر خود از چوغه و چوخه بخارا نام برده است.
چوخا در تاریخ: در گذشته چوخا به مردم سرزمین لرستان اختصاص داشت. نخستین بار یكی از خانهای لر، خان لیوس، دهی در شمالشرقی دزفول یك چوخای لیوسی به خان بختیاری هدیه داد. خان از آن چوخا خوشش آمد و دستور داد كه كلانتران طایفهها از آن استفاده كنند. برخی بر این باورند كه زنی از مردم لیوس، یك نمونه خوب چوخا را برای سالار شجاع ایلخانی چهارلنگ فرستاد و بعد از آن بود كه چوخای سالاری معروف شد و دیگر خانهای بختیاری هم آن را به تن كردند. امروز در جامعه لر بختیاری چوخا یكی از شاخصترین عناصر نمادیت جامعه بهشمار میرود و نشانه شناسایی عشایر است. چوخا اما در دورهای به فراموشی سپرده شد. زمانی كه رضاشاه در سال ۱۳۰۷ پوشیدن لباسهای بومی را ممنوع كرد، استفاده از چوخا هم محدود شد. پس از انقلاب و بازگشت سران ایل قشقایی تبعیدی به ایل اما، چوخا دوباره نقش خودش را پیدا كرد و به عنوان جامه نمادین رسمی ـ تشریفاتی ایل دوباره ارزش پیدا كرد.
بافت چوخا: برای بافت چوقا از دار خوابیده استفاده میكنند و روش بافت آن هم مانند تكنیك گلیمبافی است، با این تفاوت كه خیلی ریز بافتتر و تار و پود آن نازك است. طول پارچه مخصوص چوخا 5/2 تا 5/3 متر و عرض آن هم ۵۰ الی ۷۰سانتیمتر است. تار چوخا، از جنس پنبه (گاه پشم) و پود آن پشمی است. قطعات را پس از بافتن به اندازه لازم میبرند و كنار هم میدوزند. پشم بهكار رفته باید كیفیت بالایی داشته باشد. چوخاهای بافته شده، به صورت نوار بافته میشود، این نوارها از دو قسمت مساوی و متفاوت تشكیل میشوند. در طول نوارها به عرض یك سانتیمتر با بافت یك ردیف نازك نخ مشكی جدا میشوند. در یك قسمت همین بافت ساده كه راهراه است، ادامه پیدا میكند و در قسمت دیگر نقش پلهای كه رنگ آن مشكی است، بافته میشود. پس از بافت چوخا آن قسمت را كه بافت ساده دارد برای پایین تنه و قسمتی را كه دارای نقش پلهای مشكی است برای بالاتنه بهكار برده و آن را میدوزند. بافت یك چوخا حدود 20 روز زمان میبرد.
طرح چوخای بختیاری: برخی بر این باورند كه طرحهای روی چوخا، الهام گرفته از معماری چغازنبیل، عبادتگاه ایلامیها در شوش است و بعضی واژه چوخا را مشتق چغا پنداشته و آن را با چغازنبیل مرتبط میدانند. برخی دیگر هم خطوط چوخا را برگرفته از كنگرههای تختجمشید و گروهی وجود این خطوط روی چوخا را برای استتار میدانند. در این میان اما گروهی هم بر این باورند كه خطهای سفید چوخا، تاكید بر آسمان، عالم مینویی و اهورایی، فكر و خرد است. در حالی كه خطوط سیاه اشاره به زمینی بودن، اهریمنی بودن و جهل و زشتی دارد.
جغرافیای چوخا
تنها لرزبانها نیستند كه چوخا به تن میكنند. چوخا در بسیای از مناطق دیگر كشور هم استفاده میشود. برای مثال مردان قشقایی در جشنها، شكار و جنگ، قبای نازكی به نام چوخا میپوشیدند. این چوخا با دو نوار قیطان و با دنبالههای ریشهدار محكم میشد. چوخا ظاهرا از طریق لرهای همسایه یا بومیان غیرقشقایی گرمسیر به میان ایل قشقایی راه پیدا كرد. یا مثلا در فرهنگ مردم گیلان، چوخا را لباس كوهنشینان میگویند.
علاوه بر اینها اگر در شهرهای دیگر، مردان چوخاپوش هستند، زنان در آذربایجان چوخا میپوشند. در میان اقوام شاهسون و قرهداغ چوخا از ماهوت ضخیم تهیه میشود. در مناطق کردنشین و بخشی از خراسان و... هم پوشیدن چوخا
رواج دارد.
چند نکته از چوخا
لباسی از دهی كوچك
چوخا لباس خاص مناطق غرب كشور است و در تار و پود فرهنگی، قومی و قبیلهای آن وجود دارد.
بهترین نوع چوخا را طایفه كیارسی میبافد و به كیارسیپف مشهور است. پس از آن چوخای موریها كه توسط طایفه موری بافته میشود، معروف است.
در شمال شرقی دزفول دهی به نام لیوس وجود دارد كه چوخاهای بافته شده در آن به تدریج به «چوقا لیویسی یا لیواسی» مرسوم شدند و برهمین اساس به این بالاپوش چوقالیوسی هم میگویند. چوخا درواقع در این ده به دنیا آمد.
چوخا فقط مخصوص مردان است. مردان در تابستان در زیر چوخا پیراهن و در زمستان كت میپوشند.
بعضی از نواحی لر زبان از چوخا بهعنوان لباس دامادی استفاده میكنند، هرچند مردم كردزبان قوچان هم از چوخا به عنوان لباس دامادی استفاده میكنند.
چوخا در تاریخ: در گذشته چوخا به مردم سرزمین لرستان اختصاص داشت. نخستین بار یكی از خانهای لر، خان لیوس، دهی در شمالشرقی دزفول یك چوخای لیوسی به خان بختیاری هدیه داد. خان از آن چوخا خوشش آمد و دستور داد كه كلانتران طایفهها از آن استفاده كنند. برخی بر این باورند كه زنی از مردم لیوس، یك نمونه خوب چوخا را برای سالار شجاع ایلخانی چهارلنگ فرستاد و بعد از آن بود كه چوخای سالاری معروف شد و دیگر خانهای بختیاری هم آن را به تن كردند. امروز در جامعه لر بختیاری چوخا یكی از شاخصترین عناصر نمادیت جامعه بهشمار میرود و نشانه شناسایی عشایر است. چوخا اما در دورهای به فراموشی سپرده شد. زمانی كه رضاشاه در سال ۱۳۰۷ پوشیدن لباسهای بومی را ممنوع كرد، استفاده از چوخا هم محدود شد. پس از انقلاب و بازگشت سران ایل قشقایی تبعیدی به ایل اما، چوخا دوباره نقش خودش را پیدا كرد و به عنوان جامه نمادین رسمی ـ تشریفاتی ایل دوباره ارزش پیدا كرد.
بافت چوخا: برای بافت چوقا از دار خوابیده استفاده میكنند و روش بافت آن هم مانند تكنیك گلیمبافی است، با این تفاوت كه خیلی ریز بافتتر و تار و پود آن نازك است. طول پارچه مخصوص چوخا 5/2 تا 5/3 متر و عرض آن هم ۵۰ الی ۷۰سانتیمتر است. تار چوخا، از جنس پنبه (گاه پشم) و پود آن پشمی است. قطعات را پس از بافتن به اندازه لازم میبرند و كنار هم میدوزند. پشم بهكار رفته باید كیفیت بالایی داشته باشد. چوخاهای بافته شده، به صورت نوار بافته میشود، این نوارها از دو قسمت مساوی و متفاوت تشكیل میشوند. در طول نوارها به عرض یك سانتیمتر با بافت یك ردیف نازك نخ مشكی جدا میشوند. در یك قسمت همین بافت ساده كه راهراه است، ادامه پیدا میكند و در قسمت دیگر نقش پلهای كه رنگ آن مشكی است، بافته میشود. پس از بافت چوخا آن قسمت را كه بافت ساده دارد برای پایین تنه و قسمتی را كه دارای نقش پلهای مشكی است برای بالاتنه بهكار برده و آن را میدوزند. بافت یك چوخا حدود 20 روز زمان میبرد.
طرح چوخای بختیاری: برخی بر این باورند كه طرحهای روی چوخا، الهام گرفته از معماری چغازنبیل، عبادتگاه ایلامیها در شوش است و بعضی واژه چوخا را مشتق چغا پنداشته و آن را با چغازنبیل مرتبط میدانند. برخی دیگر هم خطوط چوخا را برگرفته از كنگرههای تختجمشید و گروهی وجود این خطوط روی چوخا را برای استتار میدانند. در این میان اما گروهی هم بر این باورند كه خطهای سفید چوخا، تاكید بر آسمان، عالم مینویی و اهورایی، فكر و خرد است. در حالی كه خطوط سیاه اشاره به زمینی بودن، اهریمنی بودن و جهل و زشتی دارد.
جغرافیای چوخا
تنها لرزبانها نیستند كه چوخا به تن میكنند. چوخا در بسیای از مناطق دیگر كشور هم استفاده میشود. برای مثال مردان قشقایی در جشنها، شكار و جنگ، قبای نازكی به نام چوخا میپوشیدند. این چوخا با دو نوار قیطان و با دنبالههای ریشهدار محكم میشد. چوخا ظاهرا از طریق لرهای همسایه یا بومیان غیرقشقایی گرمسیر به میان ایل قشقایی راه پیدا كرد. یا مثلا در فرهنگ مردم گیلان، چوخا را لباس كوهنشینان میگویند.
علاوه بر اینها اگر در شهرهای دیگر، مردان چوخاپوش هستند، زنان در آذربایجان چوخا میپوشند. در میان اقوام شاهسون و قرهداغ چوخا از ماهوت ضخیم تهیه میشود. در مناطق کردنشین و بخشی از خراسان و... هم پوشیدن چوخا
رواج دارد.
چند نکته از چوخا
لباسی از دهی كوچك
چوخا لباس خاص مناطق غرب كشور است و در تار و پود فرهنگی، قومی و قبیلهای آن وجود دارد.
بهترین نوع چوخا را طایفه كیارسی میبافد و به كیارسیپف مشهور است. پس از آن چوخای موریها كه توسط طایفه موری بافته میشود، معروف است.
در شمال شرقی دزفول دهی به نام لیوس وجود دارد كه چوخاهای بافته شده در آن به تدریج به «چوقا لیویسی یا لیواسی» مرسوم شدند و برهمین اساس به این بالاپوش چوقالیوسی هم میگویند. چوخا درواقع در این ده به دنیا آمد.
چوخا فقط مخصوص مردان است. مردان در تابستان در زیر چوخا پیراهن و در زمستان كت میپوشند.
بعضی از نواحی لر زبان از چوخا بهعنوان لباس دامادی استفاده میكنند، هرچند مردم كردزبان قوچان هم از چوخا به عنوان لباس دامادی استفاده میكنند.




