روزی كه ایران زیر سایه ماه رفت!
بیستم مرداد 1378 را هیچوقت فراموش نمیكنم. در روزگاری كه نه خبری از اینترنت فراگیر و شبكههای رادیویی و تلویزیونی متعدد بود، خبر وقوع خورشیدگرفتگی كلی در ایران در واپسین ماههای هزاره دوم پس از میلاد، به بمب خبری در دنیای علم و فناوری تبدیل شده بود. قرار بود سایه ماه در مسیری طولانی قطر ایران را بپیماید و با ورود از غرب كشور و عبور از استانهای كردستان، همدان، لرستان، اصفهان، یزد، كرمان و سیستان و بلوچستان در مدتی كمتر از دو دقیقه، لذت تاریكی معجزهآسا و تماشای ستارهها و سیارههای پرنور را حوالی ساعت 2 بعدازظهر نصیب ایرانیانی كند كه چهار سال پیشتر از آن در دوم آبان 1374 نیز از بیرجند به تماشای كسوف كلی 14ثانیهای نشسته بودند.
از اوایل مرداد، زمزمههای در پیش بودن آخرین كسوف كلی قرن و موقعیت خاص ایران به عنوان یكی از بهترین نقاط جهان برای رصد خورشیدگرفتگی كمكم از رسانهها شنیده میشد. شبكه 4 سیما كه فقط سه سال از راهاندازیاش میگذشت، پخش مستقیم آن رویداد را به صورت سوئیچ پشت سر هم از استانی به استان دیگر انجام میداد. هزاران گردشگر خارجی در شرایطی كه دستگاههای اجرایی آمادگی پذیرش این حجم از مسافران كسوف را نداشتند ناگهان راهی اصفهان و بروجرد و نهاوند و... در استانهایی شدند كه قراربود تاج خورشید به هنگام كسوف آنجا نمایان شود. از آن سال به بعد بود كه شیب علاقهمندی به نجوم در ایران زبانه كشید و تبدیل به علاقه اصلی هزاران جوان ایرانی شد. با این حال از همان سال به بعد دیگر كسوف كلی در ایران رخ نداد.
بررسیها نشان میدهد برای دیدن خورشیدگرفتگی كلی بعدی از ایران باید تا 30 اسفند 1412 شكیبایی كنیم. درست ساعتی قبل از تحویل سال 1413، بخشهایی از استانهای بوشهر، فارس (از جمله تخت جمشید) و یزد زیر سایه ماه میروند و تاریكی در میانه روز را تجربه خواهند كرد. از فكركردن به شایعات آخرالزمانی كه حدس میزنم آن زمان میان مردم میتواند رایج شود دلم میلرزد. اما شك ندارم تا 14 سال دیگر ایران به مقصدی پرآوازه در گردشگری نجومی تبدیل شده است و میزبان شایستهتری برای رصد آن كسوف بینظیر در جهان خواهیم بود.
از اوایل مرداد، زمزمههای در پیش بودن آخرین كسوف كلی قرن و موقعیت خاص ایران به عنوان یكی از بهترین نقاط جهان برای رصد خورشیدگرفتگی كمكم از رسانهها شنیده میشد. شبكه 4 سیما كه فقط سه سال از راهاندازیاش میگذشت، پخش مستقیم آن رویداد را به صورت سوئیچ پشت سر هم از استانی به استان دیگر انجام میداد. هزاران گردشگر خارجی در شرایطی كه دستگاههای اجرایی آمادگی پذیرش این حجم از مسافران كسوف را نداشتند ناگهان راهی اصفهان و بروجرد و نهاوند و... در استانهایی شدند كه قراربود تاج خورشید به هنگام كسوف آنجا نمایان شود. از آن سال به بعد بود كه شیب علاقهمندی به نجوم در ایران زبانه كشید و تبدیل به علاقه اصلی هزاران جوان ایرانی شد. با این حال از همان سال به بعد دیگر كسوف كلی در ایران رخ نداد.
بررسیها نشان میدهد برای دیدن خورشیدگرفتگی كلی بعدی از ایران باید تا 30 اسفند 1412 شكیبایی كنیم. درست ساعتی قبل از تحویل سال 1413، بخشهایی از استانهای بوشهر، فارس (از جمله تخت جمشید) و یزد زیر سایه ماه میروند و تاریكی در میانه روز را تجربه خواهند كرد. از فكركردن به شایعات آخرالزمانی كه حدس میزنم آن زمان میان مردم میتواند رایج شود دلم میلرزد. اما شك ندارم تا 14 سال دیگر ایران به مقصدی پرآوازه در گردشگری نجومی تبدیل شده است و میزبان شایستهتری برای رصد آن كسوف بینظیر در جهان خواهیم بود.




