وظیفه رسانه نسبت به مردم
هنرمندان هم مانند دیگر اقشار اجتماع نظیر پزشكان و نمایندگان مجلس و فرهنگیان و... رسالتی مهم در برابر مردم بر دوش دارند. پزشكان قسم خوردهاند جز در مسیر سلامت بیماران قدم برندارند و نمایندگان مجلس هم مسؤولیت حل مشكلات مردم را بهعهده گرفتهاند و فرهنگیان وظیفه ارتقای فرهنگ و دانش را دارند و هنرمندان هم وظیفهای ندارند جز آن كه زبان مردم باشند.
هنرمندی كه از دریچه نگاه مردم با آنها صحبت نكند زودتر از حد تصور جاذبه هنری خود را از دست میدهد. فرقی ندارد بازیگر باشد یا كارگردان یا تهیهكننده و فیلمبردار و... تمام فعالان هنری تلویزیون باید یكی از وظایفشان معیار قرار دادن خواستههای مخاطب باشد.
خودم در بسیاری از آثار طنز تلویزیونی حاضر شدهام ولی آثاری را بیشتر دوست دارم كه در كنار سرگرم كردن مخاطبان در مورد مصائب و مشكلات مخاطبان هم تحلیل ولو طنازانه داشته باشد.
سریالسازی در تلویزیون سالهاست انجام میگیرد و ایران یكی از نخستین كشورهای منطقه است كه تلویزیوندار شد و البته تولیدات منحصربهفرد خود را برای تلویزیون رسمیاش انجام داد. این عقبه غنی چگونه تكامل مییابد؟ با امتداد تولیدات مبتنی بر نیاز مخاطبان. مخاطبان یكدست نیستند و بر همین مبنا نیازی هم به تولیدات یكدست در تلویزیون نداریم بلكه باید تولیدات متنوع و رنگارنگی تولید شود برای همه ذائقهها تا در نتیجه آن تمامی سلیقهها را راضی نگه داشت. یكی از راههای ایجاد تنوع هم رفتن بهسراغ سوژههای مبتلابه است كه وظیفه هنری هنرمندان نسبت به مردم را اقناع میكند.
با دراماتیزه كردن سوژههای مردمی است كه هم میتوان تنوع مضمونی داشت و هم تنوع ساختاری و هم از تكرار مكررات گریخت و از همه مهمتر اینكه درصد مانایی رسانه ملی را افزایش داد.




