وقتی پرس تیوی «روایت غالب» را در ماجرای نفتكشها از آن خود میكند
در میانه میدان جنگ روایتها
در هیاهوی منازعات امروزی دنیا، حالا دیگر هر كس سر رشته «روایت غالب» را در بازنمایی رویدادها به دست بگیرد، برنده میدان است. تولید معنا با مدلهای خاص و تقدم و تاخربخشی به اجزای اطلاعات، نوع برجستهسازی یا فریمینگ، در كنار استفاده از شیوههای اقناع، طراحی رنگ و جزئیات و...، افزودن ایدئولوژی به شكل پنهان را به چگونگی بازگویی و نمایش متنی رویدادها در پی دارد. در این میان، البته از این راهبرد قدیمی كه «زننده چك اول در دعوا برنده است!» هم نباید غافل شد. اتفاقی كه به واسطه حضور همهجانبه و برخورداری از شبكه خبرنگاران فعال در تمامی صحنهها، یك رسانه را در ارائه روایت دست اول و نخست، پیروز رقابت میكند. با این كه معمولا این رسانههای جریان اصلی هستند كه به اتكای انحصار خبری، دسترسی بیشتر و برخورداری از یك شبكه رسانهای همسو و تقویتكننده، نقشی مهم در القای روایت خود به جهان ایفا میكنند، اما موقعیت ژئواستراتژیك ایران امتیازی است كه سهمی قابل توجه را برای رسانههای ایرانی نیز دست و پا كرده است تا با استفاده از این زمینه آماده، روایتهای خود را در جنجال روایتهای یكسویه رسانههای جریان بپراكنند و روایتهای ضد جریان را نیز جایگاه ببخشند.
این رادیوی پرطرفدار آمریكایی كه به نوعی جریان رسانهای رسمی آمریكا را نیز نمایندگی میكند، در برنامه Moning Edition روز 21 آگوست (30 مرداد) خود به همراه دو مجری شناخته شدهاش دیوید گرین و استیو اینسكیپ به تفوق شبكه پرس تیوی در روایت مربوط به نفتكش انگلیسی توقیف شده از سوی ایران در آبهای خلیج فارس پرداخت.
Moning Edition در این قسمت سراغ سیدوحید تهامی، مدیر اتاق خبر پرس تیوی رفت و از او درباره سیاستهای كاری پرس تیوی سؤال كرد. سؤالاتی كه تهامی در پاسخ به بخشی از آنها گفت: «در بسیاری مواقع، ممكن است گزارشها و رویدادها در شبكه پرس تیوی با دیگر شبكهها یكی باشد، اما وقتی به (گزارش) پرس تیوی گوش میكنید، محتوای متفاوتی را خواهید شنید... .»
این در واقع همان وجه ممیزه پرس تیوی در روایت است. تهامی این متفاوت بودن را بهخوبی تبیین میكند. موضوعی كه در ابتدای برنامه توسط مجریان برنامه هم به آن اشاره میشود، وقتی گرین میگوید قبل از آنكه مایك پمپئو، وزیر خارجه آمریكا ایران را به دلیل توقیف نفتكش بریتانیا به باد انتقاد بگیرد، یك شبكه خبری ایرانی روایتی متفاوت را نقل و بریتانیا را به دزدی دریایی متهم كرد. ما دو دیدگاه متفاوت را از دو قارهای متفاوت نسبت به یك رویداد شاهدیم. مایك پمپئو، وزیر خارجه آمریكا دیروز در سازمان ملل سخنرانی و دیدگاه آمریكا را درخصوص ایران بیان كرد.
این برنامه اظهارنظری از پمپئو، وزیر خارجه آمریكا را پخش میكند كه رهبر ایران را به دیپلماسی اخاذی متهم میسازد. در ادامه به انتقاد پمپئو نسبت به ایران به دلیل توقیف نفتكش بریتانیا پرداخته میشود.
اینسكیپ ادامه میدهد: حالا یك سرویس خبری در ایران، روایتی متفاوت را نقل میكند. شبكه پرستیوی ایران، به نقل از یك مقام رسمی، بریتانیا را به دزدی دریایی متهم كرد، چرا كه بریتانیا پیشتر یك نفتكش ایرانی را توقیف كرده بود.
پرس تیوی ابزار قدرت ایران
گرین پس از پخش قسمتی از صدای برنامه The Debate (مناظره) كه برنامه شامگاهی منظم پرس تیوی است، توضیح میدهد: این یك شبكه خبری با فرمت، گزارشها و گفتوگوهایی مشخص است...
او میافزاید: دولتهای غربی به این شبكه (پرس تیوی) به عنوان ابزار قدرت ایران مینگرند. آنها همواره این شبكه را مورد حمله قرار میدهند. بریتانیا نیز چند سال پیش مجوز پرس تیوی را باطل كرد. وزارت خزانهداری آمریكا تحریمهایی را روی سازمان مادر این شبكه (صداوسیما) وضع كرد و شركتهای فعال در حوزه فناوری آمریكا نیز این شبكه را در پلتفرمهای اجتماعی مسدود كردند. حال سؤال اینجاست كه رویكرد ادیتوریال (خبری) پرس تیوی چیست؟ گرین بعد از اعتراف به نقش پرس تیوی به عنوان ابزار قدرت ایران سراغ همكارش میرود.
اینسكیپ نیز میگوید: شما میتوانید این مساله را در موضوعاتی ببینید كه ایران نفعی در آن دارد، همانند ماجرای نفتكشها یا موارد مربوط به دشمنان آن همچون اسرائیل یا جنگ یمن؛ جایی كه آمریكا از عربستان سعودی حمایت میكند و ایران نیز از حوثیها حمایت میكند. این هفته، پرس تیوی ارتباطی را با یك تحلیلگر در یمن برقرار كرد كه این تحلیلگر گفت حوثیها باید بیش از اینها به میادین نفتی عربستان حمله كنند.
این برنامه در ادامه صدای تحلیلگر مورد اشاره مهمان برنامه را روی آنتن برده و سپس به اظهارات مجری منتقل میشود: «آمریكا پرس تیوی را زیر نظر دارد. جدای از تحریمها، آمریكا یكی از مجریان پرستیوی را حدود ده روز به اتهام شاهد كلیدی بودن در یك پرونده نامشخص بازداشت كرد. اما استیو! سؤال من این است؛ آمریكا برنامههایی را در خارج از مرزهای خود پخش میكند و از زاویهای بیطرفانه به رویدادها میپردازد، همانند شبكه صدای آمریكا؛ با وجود این پرس تیوی چگونه به اهداف خود میپردازد؟» Moning Edition تلاش میكند تا ادعای رنگ باخته «بیطرفی» را در مورد رسانههای آمریكا بباوراند، اما اذعان آن به قدرت رسانهای پرس تیوی وقتی بیشتر بر كلیت بحث چربش مییابد كه میبینیم گرین مجددا اعتراف میكند: «پرس تیوی به زبان انگلیسی برای مخاطبان خارج از ایران برنامه پخش میكند كه این شبكه را به سلاحی در مبارزه برای افكارعمومی جهان تبدیل كند.»
در واقع آنچه گرین به آن اشاره میكند، همان چیزی است كه بسان موتور محركه پرس تیوی را به مقابله با روایتهای غالب رسانههای جریان اصلی وامیدارد.
برتری روایت ایرانی
ذكر یك نكته پایانی در باب اهمیت تحرك اخیر و جریان سازی خبری در قبال موضوع نفتكشها از سوی پرس تیوی نیز خالی از فایده نیست. در نبردهای جهانی اتكا بر تواناییهای نظامی و برتری در رزم تنها عامل پیروزی طرف غالب نیست، بلكه طرفی در این رویاروییها موفق و صاحب گفتمان بالاتر میشود كه در تولید معنا و روایت دست برتر داشته باشد. لذا نقشآفرینی پرس تیوی در بزنگاه منازعه ایران و قدرتهای بزرگ، نشان از هوشمندی این شبكه در مواجهه و كنترل رسانهای رویدادها دارد، چنانچه حالا در دل آمریكا و رسانههای جریان اصلی نیز چارهای نیست جز توجه و ذكر و حتی مقابله برای تخفیف و پوشاندن روایتی كه رسانههایی چون پرس تیوی از رویدادها میكنند. این یعنی پرس تیوی بهرغم رقابت نابرابر با غولهای رسانهای دنیا توفیقی غیرقابل كتمان در روایتسازی دارد.




