7 دهه دوبلاژ در سینما و تلویزیون كشور چطور گذشت؟
دوبلـــه به سبک ایرانی
دوبله را ترجمه صوتی نامیدهاند؛ هنری كه اجازه میدهد اهالی یك زبان، بتوانند با محصولی تصویری از یك زبان دیگر، ارتباط برقرار كنند. دوبلور وظیفه خطیری را بهعهده دارد تا تماشای یك فیلم یا سریال را به اهل زبانی خاص، هدیه دهد. كار عالی از سوی یك دوبلور، یعنی یكی شدن او با بازیگر و خطای او، آنجاست كه دیده شود. حالا همین دوبلور اگر به هر دلیلی بیمار شود و صدایش را از دست دهد، دیگر جایی در این حرفه ندارد و از آنجا كه تصویرش كمتر دیده شده، سخت ممكن است در یادها بماند.
مصطفی قاسمیان
دوبله در ایران
دوبله از سال 1325 برای اولینبار به ایران رسید. اولین فیلم دوبله كه در ایران اكران شد، فیلمی به نام «نخستین وعده دیدار» محصول 1941 فرانسه بود كه با نام «عروس فراری» در یك سالن سینما در تهران روی پرده رفت. دوبله این فیلم توسط اسماعیل كوشان در تركیه انجام شد. در سالهای اول ورود دوبله به ایران، دوبلهها در خارج از كشور، خصوصا تركیه، فرانسه و ایتالیا انجام میشد و در سال 1327 بالاخره به ایران رسید. اولین اثر دوبله شده در ایران نیز یك فیلم فرانسوی به نام «جای پا در برف» بود كه با نام «مرا ببخش» دوبله شد. تغییر نام فیلمها در سالهای اول، بعد از گذشت مدتی كوتاه، به تغییرات گستردهتری انجامید، تا جایی كه مدیران دوبلاژ اسامی شخصیتهای فیلمهای خارجی را با نامهای ایرانی جایگزین میكردند و اصطلاحات كوچهبازاری یا ضربالمثلها را برای نزدیكتر شدن به زبان مردم و همچنین بامزهتر شدن فیلم در دیالوگها قرار میدادند! این شیوه در ابتدا با استقبال مخاطبان مواجه شد، اما بعدها اعتراضهایی را برانگیخت و درنهایت پس از چند سال، منسوخ شد.
دوبله، همچنان در اولویت
فیلم، سریال، مستند، پویانمایی، برنامههای تلویزیونی و حتی بازیهای رایانهای، برای ترجمه به زبانهای دیگر به مرحله مهم دوبله نیاز دارند. برقراری ارتباط بسیاری از مخاطبان با یك اثر، منوط به دوبله آن است؛ بهخصوص دوبله خوب. با وجودی كه در سالهای اخیر، استفاده از زیرنویسهای فارسی بهخصوص برای جوانان اهل فضای مجازی، رشد چشمگیری داشته، اما همچنان اولویت بیشتر مخاطبان، همان دوبله است. دو شاهد مهم، این ادعا را ثابت میكند؛ اول آن كه براساس آخرین نظرسنجیها، همچنان بیش از نیمی از مردم ایران، تماشای فیلمهای سینمایی خارجی را از تلویزیون ترجیح میدهند؛ آن هم در شرایطی كه ویژگی اصلی فیلمهای نمایش داده شده در تلویزیون، دوبلهبودن آنهاست. دوم آن كه حضور سرویسهای ویدئوی درخواستی و تلویزیونهای اینترنتی در عرصه دوبله، نشان علاقه مخاطبان به تماشای دوبله فیلمها و سریالهاست. بنابراین بدون هنر دوبله، بخش زیادی از مخاطبان از تماشای آثار مورد علاقه خود باز خواهند ماند.
دوبلور واقعا چه میكند؟
دوبله را نوعی بازیگری دانستهاند؛ بازی با صدا. كاری كه اگر دشوارتر از بازیگری نباشد، احتمالا آسانتر از آن هم نیست. زیرا دوبلور برای تأثیرگذاری روی مخاطب، از ابزار تصویر بیبهره است و تنها صدایش را دارد. تصویر غالب مخاطبان از هنر دوبله، این است كه افرادی پای میكروفنهایی مینشینند و متنی را میخوانند. بخشهایی از كار گروه دوبلاژ، كمتر به مخاطبان معرفی شده است. یكی از نكات مهم دوبله، هماهنگی زمانی متن ترجمه شده و دیالوگ زبان اصلی است و دیگر آن كه باید دیالوگ ترجمه شده، هماهنگی نسبی با لبهای بازیگر داشته باشد. هر دو هم برعهده مدیر دوبلاژ است و هم دقت هر دوبلور را میطلبد. از همینرو دوبله از برخی زبانها، بسیار سخت است؛ مانند زبان كرهای. زیرا هماهنگی زمانی و لبها در دوبله فیلم و سریال كرهای، پروسه زمانبر و دشواری نیاز دارد. گاهی نیز به دلایل مختلف از جمله شلوغ بودن صحنه، دوبلورها مجبورند جداگانه صحبت كنند؛ اتفاقی كه كار دوبلور را در حس گرفتن سخت میكند.
حرفهای مثل دوبلورهای ایرانی
احتمالا شنیدهاید كه هنر دوبله در ایران در سطح بالایی قرار دارد و اساتید دوبلاژ ایرانی در دنیا كمنظیرند. این سخنی به گزافه و از روی میهندوستی نیست. بزرگان دوبله كشورمان افتخارات و وجوه ممیزه خاص خود را دارند. به طور مثال، منوچهر اسماعیلی در دوبله با صداهای متفاوت استاد است. او در فیلم «مادر» اثر علی حاتمی، به جای محمدعلی كشاورز، اكبر عبدی و جمشید هاشمپور (هر سه در نقشهای اصلی) صحبت كرده، اما مخاطبان بدون پیشزمینه متوجه این نكته نمیشوند. زندهیاد بهرام زند كه سالها پیش مدیریت دوبلاژ و دوبله شخصیت اصلی سریال «شرلوك هولمز» را برعهده داشت، به خاطر این كار بهیادماندنی، مورد تقدیر انجمن دوستداران شرلوك هولمز در انگلیس قرار گرفت و هدایایی را از این انجمن دریافت كرد. ناصر طهماسب نیز چهرهای است كه در عین توانایی برای دوبله شخصیتهای یك فیلم داستانی، این مهارت را دارد كه با ثابت نگهداشتن ریتم و ادای یكنواخت در فیلمهای مستند نیز گویندگی كند؛ تواناییای كه در دنیای دوبلورها رایج نیست.
اقتصاد دوبله در فراز و نشیب
هنر دوبله در هفت دهه قدمت خود در كشور، دورههای مختلفی را گذرانده است؛ گاه پررونق و گاه پر از مشكلات. از میانه دهه 60 كه به تدریج صدابرداری سر صحنه رواج یافت، دوبله محصولات داخلی روزبهروز كمتر شد و كار دوبلورها نیز كمرونقتر. این روند تا نیمه دهه 70 و منسوخ شدن كامل دوبله فیلمهای ایرانی ادامه یافت. مدت كوتاهی بعد، به راه افتادن چرخ دوبله در شبكه نمایش خانگی، وضعیت را كمی بهبود بخشید. از آن زمان تا همین حالا و راهاندازی تلویزیونهای اینترنتی و سرویسهای ویدئوی درخواستی، با وجودی كه همیشه حجم سفارشات دوبله رو به فزونی بوده، اما بازار دوبله نیز آشفته شده است. سایتهای اینترنتی و شبكههای ماهوارهای وارد گود شدند و دوبلههای زیرزمینی كه اغلب نپخته و با گروههای كمتجربه انجام میشد، امرار معاش در شغل دوبلاژ را با پیچیدگیهایی مواجه كرد.
امروزه بسیاری از بزرگان دوبله، از وضعیت این هنر ناراضیاند. اگرچه سرعت كار بالا رفته، اما حضور بازیگران غیررسمی، آفت این هنر شده است. به علاوه آن كه بسیاری از دوبلورهای جوان، بدون آموزشهای لازم، دوبلاژ را برعهده گرفتند و باعث وفور كار غیرحرفهای در بازار و حتی افت سطح سلیقه مخاطب شدند. این در حالی است كه میدانیم دستمزد دوبلورهای حرفهای، به نسبت زحمت و تجربهشان، زیاد نیست و بازار غیررسمی، دستمزد بالاتری میدهد. با این وجود، همچنان بزرگان دوبله با عشق كار میكنند و برای افزایش دستمزد خود، چندان تقلایی نمیكنند.
دوبله از سال 1325 برای اولینبار به ایران رسید. اولین فیلم دوبله كه در ایران اكران شد، فیلمی به نام «نخستین وعده دیدار» محصول 1941 فرانسه بود كه با نام «عروس فراری» در یك سالن سینما در تهران روی پرده رفت. دوبله این فیلم توسط اسماعیل كوشان در تركیه انجام شد. در سالهای اول ورود دوبله به ایران، دوبلهها در خارج از كشور، خصوصا تركیه، فرانسه و ایتالیا انجام میشد و در سال 1327 بالاخره به ایران رسید. اولین اثر دوبله شده در ایران نیز یك فیلم فرانسوی به نام «جای پا در برف» بود كه با نام «مرا ببخش» دوبله شد. تغییر نام فیلمها در سالهای اول، بعد از گذشت مدتی كوتاه، به تغییرات گستردهتری انجامید، تا جایی كه مدیران دوبلاژ اسامی شخصیتهای فیلمهای خارجی را با نامهای ایرانی جایگزین میكردند و اصطلاحات كوچهبازاری یا ضربالمثلها را برای نزدیكتر شدن به زبان مردم و همچنین بامزهتر شدن فیلم در دیالوگها قرار میدادند! این شیوه در ابتدا با استقبال مخاطبان مواجه شد، اما بعدها اعتراضهایی را برانگیخت و درنهایت پس از چند سال، منسوخ شد.
دوبله، همچنان در اولویت
فیلم، سریال، مستند، پویانمایی، برنامههای تلویزیونی و حتی بازیهای رایانهای، برای ترجمه به زبانهای دیگر به مرحله مهم دوبله نیاز دارند. برقراری ارتباط بسیاری از مخاطبان با یك اثر، منوط به دوبله آن است؛ بهخصوص دوبله خوب. با وجودی كه در سالهای اخیر، استفاده از زیرنویسهای فارسی بهخصوص برای جوانان اهل فضای مجازی، رشد چشمگیری داشته، اما همچنان اولویت بیشتر مخاطبان، همان دوبله است. دو شاهد مهم، این ادعا را ثابت میكند؛ اول آن كه براساس آخرین نظرسنجیها، همچنان بیش از نیمی از مردم ایران، تماشای فیلمهای سینمایی خارجی را از تلویزیون ترجیح میدهند؛ آن هم در شرایطی كه ویژگی اصلی فیلمهای نمایش داده شده در تلویزیون، دوبلهبودن آنهاست. دوم آن كه حضور سرویسهای ویدئوی درخواستی و تلویزیونهای اینترنتی در عرصه دوبله، نشان علاقه مخاطبان به تماشای دوبله فیلمها و سریالهاست. بنابراین بدون هنر دوبله، بخش زیادی از مخاطبان از تماشای آثار مورد علاقه خود باز خواهند ماند.
دوبلور واقعا چه میكند؟
دوبله را نوعی بازیگری دانستهاند؛ بازی با صدا. كاری كه اگر دشوارتر از بازیگری نباشد، احتمالا آسانتر از آن هم نیست. زیرا دوبلور برای تأثیرگذاری روی مخاطب، از ابزار تصویر بیبهره است و تنها صدایش را دارد. تصویر غالب مخاطبان از هنر دوبله، این است كه افرادی پای میكروفنهایی مینشینند و متنی را میخوانند. بخشهایی از كار گروه دوبلاژ، كمتر به مخاطبان معرفی شده است. یكی از نكات مهم دوبله، هماهنگی زمانی متن ترجمه شده و دیالوگ زبان اصلی است و دیگر آن كه باید دیالوگ ترجمه شده، هماهنگی نسبی با لبهای بازیگر داشته باشد. هر دو هم برعهده مدیر دوبلاژ است و هم دقت هر دوبلور را میطلبد. از همینرو دوبله از برخی زبانها، بسیار سخت است؛ مانند زبان كرهای. زیرا هماهنگی زمانی و لبها در دوبله فیلم و سریال كرهای، پروسه زمانبر و دشواری نیاز دارد. گاهی نیز به دلایل مختلف از جمله شلوغ بودن صحنه، دوبلورها مجبورند جداگانه صحبت كنند؛ اتفاقی كه كار دوبلور را در حس گرفتن سخت میكند.
حرفهای مثل دوبلورهای ایرانی
احتمالا شنیدهاید كه هنر دوبله در ایران در سطح بالایی قرار دارد و اساتید دوبلاژ ایرانی در دنیا كمنظیرند. این سخنی به گزافه و از روی میهندوستی نیست. بزرگان دوبله كشورمان افتخارات و وجوه ممیزه خاص خود را دارند. به طور مثال، منوچهر اسماعیلی در دوبله با صداهای متفاوت استاد است. او در فیلم «مادر» اثر علی حاتمی، به جای محمدعلی كشاورز، اكبر عبدی و جمشید هاشمپور (هر سه در نقشهای اصلی) صحبت كرده، اما مخاطبان بدون پیشزمینه متوجه این نكته نمیشوند. زندهیاد بهرام زند كه سالها پیش مدیریت دوبلاژ و دوبله شخصیت اصلی سریال «شرلوك هولمز» را برعهده داشت، به خاطر این كار بهیادماندنی، مورد تقدیر انجمن دوستداران شرلوك هولمز در انگلیس قرار گرفت و هدایایی را از این انجمن دریافت كرد. ناصر طهماسب نیز چهرهای است كه در عین توانایی برای دوبله شخصیتهای یك فیلم داستانی، این مهارت را دارد كه با ثابت نگهداشتن ریتم و ادای یكنواخت در فیلمهای مستند نیز گویندگی كند؛ تواناییای كه در دنیای دوبلورها رایج نیست.
اقتصاد دوبله در فراز و نشیب
هنر دوبله در هفت دهه قدمت خود در كشور، دورههای مختلفی را گذرانده است؛ گاه پررونق و گاه پر از مشكلات. از میانه دهه 60 كه به تدریج صدابرداری سر صحنه رواج یافت، دوبله محصولات داخلی روزبهروز كمتر شد و كار دوبلورها نیز كمرونقتر. این روند تا نیمه دهه 70 و منسوخ شدن كامل دوبله فیلمهای ایرانی ادامه یافت. مدت كوتاهی بعد، به راه افتادن چرخ دوبله در شبكه نمایش خانگی، وضعیت را كمی بهبود بخشید. از آن زمان تا همین حالا و راهاندازی تلویزیونهای اینترنتی و سرویسهای ویدئوی درخواستی، با وجودی كه همیشه حجم سفارشات دوبله رو به فزونی بوده، اما بازار دوبله نیز آشفته شده است. سایتهای اینترنتی و شبكههای ماهوارهای وارد گود شدند و دوبلههای زیرزمینی كه اغلب نپخته و با گروههای كمتجربه انجام میشد، امرار معاش در شغل دوبلاژ را با پیچیدگیهایی مواجه كرد.
امروزه بسیاری از بزرگان دوبله، از وضعیت این هنر ناراضیاند. اگرچه سرعت كار بالا رفته، اما حضور بازیگران غیررسمی، آفت این هنر شده است. به علاوه آن كه بسیاری از دوبلورهای جوان، بدون آموزشهای لازم، دوبلاژ را برعهده گرفتند و باعث وفور كار غیرحرفهای در بازار و حتی افت سطح سلیقه مخاطب شدند. این در حالی است كه میدانیم دستمزد دوبلورهای حرفهای، به نسبت زحمت و تجربهشان، زیاد نیست و بازار غیررسمی، دستمزد بالاتری میدهد. با این وجود، همچنان بزرگان دوبله با عشق كار میكنند و برای افزایش دستمزد خود، چندان تقلایی نمیكنند.




