نقد و بررسی بازی DARQ در مورد خواب
خوابی كه تمام نمیشود
DARQ در مورد خواب است، در مورد ناخودآگاه ذهن و انسان و در مورد پیامها و مفاهیمی كه از عالم خواب میتوان دریافت كرد. فرقی ندارد این خواب یك رویا باشد یا شاید یك كابوس، مهم نیست دنیای آن برایمان آشناست یا جهانی كاملا جدید را تجربه میكنیم، بلكه آنچه مهم است این است كه آن خواب چه معنیای داشته، چیزهایی كه در آن دیده یا تجربه كردهایم سمبل چه چیزهایی در زندگی عادی ما بوده و در مواقعی فكر كردن به اینكه چرا اصلا ما چنین خوابی دیدیم. اینها سؤالاتی بودند كه هنگام تجربه حداكثر 2 ساعته بازی به آنها فكر میكردم و انتظار داشتم تعمیم دادن چنین سؤالهایی به پرسشهایی كه هنگام تجربه یك بازی از خود میپرسیم بتواند كمك كند تا درك بهتر و دقیقتری نسبت به ماهیت بازی DARQ پیدا كنم تا در نوشتن نقد و بررسی آن كمك حالم باشد. اگر شما هم احیانا با چنین انتظاراتی سراغ این بازی مستقل خوش ساخت اما نه بدون نقص میآیید باید بگویم به سختی پاسخ تعدادی از آنها را خواهید یافت.
مجید رحمانی
ماجرای بازی در مورد پسر جوانی به اسم Lloyd است كه البته هیچ جای بازی ندیدم مستقیما به اسم او اشاره شده باشد و با خواندن توضیحات سازنده در صفحه استیم بازی به آن پی بردم! به هرحال به نظر میرسد او گرفتار خواب یا كابوسی شده كه بیدار شدن از آن چندان هم راحت به نظر نمیرسد و كل روند بازی تلاش شما برای زنده ماندن در دنیای كابوسها و پیدا كردن راهی برای خروج از آن است. بازی خیلی ناگهانی و سر راست شروع میشود، بهطوری كه حتی خبری از منوی اولیه برای شروع هم نیست و بعد از باز كردن بازی بلافاصله در محیط مرحله قرار میگیرید كه ظاهرا خانه Lloyd است. خوشبختانه به دلیل ساختار خوب طراحی مرحله در این بخش و اجتناب از پرت كردن حواس بازیكنان با عناصر و چیزهای مختلف، تنها چیزی كه در این محیط میتوانید با آن تعامل داشته باشید یك تخت خواب است و اینجاست كه متوجه میشوید هرچه بعد از آن در بازی ببینید به نوعی ساخته ذهن شخصیت بازی و در دنیای خواب اوست.
بازی هفت فصل دارد كه ماهیت گیمپلی در هركدام از آنها حل كردن تعدادی معما و رسیدن به نقطه آخر است. این روند در بیشترین حالت نباید چیزی بیش از 2 ساعت به طول انجامد. البته شش گزینه مخفی كاملا اختیاری نیز در بازی وجود دارد كه اگر بخواهید آنها را هم پیدا كنید، شاید نیم ساعت دیگر مهمان بازی باشید.
با وجود اینكه سبك هنری بازی و جوی كه بازیكن را در آن قرار میدهد ساختاری داستانی دارد و منتظر شنیدن یا حداقل درككردن قصه هستید، DARQ این ظرفیت را نسبتا به باد داده است! بازی خیلی تلاش دارد هر كس برداشت خودش را از داستان داشته باشد، ولی مساله این است كه در برقراركردن ارتباط داستانی دنبالهوار بین فصلهای مختلف بازی و حتی عناصر و المانهای گیمپلی چندان موفق عمل نكرده است. به جز ورودی و خروجی هر فصل كه از خانه Lloyd شروع و به همانجا ختم میشود، هر فصل بازی صرفا محیطی مجزا با معماهای خاص خودش به نظر میرسد. حتی در بسیاری از مراحل نیز معماها از منظر مفهومی، ارتباطی داستانی با محیط مرحله ایجاد نمیكنند یعنی شما نمیدانید این معما اصلا چرا باید اینجا باشد؟ آیا قرار بوده معنی خاصی در مفهوم قصه داشته باشد؟ به عبارت دیگر در خیلی از موارد احساس میشود اگر یك معما را از یك مرحله برداشته و در مرحلهای دیگر قرار دهیم، لطمهای به فضاسازی و جو بازی وارد نمیشود.
فیزیك بازیچه است!
گیمپلی DARQ اساسا بر مبنای حل معماست و برای حل كردن آنها اكثرا به جمعآوری گزینهها در محیط و استفاده از آنها در جای درست نیاز است. برای پیدا كردن این گزینهها و كلا حركت در محیط با مكانیك اصلی بازی كه دستكاری كردن فیزیك است، آشنا میشوید. با كمك این ویژگی شما میتوانید روی دیوارها و سقف حركت كرده و در مواقعی محیط مرحله را چرخانده یا بین عمقهای مختلف آن حركت كنید. در این میان ممكن است با چند دشمن بهشکل زامبی نیز مواجه شوید كه برای فرار از آنها باید از همین ویژگیها استفاده كنید.
معماهای بازی بسیار جذاب و به دور از پیچیدگی عجیب و غریب هستند و حتی گزینههایی كه برای حل كردن یك معما باید در سیستم اینونتوری خود داشته باشید نیز از نظر قرارگیری در مرحله یا راه رسیدن به آن، چندان دور از محل معمای اصلی نیستند. این مساله باعث میشود شما در مرحله گیج و سردرگم نباشید و حل كردن معماها لطمهای به ضربآهنگ و روند بازی نزند، اما تعدادی از معماها یا سناریوهای گیمپلیای كه در بازی وجود دارند یك بار مصرف هستند و شما جای دیگری آنها را تجربه نخواهید كرد.
جمعبندی
DARQ یك بازی اتمسفریك معمایی است و موسیقی، صداگذاری و سبك گرافیكی نسبتا سیاه و سفید بازی و استفاده از رنگهایی با اشباع پایین در تقویت این ماهیت اتمسفریك بودن بسیار تاثیرگذار عمل میكنند. به نسبت بازیای كه تقریبا دو سال در شبكههای اجتماعی اخبار آن را از طرف خود سازنده دنبال و مشتاقانه گیفهای آن را تماشا میكردم، راستش انتظار بیشتری داشته و شاید دوست داشتم مدت زمان بازی كمی بیشتر بود یا الگوهایی كه تعریف میشوند صرفا یك بار مصرف نباشند، ولی در مجموع نسبت به زمانی كه صرف تجربه بازی خواهید كرد راضی خواهید بود و بهخصوص بعضی از معماهایش بسیار الهامبخش هستند.




