نسخه Pdf

دامی برای دختران دم‌بخت

كلاهبرداری مجرم حرفه‌ای از 4 دختر به بهانه سرمایه‌گذاری

دامی برای دختران دم‌بخت

لیلا حسین زاده

حرص و آز، خط پایانی ندارد. جوانه كه بزند، برخی‌ها تا ته آن می‌روند که سیر شوند، اما بعضی سیری‌ناپذیرند، هر‌چه به دست آورند، باز هم بیشتر می‌خواهند. زن و مرد هم ندارد و هر دو گرفتار طمع می‌شوند. پروانه و سیامك، هر دو به خاطر طمع، زندگی‌شان را مفت و مسلم باختند. یكی مالش و همه آن چیزی كه در 17 سال زحمت كشیده بود جمع‌كند را از دست داد و آن‌یكی هرچه از راه دزدی به دست آورده بود، یكشبه باخت و چهاردیواری غم‌زده و خاكستری زندان نصیبش شد.
پروانه زن میانسال و مجردی است كه چهار خواهر و برادرش ازدواج كرده‌اند و با پدر و مادر پیرش زندگی می‌كند. او در یك‌مركز بیمه مشغول به كار بود و درآمد جزئی داشت. بعد از بازنشستگی، با همان درآمد جزئی كه بعد از گذشت 27 سال توانسته بود جمع كند، خانه نقلی و جمع و جوری در محله‌ای در جنوب شهر تهران خرید، اما به خاطر طمع، تمام سرمایه‌اش را به باد داد.
ماجرا از آن روزی شروع شد كه با سیامك در یكی از شبكه‌های مجازی آشنا شد. مرد خوش سر و زبانی كه به قول پروانه، خیلی زود توانست او را با خود همراه‌ كند. پروانه می‌گوید: «اواخر خرداد امسال بود كه با سیامك آشنا شدم. می‌گفت دندانپزشك و جراح فك است. موقعیتش خیلی خوب بود و با توجه به این موضوع، به او اعتماد كردم و با او دوست شدم. هرچه می‌گذشت، ارتباطم با او بیشتر می‌شد. مدتی بعد، سیامك با من تماس گرفت و گفت می‌تواند یك واحد مسكونی كه متعلق به یكی از بستگانش است با قیمت بسیار پایین‌تر و به شكل امتیازی برای من خریداری ‌كند. این را كه گفت، من هم از خدا‌خواسته معطل نكردم. آپارتمانی كه با كلی زحمت توانسته بودم بعد از 27 سال در جنوب تهران خریداری كنم، به پایین‌ترین قیمت عرف بازار فروختم و پولش را به سیامك دادم تا مرا در سودی كه قرار بود نصیبم شود، شریك ‌كند. بعد از واریز پول، رفتار سیامك ناگهان تغییر كرد و آن مردی نبود كه من در این مدت شناخته بودم. گوشی تلفن همراهش را خاموش كرد و دیگر هیچ دسترسی‌ای به او نداشتم.»
در حالی‌ كه پروانه نگران از دست دادن كل سرمایه زندگی‌اش بود، سیامك با زن دیگری آشنا شد و همان حرف‌هایی را كه به پروانه زده بود، به آنها هم می‌گفت و سرخوش از این‌كه دست پلیس به او نخواهد رسید، مشغول برداشتن كلاه‌شان بود.
 پروانه چند بار دیگر با همان شماره‌ای كه از سیامك داشت، تماس گرفت، اما خاموش بود. زن میانسال كه دیگر دستش از همه‌جا كوتاه شده بود، به كلانتری رفت و از سیامك به اتهام كلاهبرداری شكایت كرد.
با دستور مقام قضایی، شكایت پروانه از سیامك به كارآگاهان پلیس فتای تهران ارجاع شد. كارآگاهان زبده در مرحله اول تحقیقات خود و با توجه به شگرد متهم به بررسی سوابق مجرمان سابقه‌دار پرداخته و موفق به شناسایی یك سابقه‌دار حرفه‌ای شدند كه با استفاده از همین شگرد اقدام به كلاهبرداری از زنان كرده بود.
در ادامه، كارآگاهان یكی از مرتبطان متهم به نام اكرم را به پایگاه یكم پلیس آگاهی دعوت كردند و از او در مورد نحوه آشنایی‌اش با سیامك بازجویی‌كردند. اما او در بازجویی‌ها مدعی شد شناختش از سیامك در حد همان چیزهایی است كه پروانه اعلام كرده است. او هم مدتی با سیامك رابطه داشت، اما وقتی سیامك از او درخواست پول‌ كرد، رابطه‌اش را با مرد كلاهبردار قطع كرده بود.
ماموران با استفاه از روش‌های كشف جرم، توانستند محل زندگی سیامك را در محدوده منطقه جنت‌آباد شمالی تهران پیدا كنند و پس از مدت كوتاهی دستور دستگیری متهم از سوی مقام قضایی صادر شد. یكم آبان امسال بود كه بالاخره سیامك دستبند فولادی به دست از مخفیگاه خود خارج شد.
سیامك بعد از انتقال به مقر پلیس مورد بازجویی قرار گرفت. او هم مثل بسیاری از متهمان ابتدا از در انكار وارد شد و گفت از هیچ‌كس كلاهبرداری نكرده است، اما وقتی در برابر شواهد و مدارك غیرقابل انكار پلیس قرار گرفت، تسلیم شد و در اعترافات خود گفت: «از مدت‌ها پیش با عضویت در سایت‌های همسریابی و دوست‌یابی و تهیه یك بیوگرافی ساختگی با موقعیت شغلی و اجتماعی وسوسه‌انگیز، اعتماد خانم‌های مجرد را جلب می‌كردم و با دادن پیشنهادهای مالی آنها را برای خرید ملك، خودرو، دریافت وام و. .. فریب می‌دادم. بعد از این‌كه پول به حسابم واریز می‌كردند، گوشی تلفن خود را خاموش می‌كردم و دیگر با آن شماره به من دسترسی نداشتند كه بتوانند پیدایم كنند.»
در تحقیقات تكمیلی از متهم مشخص شد سیامك بیش از 300 میلیون تومان از مالباختگان كلاهبرداری كرده است. به‌جز پروانه، چهار شاكی دیگر هم به پلیس مراجعه كردند.