زوج نیكوكار البرزی دارایی خود را وقف كمك به نیازمندان كردند
خیّرانِ بی نام و نشان
برخلاف برخیكه كار نیكشان را در بوق و كرنا میكنند تا عالم و آدم از آن باخبر شوند و آنان را مدح و ثنا كنند، یكزوج البرزی همه جور كار خیری میكنند، اما هیچ اسم و رد و نشانی از آنها نیست و تازه اصرار میكنند به شرطی حاضر به مصاحبه هستند كه هیچ اسمی از آنها برده نشود. شاهبیت صحبتهایشان هم این یك جمله است: «كمك به تهیدستان و مستمندان، یك وظیفه اجتماعی است. ما با خدای خودمان معامله میكنیم، پس نیازی نیست نام و نشانی از ما برده شود.»
برخلاف تصور برخیها، دست این زوج نیكوكار نه در بودجه دولتی است و نه از جای خاصی حمایت میشوند. هرچه كه خیرات میكنند، همه از مال و اموال و درآمد شخصی خودشان است كه چشم دنیایی خود را به روی آن بستهاند. آنها میگویند: «نعمتی كه در اختیارمان قرار گرفته، از آن خداست و كسانی كه باید از این انفاق بهره ببرند، نیازمندان و بدهكاران هستند. در آموزههای دینی و اخلاقی توصیه شده كه انفاق باید با طیب خاطر و برای به دست آوردن رضای خدا صورت گیرد. بنابراین همیشه سعی كردهایم بدون روبهرو شدن با افراد درمانده و نیازمند یا حتی به خاطر سپردن كمكهایمان، ببخشیم و بگذریم.»
چشمهای از دریای نیكوكاری
كمكهای این زوج نیكوكار البرزی حد و مرز ندارد و شامل همهجور آدمی شده است. هزینه تمام این نیكوكاریها از موسسه خیریهشان به نام «فردوس برین» تامین میشود. از زندانی و اعدامی بگیرید تا كاسبكاران درشت و حتی دستفروشها. از هنرپیشه تلویزیونی كه در تامین هزینه درمانش مانده بود تا زوج جوانی كه گرفتار چند میلیون تومان برای شروع زندگی مشتركشان بودند. از نوجوان 17 سالهای كه در زمین فوتبال مرتكب قتل شد و روزهای سیاه زندگیاش را میشمرد تا بالای طناب دار برود تا پدر پنج دختربچه ایلامی كه به خاطر قتل پسرعمویش در انتظار قصاص بود.
آنها حتی زندانیان غیرایرانی را هم فراموش نكرده بودند. وقتی ماریای فرانسوی، 17 سال پیش، دختر همسایهشان را كشت و دادگاه حكم قصاص برایش صادر كرد، در خواب هم نمیدید حكم آزادیاش را این زوج البرزی با پرداخت دیه به خانواده مقتول، مهر و امضا كنند.
زلزله كرمانشاه كه آمد، خیلیها رفتند و عكس و فیلم گرفتند تا نامشان را بر سرزبانها بیندازند، اما این زوج البرزی، بیسروصدا و بدون دوربین و عكاس، حدود 150 كانكس و سرویس بهداشتی و حمام موقت با پرداخت 200 میلیون تومان خریدند و به زلزلهزدهها تحویل دادند. سیلزدهها هم از تیررس نگاه این زوج دور نماندند. علاوه بر 200 میلیون كمك به سیلزدگان استان گلستان، سه محموله لوازم و نیازهای عمومی به ارزش 300 میلیون تومان برای سیلزدگان پلدختر و لرستان تهیه كردند و فرستادند.
حمایت مالی صد میلیون تومانی از هزینه درمان یكبازیگر مطرح تلویزیون، پرداخت 23 میلیون تومان هزینه شیمیدرمانی یك پدر جوان، حمایت مالی از یك بیمار ریوی و پرداخت ماهانه یك میلیون تومان هزینه دارو برای او،تنها گوشهای از كارهایی است كه این زوج البرزی برای حمایت از مستمندان انجام دادهاند.
پناه زندانیان بیپناه
زندانیان یكی از مهمترین قشرهایی بودند كه این زوج خیر به آنها توجه داشتند. به گفته آنها، چون زندانیان از سوی خانواده و آشنایان خود طرد میشوند، یارو یاور دیگری ندارند و نباید آنها را تنها گذاشت.
از نمونه زندانیانیكه این زوج نیكوكار به آنها توجه داشتند، تعداد زیادی از مردان بدهكار بودند كه به خاطر نفقه و مهریه زندانی شده بودند، چوپانی كه به دلیل گم شدن یك گوسفند با یكی از روستاییان درگیر و به پرداخت هشت میلیون و 400 هزار تومان جریمه محكوم شده بود، تخمهفروش دورهگردی كه بدهی سه میلیون و 200 هزار تومانیاش، زندگی را برایش جهنم كرده بود، مرد افغانستانی كه 760 هزار تومان به طلبكارش بدهكار بود، كمك مالی به زن بارداری كه از شدت فقر یك جفت گوشواره دزدید و پس از زایمان در زندان با كودك شیرخوارهاش تنها مانده بود و... از جمله افرادی بودند كه این دو نیکوکار، ضامن آزادیشان شد.
مرد خیر البرزی در پایان صحبتهایش میگوید: هرانسانی برای رسیدن به آرامش درون، راه و روشی دارد. ما نیز افتخار میكنیم كه در این 17 سال، با انجام كارهای خیر توانستهایم به آرامش درون كه هدفمان بوده است، دست پیدا كنیم. خدا را شاكریم كه ما را لایق دانسته تا همراه همسرم اموالمان را صرف محرومان و زندانیانكنیم.
برخلاف تصور برخیها، دست این زوج نیكوكار نه در بودجه دولتی است و نه از جای خاصی حمایت میشوند. هرچه كه خیرات میكنند، همه از مال و اموال و درآمد شخصی خودشان است كه چشم دنیایی خود را به روی آن بستهاند. آنها میگویند: «نعمتی كه در اختیارمان قرار گرفته، از آن خداست و كسانی كه باید از این انفاق بهره ببرند، نیازمندان و بدهكاران هستند. در آموزههای دینی و اخلاقی توصیه شده كه انفاق باید با طیب خاطر و برای به دست آوردن رضای خدا صورت گیرد. بنابراین همیشه سعی كردهایم بدون روبهرو شدن با افراد درمانده و نیازمند یا حتی به خاطر سپردن كمكهایمان، ببخشیم و بگذریم.»
چشمهای از دریای نیكوكاری
كمكهای این زوج نیكوكار البرزی حد و مرز ندارد و شامل همهجور آدمی شده است. هزینه تمام این نیكوكاریها از موسسه خیریهشان به نام «فردوس برین» تامین میشود. از زندانی و اعدامی بگیرید تا كاسبكاران درشت و حتی دستفروشها. از هنرپیشه تلویزیونی كه در تامین هزینه درمانش مانده بود تا زوج جوانی كه گرفتار چند میلیون تومان برای شروع زندگی مشتركشان بودند. از نوجوان 17 سالهای كه در زمین فوتبال مرتكب قتل شد و روزهای سیاه زندگیاش را میشمرد تا بالای طناب دار برود تا پدر پنج دختربچه ایلامی كه به خاطر قتل پسرعمویش در انتظار قصاص بود.
آنها حتی زندانیان غیرایرانی را هم فراموش نكرده بودند. وقتی ماریای فرانسوی، 17 سال پیش، دختر همسایهشان را كشت و دادگاه حكم قصاص برایش صادر كرد، در خواب هم نمیدید حكم آزادیاش را این زوج البرزی با پرداخت دیه به خانواده مقتول، مهر و امضا كنند.
زلزله كرمانشاه كه آمد، خیلیها رفتند و عكس و فیلم گرفتند تا نامشان را بر سرزبانها بیندازند، اما این زوج البرزی، بیسروصدا و بدون دوربین و عكاس، حدود 150 كانكس و سرویس بهداشتی و حمام موقت با پرداخت 200 میلیون تومان خریدند و به زلزلهزدهها تحویل دادند. سیلزدهها هم از تیررس نگاه این زوج دور نماندند. علاوه بر 200 میلیون كمك به سیلزدگان استان گلستان، سه محموله لوازم و نیازهای عمومی به ارزش 300 میلیون تومان برای سیلزدگان پلدختر و لرستان تهیه كردند و فرستادند.
حمایت مالی صد میلیون تومانی از هزینه درمان یكبازیگر مطرح تلویزیون، پرداخت 23 میلیون تومان هزینه شیمیدرمانی یك پدر جوان، حمایت مالی از یك بیمار ریوی و پرداخت ماهانه یك میلیون تومان هزینه دارو برای او،تنها گوشهای از كارهایی است كه این زوج البرزی برای حمایت از مستمندان انجام دادهاند.
پناه زندانیان بیپناه
زندانیان یكی از مهمترین قشرهایی بودند كه این زوج خیر به آنها توجه داشتند. به گفته آنها، چون زندانیان از سوی خانواده و آشنایان خود طرد میشوند، یارو یاور دیگری ندارند و نباید آنها را تنها گذاشت.
از نمونه زندانیانیكه این زوج نیكوكار به آنها توجه داشتند، تعداد زیادی از مردان بدهكار بودند كه به خاطر نفقه و مهریه زندانی شده بودند، چوپانی كه به دلیل گم شدن یك گوسفند با یكی از روستاییان درگیر و به پرداخت هشت میلیون و 400 هزار تومان جریمه محكوم شده بود، تخمهفروش دورهگردی كه بدهی سه میلیون و 200 هزار تومانیاش، زندگی را برایش جهنم كرده بود، مرد افغانستانی كه 760 هزار تومان به طلبكارش بدهكار بود، كمك مالی به زن بارداری كه از شدت فقر یك جفت گوشواره دزدید و پس از زایمان در زندان با كودك شیرخوارهاش تنها مانده بود و... از جمله افرادی بودند كه این دو نیکوکار، ضامن آزادیشان شد.
مرد خیر البرزی در پایان صحبتهایش میگوید: هرانسانی برای رسیدن به آرامش درون، راه و روشی دارد. ما نیز افتخار میكنیم كه در این 17 سال، با انجام كارهای خیر توانستهایم به آرامش درون كه هدفمان بوده است، دست پیدا كنیم. خدا را شاكریم كه ما را لایق دانسته تا همراه همسرم اموالمان را صرف محرومان و زندانیانكنیم.




