نسخه Pdf

3 شرط برای بخشش داماد

3 شرط برای بخشش داماد

چند سال قبل بود كه زن میانسالی ناپدید‌شدن دخترش را به یكی از كلانتری‌های پایتخت خبر داد و گفت: دو سال قبل دخترم با مردی ازدواج كرد. اوایل زندگی خوبی داشتند و من از این موضوع خیلی خوشحال بودم. 
دخترم هیچ مشكلی نداشت و من هرگز فكر نمی‌كردم عاقبت آن زندگی به جای بدی ختم شود. تا این‌كه بعد از مدتی كوروش، دامادم به دام اعتیاد گرفتار و زندگی به كام دخترم و بچه‌اش تلخ شد. شوهرش مدام او را كتك می‌زد و تهدید به مرگ می‌كرد. توهم شیشه باعث شده بود تا او به همسرش مشكوك شود و سر همین مساله مدام با هم درگیری داشتند.
 كوروش آنقدر دخترم را اذیت كرد كه بالاخره دخترم جانش به لبش رسید و خانه شوهرش را ترك كرد تا شاید با این كار شوهرش تنبیه شود. امروز با دخترم بیرون رفته بودیم كه ناگهان دامادم و برادرش راه ما را سد كردند. كوروش از خودرواش پیاده شد و در حالی كه یك پیت بنزین دستش بود به طرف من و دخترم آمد.
او ادامه داد: دامادم می‌خواست بنزین را روی دخترم بریزد و او را آتش بزند. اما آنقدر به او التماس كردم كه در نهایت با خواهش‌های من و دخترم این كار را انجام نداد، ولی به زور او را سوار خودرواش كرد. در حقیقت مینا بین در آتش سوختن و رفتن با شوهرش، رفتن با كوروش را انتخاب كرد تا از مرگ نجات پیدا كند. به من گفت با او صحبت و آرامش می‌كنم، ناراحت نباش اتفاقی برایم نمی‌افتد، اما من مطمئن بودم كه كوروش نقشه شومی در سر دارد. از آن لحظه به بعد از دخترم بی‌خبرم و هر چه با او تماس می‌گیرم، پاسخ نمی‌دهد.
جسدی در باغ متروكه
با شكایت مادر مینا تحقیقات برای یافتن زن جوان از سوی بازپرس جنایی آغاز می‌شود. در ادامه تحقیقات، برادر كوروش بازداشت می‌شود و او در اعترافاتش می‌گوید: وقتی مینا را به زور سوار ماشین كردیم به همراه برادرم به سمت كرج رفتیم. خیلی سعی كردم او را آرام كنم اما برادرم خیلی عصبانی بود. در اطراف كرج باغ متروكه‌ای بود و برادرم در مقابل باغ نگه داشت. او با زور مینا را از داخل ماشین بیرون كشید و به داخل باغ برد و به من گفت كه همین بیرون منتظر بمانم. از آنجا كه او خیلی پرخاشگر بود و از او حساب می‌بردم، جرات نكردم با كوروش مخالفت كنم و در كنار ماشین منتظر آنها شدم. بعد از مدتی كوروش به تنهایی از باغ خارج شد. نمی‌دانستم چه بلایی سر مینا آورده و وقتی از او در مورد مینا پرسیدم، گفت: تو كاری به این موضوع نداشته باش.
با كمك برادر كوروش باغ متروكه شناسایی شد اما خبری از مینا نبود. تا این‌كه سه روز پس از ناپدید شدن مینا، مرد جوانی با پلیس تماس می‌گیرد و از كشف جسد مینا داخل باغ متروكه خبر می‌دهد. جسد زیر مقدار زیادی برگ در گوشه پرت باغ دفن شده بود.
قتل زن جوان
متخصصان پزشكی قانونی در صحنه جرم، علت مرگ را خفگی اعلام كردند. در ادامه تحقیقات نیز كارآگاهان جنایی موفق شده بودند كوروش را دستگیر كنند. كوروش هم به قتل همسرش اعتراف و انگیزه این جنایت را توهم ناشی از مصرف مواد اعلام كرده بود.
قصاص مرد همسركش
با توجه به درخواست قصاص خانواده مینا، پرونده كوروش بعد از تكمیل تحقیقات به دادگاه كیفری استان تهران ارجاع شد. دادگاه نیز با توجه به مدارك موجود در پرونده، بازسازی صحنه قتل، اعترافات متهم به جنایت و تحقیقات صورت گرفته توسط تیم جنایی، او را به قصاص محكوم كرد.
با تایید حكم از سوی دیوانعالی كشور، پرونده برای اجرا نزد من آمد. از آنجا كه در پرونده‌های قصاصی، جلسات صلح و سازش برای گرفتن رضایت صورت می‌گیرد به‌این‌ترتیب این جلسات را با حضور خانواده مینا و متهم برگزار كردیم و درنهایت خانواده مقتول با سه شرط اعلام كردند كه از خون دخترشان می‌گذرند.
مادر مینا درخصوص شرط بخشش دامادش گفت: با آن‌كه برایم خیلی سخت است، اما از خون دامادمان می‌گذریم. ولی شروطی دارم، كه اگر آنها را بپذیرد، او را خواهم بخشید. آقای قاضی، شرط اول من این است که باید هر هفته نوه‌ام را ببینم و او به مدت 24 ساعت پیش من باشد. دومین شرطم این است كه كوروش نباید با ما كاری داشته باشد و به‌هیچ‌وجه برای ما ایجاد مزاحمت نكند، اما آخرین خواسته‌ام، دلم نمی‌خواهد كوروش سر خاك دخترم برود.
كوروش پس از شنیدن شروط، لحظه‌ای سكوت كرد و پس از مكثی طولانی گفت: تمام شرط‌ها را قبول دارم و می‌پذیرم. زن میانسال با شنیدن صحبت‌های كوروش رو به من كرد و گفت: آقای قاضی برای رهایی از قصاص كوروش كجا را باید امضا كنم؟
دقایقی بعد، زن میانسال با چشمانی كه هنوز از اشك و ناراحتی داغ از دست دادن فرزند خیس بود، اتاق را ترك كرد و كوروش پس از امضای برگه و پذیرش شروط درحالی كه دستبند به دست داشت به همراه ماموران زندان اتاق را ترك كرد. به این ترتیب قاتلی دیگر از قصاص
 بخشیده شد.