نقدی بر نامه برخی چهرههای سیاسی درباره آشوبهای اخیر
آدرس غلط این 77 نفر
در روزهایی که کشورهای غربی و گروههای ضدانقلاب در خارج از کشور از آشوبهای داخل ایران خوشحالند و در بیانیههایی از اغتشاشگران حمایت و اقدامات نظام در مقابله با آشوبطلبان را محکوم میکنند گروهی از فعالان سیاسی اصلاحطلب نیز بیانیهای صادر کردهاند که محتوای آن بیشباهت به بیانیههای کشورهای غربی و اپوزیسیون خارج از کشور نیست. این بیانیه به امضای 77 نفر از اصلاحطلبانی رسیده است که جمع زیادی از آنها از محکومان حوادث سال 88 هستند اما نکته جالب توجه، قرار داشتن نام فردی چون شهیندخت مولاوردی در میان اسامی این افراد است؛ فردی که در دولت قبل معاون رئیسجمهور بود و در جلسات هیات دولت حضور مییافت اما اکنون در این بیانیه، نظام را به "تصمیمگیری در پستوهای حکومتی، بیتوجهی به حاکمیت قانون و ارکان قانون اساسی و از همه مهمتر انکار حق آگاهی و مشارکت مردم و نمایندگان واقعی آنها در اداره عمومی کشور" متهم میکنند. امضاکنندگان این بیانیه با ادبیات تندی از اقدامات نظام در مقابله با اشرار انتقاد کرده و پس از آوردن دلایل ریز و درشت برای مستدل نشان دادن مواضعشان نهایتا حرف دلشان را زدهاند و از متصدیان حکومت خواستهاند "با عادیسازی روابط خارجی بساط تحریمها را جمع کنند." این در حالی است که ایران بهویژه در دولت یازدهم و دوازدهم هرچه در توان داشته برای عادی سازی روابط با کشورهای غربی به میدان آورده اما به جز خلف وعده از طرف مقابل چیزی عایدش نشده است. در چنین شرایطی به نظر میرسد عادیسازی روابط که این 77 نفر بر آن تاکید کردهاند چیزی جز تسلیم در مقابل آمریکا نمیتواند باشد. صدور چنین بیانیهای در شرایط فعلی و تاکید بر موضوعی چون عادیسازی روابط با برخی کشورها که دغدغه اصلی این بخش از اصلاحطلبان است یادآور مواضع این فعالان سیاسی در مقاطع مختلف در گذشته است. مواضعی که نمونه بارز آن در سند "تاملات راهبردی" حزب منحل شده مشارکت در سال 88 نمود یافت. تدوینکنندگان این سند گرچه در متن آن با استفاده از اصطلاحاتی چون مردمسالاری و دموكراسی، ظاهری موجه برای دکترین خود ایجاد کرده بودند اما در برخی بخشها مقصود آنها از دموکراسی تشریح شده و بهرهگیری از بحرانها در کشور به عنوان بهترین فرصت برای دستیابی به اهداف سند یاد شده بود. در بخشی از سند تاملات راهبردی حزب مشارکت آمده بود: ایجاد یك بخش مردمسالار در درون حاكمیت ممكن است در نتیجه یك فرآیند طولانی دگرگونی ارزشی وایدئولوژیك یا یك اتفاق پیش بینی نشده حاصل گردد. اما تداوم آن مستلزم تحقق پیش شرطهایی است. یکی از این پیششرطها این بود: بخش مردمسالار حاكمیت بتواند از بحرانهایی كه كل سیستم سیاسی را تهدید میكند به نفع تثبیت مردمسالاری و چانهزنی بیشتر استفاده نماید. بیانیه فعلی صادر شده از سوی این فعالان اصلاحطلب را هم میتوان در چارچوب دستیابی به اهداف همین سند ارزیابی کرد؛ بیانیهای که به امضای افرادی چون شهیندخت مولاوردی، محسن آرمین، ابراهیم اصغرزاده، الهه کولایی، عبدا... ناصری، آذر منصوری، احمد منتظری، .... رسیده است. درباره این بیانیه و اهداف امضا کنندگان آن با برخی فعالان سیاسی اصولگرا و اصلاحطلب گفتوگو کردهایم.
علیرضا سلیمی / نماینده محلات در مجلس
صدور چنین بیانیههایی، هیچ معنایی جز فرصتطلبی سیاسی ندارد. این افراد که در گذشته نتوانستهاند کشور را تسلیم کنند حالا میخواهند از این توجیه استفاده کرده و کشور را تسلیم دیکتههای آمریکا کنند. حال این سوال مطرح است که آیا ارتباطی میان نویسندگان اصلی نامه و آشوبکنندگان وجود ندارد؟ آیا پروژهای از پیش تعیین نشده که عدهای آشوب کنند و عدهای نیز تحمیل تسلیم را در کشور پیگیری کنند؟ این بیانیه شبیه همان جام زهر مجلس ششمیها نیست؟ در هر صورت مفهوم جالبی از این بیانیه برداشت نمیشود.البته معتقدیم که شیوه اجرا کردن طرح گرانی بنزین از سوی دولت بسیار غلط است و دولت کوتاهی کرده و زیرساختها را فراهم نکرده است. دولت نتوانست این فضا را مدیریت کند و کوتاهیهای جدی داشت اما بحث این است که آیا همین امضاکنندگان بیانیه، از حامیان اصلی دولت فعلی نبودهاند؟ مطالب مطرح شده در بیانیه به نوعی فرار به جلوست چرا که دولت فعلی نتیجه تلاشهای آنها برای روی کار آمدن است. حال خودشان باید پاسخگوی اعمال و رفتار دولت باشند، چرا که ژنرالهایی که آنها گماشتهاند موجب بهوجود آمدن مشکلات فعلی در کشور هستند. بنابراین امضاکنندگان این بیانیه باید جرات پذیرش خطاهای خود را داشته باشند.
آب به آسیاب دشمن
محمد زارع فومنی
دبیر کل حزب مردمی اصلاحات
فعالان سیاسی اصلاح طلب در بیانیه اخیرشان کار اشتباهی کردند. اول اینکه دل به بیگانه و دشمن بستن عاقبتی جز تباهی ندارد. دوم اینکه عادیسازی روابط خارجی کار معمول و متداول در طول چهل سال گذشته از سوی جمهوری اسلامی ایران بوده است و اقدامی غیر از این انجام نداده و بنابراین نمیتوان گفت با عادیسازی روابط خارجی بساط تحریمها جمع خواهد شد چون اساسا دشمنان ما کاری جز سنگاندازی و تحریم علیه جمهوری اسلامی ایران ندارند. بنابراین نباید با انتشار چنین بیانیههایی آب به آسیاب دشمن ریخت. بنابراین بر این باورم که بیانیههایی از این دست بیشتر فضا را ملتهب میکند. اگر تنظیمکنندگان این نامه به فکر کشورند چرا در طول چند سال گذشته و در پی اقداماتی که دولت انجام داده و تاثیر منفی آن بر وضعیت معیشتی مردم مشهود بوده بیانیهای انتقادی منتشر نکردند. چرا وقتی که ارزش پول ملی ناچیز شده این افراد بیانیه صادر نکردند. بر این باورم که بیانیههایی از این دست دردی از کشور دوا نمیکند و نتیجه آن بیشتر تحریک به آشوب است.
ایران مانعی برای عادیسازی روابط ایجاد نکرده است
محمد فیضی/ عضو فراکسیون امید مجلس
رهبر انقلاب، سخن آخر را در مورد طرح جدید سهمیهبندی بنزین بیان بر حمایت از تصمیم سران قوا تاکید کردند. بنابراین دیگر نباید بیشتر از این به بحث در این زمینه پرداخت. خوشبختانه رهبر انقلاب با تدبیرشان مسیر کلی را به همه نشان دادند و به این ترتیب فضا تا حدود بسیاری آرام شد.
البته معتقدیم برخی از ارکان قوا در اجرای این طرح عجله داشتند و انتظار داشتیم که آقای لاریجانی قبل از اعلام این طرح، نمایندگان مجلس را مطلع میکردند. در این صورت مجلس نیز می توانست در آماده کردن جامعه اثرگذار باشد. اگر مردم از علت و چرایی اجرایی شدن این طرح مطلع بودند پذیرش آن نیز از سوی آنها بهتر انجام میشد. این در حالی است که تصمیم گیرندگان نتوانستند فضا را آماده کنند.
در هر حال و در شرایط فعلی که این اتفاق رخ داده است نباید مباحث اینچنینی مانند بیانیه اخیری که برخی صادر کرده اند، مطرح شود.
نکته دیگری که در بیانیه این 77 نفر مطرح شده بحث لزوم عادیسازی روابط خارجی برای جمع شدن تحریمهاست. این در حالی است که جمهوری اسلامی ایران تا کنون و در شرایط فعلی نیز تمام تلاش خود را برای نشان دادن حسن نیتش انجام داده و در واقع بیشتر از این نمیتوان کار دیگری انجام داد. ایران تاکنون در راستای انجام تعهداتش گام برداشته و حتی کاهش تعهدات برجامی نیز در چارچوب برجام است، بنابراین تاکید امضاکنندگان این بیانیه در مورد لزوم عادیسازی روابط خارجی معنایی ندارد، چرا که کشورمان تمام تلاش خود را در این جهت داشته و بیشتر از این به معنای تسلیم شدن است.
حمایت از آشوبگران قابل دفاع نیست
محمدعلی وکیلی / عضو هیات رئیسه مجلس
تحولاتی که طی چند روز گذشته بهواسطه اعلام تصمیم افزایش نرخ بنزین در کشور اتفاق افتاد باعث شد که برخی نسبت به چنین تصمیمی اعتراض کنند. اما در همین مسیر عدهای هم وارد عرصه شدند و با اینکه جزو معترضان واقعی نبودند با آشوبگری اقدام به تخریب اموال عمومی و غارتگری و ایجاد تشنج در جامعه و راهبندان کردند. اقدامات این افراد ضمن وارد کردن ضررهای زیاد به ثروت جامعه بر مصائب کشور افزود. کسانی که اقدام به آتش زدن ادارات دولتی میکنند و مسجد و قرآن آتش میزنند به هیچ وجه قابل دفاع و تبرئه نیستند. انتظار مردم این است که با آشوبگران برخورد قاطع صورت گیرد و آرامش به شهرها باز گردد. بنابراین سادهانگارانه است که گمان کنیم کسانی که به اموال عمومی ضربه زدند از جنس معترضان واقعیاند و این همسانسازی میان این دو جریان مغالطه است. مردمی که جزو معترضان حقیقی بودند خواستهای جز نارضایتی از تصمیمات مسؤولان نداشتند و آن را غیرکارشناسی میدانستند؛ از این رو باید به معترضان حق داد اما حضور عدهای سازماندهی شده در دل اعتراضات که سعی در صید اهداف شوم خود داشتند و حتی به مردم عادی هم تعرض کردند و تلاش داشتند جریان عمومی کشور نچرخد، باعث شد وضعیت کشور به این صورت درآید. بنابراین دفاع از چنین افرادی با هیچ تحلیلی قابل قبول نیست و نباید آشوبطلبان را تبرئه کرد.
حرفهایی برای راضی کردن مخاطبان خاص
اردشیر نوریان / عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس
اصلاح قیمت حاملهای انرژی یک ضرورت اقتصادی است و در تکالیف قانون برنامه و قانون بودجه نیز قید شده و برای دولت الزام ایجاد کرده است. طبیعتا همه کارشناسان اقتصادی با هر ذائقه سیاسی این جراحی اقتصادی را نیاز کشور میدانند و بر اصلاح قیمت حاملهای انرژی اتفاقنظر دارند اما در عین حال دیدگاههای متناقضی نیز درباره نحوه و اجرای آن در میان کارشناسان وجود دارد. به هرصورت این تصمیم با همه اما و اگرهایی که در مورد نحوه اعلام و اجرای آن مطرح است اتخاذ و منجر به نارضایتی بخشی از مردم شد. در اتفاقات اخیری که در کشور رخ داد باید دو بخش را جدا کرد؛ بخش اول گروهیاند که اعتراضات مدنی مسالمتآمیز انجام میدهند و بخش دوم هم کسانیاند که مسلحانه وارد میدان شدند و به اموال خصوصی و عمومی آسیب رساندند. طبعا اگر کسی بدون تفکیک این دو بخش بخواهد اتفاقات را محملی برای اعتراض به ماموران نظم و امنیت قرار دهد اقدام ناصحیحی انجام داده است. به نظر میرسد برخی حرفهایی میزنند تا مخاطبان خاصی را راضی کنند. حتما باید جلوی ناآرامیها را گرفت و با آشوبطلبان طبق قانون برخورد کرد. نکته دیگر پیوند فشارهای اقتصادی به روابط خارجی و تحریمها است. من از جمله کسانی بودم که از برجام حمایت کردم. جمهوری اسلامی ایران با رفتار خود در طول 40سال گذشته نشان داده که طرفدار جنگ و منازعه نیست و براساس احترام متقابل حاضر است با همه دولتهای دنیا به جز رژیم اشغالگر قدس ارتباط داشته است اما زمانی که دولتی با زورگویی رفتار میکند و با نقض عهد، تحریمهای ظالمانهای علیه کشورمان اعمال میکند اساسا هیچ توجیهی برای مذاکره با زورگویان قابل قبول نیست. در چنین شرایطی مذاکره بینتیجه است و عاقبت آن نیز روشن است. بنابراین گفتن این حرفها که با عادیسازی روابط می توان بساط تحریمها را جمع کرد سخنی ناشی از سادهلوحی است.




