سرنوشت متفاوت زن و مرد همسركش در دادگاه

سرنوشت متفاوت زن و مرد همسركش در دادگاه

زن و مردی كه در جنایت‌های جداگانه، همسران خود را به قتل رسانده بودند، در دادگاه كیفری یك استان تهران از خود دفاع كردند.
به گزارش خبرنگار جام‌جم، اولین قاتلی كه محاكمه شد، مردی بود كه همسر میانسالش را با ضربه چاقو كشت. اواسط سال‌96، مرد میانسال خبر مجروح شدن همسرش را به ماموران اورژانس اطلاع داد. زمانی كه امدادگران در محل حادثه در شرق تهران حاضر شدند، زن میانسال را در حالی كه وسط پذیرایی خانه‌شان بی حال افتاده بود و یك كارد میوه‌خوری اره‌ای در گلویش گیر كرده بودند، دیدند و خیلی سریع او را به بیمارستان رساندند، اما شدت جراحت به حدی بود كه آن زن به نام مینا جان باخت.
ماموران پلیس كار خود را برای رسیدگی به پرونده شروع و تحقیقات را از شوهر مینا آغاز كردند. شوهر مینا در همان ساعات اولیه به قتل همسرش اعتراف كرد و گفت: «من و همسرم هیچ‌وقت اختلاف جدی با هم نداشتیم. مثل همه زن و شوهرها گاهی با هم دعوایمان می‌شد، اما اختلاف شدیدی نداشتیم. آن روز با مینا بحثم شد و نمی‌دانم چرا یكدفعه از غرهای او عصبانی شدم. برای این‌كه كاری كنم تا آرام شود، او را با كارد میوه‌خوری تهدید كردم. یكدفعه كارد به گلویش فرو رفت.»
پرونده بعد از طی روال قانونی راهی دادگاه كیفری یك استان تهران شد و متهم برای دفاع از خود به شعبه یازدهم به ریاست قاضی حشمتیان منتقل شد.
دو پسر جوان متهم به عنوان اولیای دم در جلسه دادگاه گفتند: «از پدرمان شكایت داشته و تقاضای دیه مادرمان را داریم.»
سپس متهم در دفاع از خود گفت: «اتهامم را قبول دارم، اما من فقط می‌خواستم همسرم را بترسانم و قصد كشتن او را نداشتم. روز حادثه همسرم شروع به گلایه از من كرد و گفت چرا به عروسی خواهرزاده‌اش نرفته‌ام. از حرف‌های او عصبی شده بودم و تمام این اتفاق در عرض چند دقیقه افتاد. من شرمنده پسرهایم هستم.» پس از دفاعیات متهم، هیات قضات برای صدور رای وارد شور شدند.
قتل شوهر در دفاع از دختر
در دومین پرونده‌ای كه چهارشنبه در دادگاه كیفری یك استان تهران رسیدگی شد، زن، همسرش را با روسری خفه كرده بود. چهارم دی 97، دختر 17 ساله‌ای به نام ترانه در تماس با پلیس از قتل مادرش در بلوار كوهسار خبر داد.
ترانه در اولین اظهارات خود به ماموران گفت: «در اتاقم بودم كه شنیدم پدر و مادرم مثل خیلی وقت‌ها در حال جر و بحث هستند. پدرم داشت با تینا، خواهر ده ساله‌ام درس كار می‌كرد و یكدفعه شروع به دعوا و فحاشی به تینا كرد. مادرم به او اعتراض كرد و دعوایشان شد. وقتی از اتاق بیرون آمدم، دیدم كه پدرم بی‌حال روی زمین افتاده و مادرم از خانه رفته بود.»
یك هفته بعد از به قتل رسیدن مرتضی، همسرش كه از محل قتل متواری شده بود، با مراجعه به كلانتری كوهسار به قتل همسرش اعتراف كرد و گفت: «آن شب به خاطر تكالیف تینا، جر و بحثمان بالا گرفت و همسرم با چاقو من را تهدید كرد، اما چون مشكل اعصاب داشت، یكدفعه از شدت عصبانیت از حال رفت و بیهوش روی كاناپه رفت. من به حدی عصبانی شده بودم كه نمی‌فهمیدم دارم چه كار می‌كنم و با روسری‌ام او را خفه كردم.»
با اعتراف متهم به قتل، پرونده برای رسیدگی به دادگاه كیفری یك استان تهران ارجاع شد. اولیای دم پرونده ترانه و تینا و خواهر ناتنی آنها هستند كه ترانه و تینا قبل از دادگاه از قصاص مادرشان اعلام گذشت كردند.
اما وكیل خواهرناتنی بچه‌ها، در ابتدای جلسه رسیدگی در دادگاه از طرف موكلش تقاضای قصاص متهم را كرد.
زن شوهركش در دادگاه در دفاع از خود گفت: «قتل همسرم را قبول دارم، اما باور نمی‌كنم عصبانیت من كار را به كشته شدن مرتضی رسانده باشد. مرتضی پسرعموی من و از من 18 سال بزرگ‌تر بود. از اخلاق تند او جانم به لبم رسیده بود.»
متهم در ادامه گفت: «از زمانی كه من با مرتضی ازدواج كردم او یك بار هم دختر بزرگش را ندیده بود، اما حالا همان دختر تقاضای قصاص من را به خاطر قتل پدری كرده كه بعید می‌دانم تصویری از او در ذهنش داشته باشد.»
بعد از دفاعیات متهم و وكیلش، قضات برای صدور رای وارد شور شدند.