نسخه Pdf

سلطه پیتزا بر دیزی!

خرده‌روایتی از فراموشی فرهنگ غذایی ایرانی در جامعه

سلطه پیتزا بر دیزی!

فعال‌های اینستاگرامی و سایر شبكه‌های اجتماعی در حال تغییر دادن ذائقه ما هستند. ذائقه‌ای كه ریشه در فرهنگ و سنت ایرانی دارد. سنت ایرانی كه چند صدسال وجود داشته و حالا به خاطر پول و تهاجم فرهنگی در حال تغییر است. رستوران‌هایی كه سرمایه‌گذاری كلانی برای فروششان كرده‌اند و وقتی متوجه شدند به نتیجه نمی‌رسند از بلاگرها درخواست می‌كنند تا تبلیغشان كنند. بلاگرها هم پول نسبتا زیادی دریافت می‌كنند و با تبلیغ یك رستوران یا مواردی مشابه سعی‌ می‌كنند مردم را به سمتش روانه كنند.
مساله اینجا است كه در اكثر موارد دلیل شكست این گونه رستوران‌ها مشكلات تبلیغاتی نیست كه با كمك چند فعال اینستاگرامی حل شود. بلكه ماجرا ریشه در مباحث دیگری دارد. برای مثال ممكن است غذاهای آن رستوان با طبع مردم ایران فرق داشته باشد یا مدل عرضه غذا و برخورد تیم مدیریت خوب نباشد یا حتی فضای رستوران با شرایط فرهنگی ما مطابقت نداشته باشد. همه این‌ها به اضافه كلی چالش دیگر می‌توانند باعث شكست رستوران‌ها و مكان‌های خدماتی شوند، اما سرمایه‌گذاران به جای رفع این ایرادات سراغ اینفلوئنسرها می‌روند.
البته این هم راهكاری است و شاید از نظر خیلی‌ها بد نباشد اما گاهی اوقات این رفتارها قابل چشم‌پوشی نیست. به طور خاص چندی پیش با آگهی یكی از همین اینفلوئنسرها روبه رو شدم. تبلیغی كه بلاگر مورد نظر سراغ رستورانی عجیب رفته بود. رستورانی كه زندان خارجی را شبیه‌سازی كرده و همه كادر رستوران لباس‌هایی مانند پلیس، زندانی و... به تن داشتند.
این رستوران كه در یكی از مناطق شمالی تهران واقع شده سعی كرده با ایجاد چنین فضایی مشتری را جذب كند اما به نظرم دلیل عدم موفقیتش و كمكی كه از بلاگرها گرفته این است كه مدیران و سرمایه‌گذاران این رستوران به هیچ‌وجه به نسبت فرهنگ مردم ایران و آن فضا دقت نكرده‌اند. به همین خاطر صرفا در فكر كپی كردن فضای زندان بوده‌اند و این اتفاق نتیجه‌ای جز شكست در بر نداشته. شكستی كه موجب شده سراغ تبلیغات گسترده در فضای مجازی بروند و همین چالش بزرگ‌تری را ایجاد كرده است. چالشی كه شاید در كوتاه‌مدت دیده نشود، اما به شكل كلان و در بلند‌مدت باعث می‌شود ذائقه و فرهنگ مردم تغییر كند. آن هم مردم سرزمینی كه در حوزه غذایی فرهنگی به‌شدت غنی‌ دارند. هر استان این كشور پر از غذاهای مختلف و خوشمزه است كه حتی توریست‌های خارجی هم عاشق آنها هستند.
 هر كدام از این‌ غذاهای محلی در قالبی خاص عرضه می‌شود با توجه به فرهنگ‌های مختلفی كه در میان اقوام كشور وجود دارد، اما با همه این احوال به جای تقویت این مدل فرهنگ بومی سرمایه‌گذاران رستوران‌ها سراغ كپی‌كاری از كشورهای خارجی می‌روند و توجه ندارند كه این رفتار فقط به شكست اقتصادی خودشان و ضربه‌زدن به فرهنگ كشور منجر می‌شود. حتی اگر این افراد به سود و ضرر خودشان بهتر فكر می‌كردند و موارد مشابهی مانند رونق گرفتن رستوران‌های محلی یا اقامتگاه‌های بوم‌گردی را مورد رصد قرار می‌دادند متوجه می‌شدند كه با سرمایه‌گذاری روی فرهنگ همین مملكت می‌توانند موفقیت مالی بیشتری كسب كنند.
تا یادم نرفته بگویم مشكل فقط از رستوران‌های تازه تاسیس نیست. در كنار سرمایه‌گذاران حوزه صنعت غذا باید سوزنی به سیاستگذاران فرهنگی و اقتصادی كشور در دوره‌های مختلف بزنیم. سیاستگذاران این عرصه‌ها در طول دهه‌های مختلف تلاشی برای تقویت فرهنگ غذایی نكرده‌اند و متاسفانه برخلاف سفره‌های رنگارنگی كه در اقوام مختلف كشور وجود دارد صنعت گردشگری كشورمان در حوزه غذایی به شدت نابالغ مانده است. اگر سیاستگذاران سعی می‌كردند در این حوزه‌ سرمایه‌گذاری كنند شرایط اقتصادی كشور می‌توانست به شكل متفاوتی باشد؛ چرا كه گردشگران خارجی همواره از غذاها و فرهنگ ما مردم ایران استقبال كرده‌اند، اما در داخل كشور نه تنها بستری برای عرضه این محصولات ایجاد نشده است، بلكه شرایط و قوانین به گونه‌ای است كه سرمایه‌گذاران ترجیح می‌دهند روی غذاهای خارجی و فست‌فودهای خارجی سرمایه‌گذاری كنند.
ضمیمه ویژه نامه