نسخه Pdf

سفرنامه به روایت یك پارسی‌گوی!

سفرنامه‌نویسی و تجربه سفر به ینگه دنیا، زیر ذره‌بین میرجلال‌الدین كزازی

سفرنامه به روایت یك پارسی‌گوی!

چند نفر آدم در این دوره و زمانه پیدا می‌شوند كه همچون میرجلال‌الدین كزازی نسبت به زبان فارسی و استفاده از آن حساسیت داشته باشند؟ آدم‌هایی كه نه برای ادا بلكه از روی یك عشق و علاقه واقعی نسبت به زبان مادری خود، پاسداشت از این زبان را هدف اول و آخر زندگی خود قرار می‌دهند.
كزازی علاوه بر این‌كه یك شاهنامه‌پژوه بی‌نظیر است؛ یك مسافر حرفه‌ای هم به حساب می‌آید. او نه فقط ایران بلكه كشورهای زیادی را در سراسر جهان زیرپا گذاشته و مانند همه مسافران حرفه‌ای، اندوخته‌هایش از برخی سفرهای خود را در قالب سفرنامه‌ها منتشر كرده است. «یوركنامه نو» یكی از همین تجربه‌های مكتوب شده است؛ البته با این تفاوت كه در آن به جای نثر از نظم برای دیده‌ها و شنیده‌های خود در این سفر استفاده كرده است.
یوركنامه نو یك سفرنامه به‌شدت پارسی و ایرانی است؛ بخش‌های ابتدایی این كتاب شامل سروده‌ای بلند از كزازی در ارتباط با سفر به نیویورك است. در ادامه نیز یكی از شاگردان كزازی به گپ و گفت در ارتباط با این سفر و البته ویژگی‌های سفرنامه‌نویسی و انواع سفرنامه‌ها و نظرات كزازی در این زمینه پرداخته است.
این اثر را نه فقط از باب استفاده از زبان شعر برای روایت برخی از اتفاقات سفر بلكه از جهت حجم بالای لغات پارسی به كار برده شده در آن، باید اثری متفاوت دانست؛ اثری كه خواندن آن دایره لغات پارسی مخاطبانش را به شكل محسوسی گسترده‌تر خواهد كرد.



توصیف‌های كوتاه اما خوب
مردم رنگارنگ با خوی زمستانی!
كزازی در قصیده بلند خود توصیفات دقیق و جالبی در ارتباط با شهر نیویورك ارائه می‌كند؛ توصیفاتی كوتاه اما دقیق و موشكافانه كه به نقد خلق و خوی ساكنان نیویورك و همچنین برخی ویژگی‌های ظاهری این شهر و همچنین آب‌وهوا و آداب و رسوم اهالی نیویورك پرداخته است. در بخشی از این قصیده بلند می‌خوانیم:
مردمی رنگ‌رنگ و با ادبند/ لیك، در خیم‌وخو، زمستانی
ادبی سرد رشته پیوند/ از همه رشته‌های انسانی
گاه نانی به رایگان دهندت/ لُنبَك آسا، به مهر و نازانی
وانهد گاه چون بَراهامت/ تا بمیری، به درد بی‌نانی
هر كه خود را در آن، به تلخی كام/ دید، بی‌غمگسار و خِذلانی
ناگهانش هوا دگر گردد/ ز آفتابی، نگر! به بارانی:
گاه، آرام و دلكش و روشن/ گاه، بارانی است و بورانی
گَه، ز سرماش، سوزدت سُتخوان/ گَه، به تاب و تب است و تَفتانی
بگذرانیده بارها از سر/ یورك‌نو لحظه‌های بحرانی


ریشه‌یابی واژه‌ای پرتكرار در زبان فارسی
«سفرنامه» از كجا آمده است؟
یكی از بخش‌های اصلی یوركنامه نو گفت‌وگوی كزازی با یكی از شاگردان نزدیكش در ارتباط با چند و چون واژه سفر و سفرنامه‌نویسی است. در بخشی از این گفت‌وگوی مفصل در ارتباط با ریشه‌های واژه سفرنامه می‌خوانیم: «این آمیغ پیشینه‌ای دیرینه، در زبان پارسی دارد؛ نمونه را، یكی از پرآوازه‌ترین یادگاری اندیشمند و دینگستر و سخنور نامبردار سده پنجم، ناصر خسرو از دیر زمان، سفرنامه نامیده می‌شده است؛ هر چند این سره مردِ یمگان‌دره، در پایان سفرنامه‌اش، خود این دفتر را سرگذشت خوانده است. نمونه‌ای از كاربرد واژه سفرنامه در متن‌های پیشین هم‌اكنونم در یاد است، آن است كه در دیباچه شاهنامه بایسنقری كه شاهكاری است در هنر كتاب‌آرایی ایرانی و در سال 833  بر نوشته آمده است، آورده شده است. در این دیباچه، سخن از كاروانسرایی رفته است كه ناصر خسرو در آن هنگام كه در سفر دیرباز هفت‌ساله‌اش به توس می‌رسد، آن را می‌بیند و از چگونگی پی‌افكند و ساختِ این كاروانسرا می‌پرسد. در پاسخ می‌گویندش كه هزینه ساخت آن سازه سترگ، از پاداشی پرداخته شده كه محمود غزنوی برای فردوسی [به خاطر سرودن شاهنامه] فرستاده بوده است. در آغاز این بخش از دیباچه كه نشانی از آن در سفرنامه ناصر خسرو نیست، چنین آمده است: «حكیم ناصر خسرو، در سفرنامه آورده است.»؛ گاه نیز گزارش سفر را سیاحت‌نامه نامیده‌اند.»


تفاوت‌های سفرنامه با سایر قالب‌های ادبی
سفرنامه یعنی گزارش‌نویسی همراه با قضاوت
كزازی به عنوان یك پژوهشگر، شاعر و سفرنامه‌نویس حرفه‌ای كه در یوركنامه نو هم شعر سروده و هم درباره ماهیت سفرنامه حرف زده، درباره تفاوت سفرنامه با سایر قالب‌های ادبی می‌گوید: «سفرنامه‌نویس چونان نویسنده و آفریننده اثر ادبی، گزارش سفر خویش را می‌بایدش نوشت؛ آنگاه، اگر نیاز افتاد، می‌تواند چونان دانشور در زمینه‌هایی كه در پیوند با این گزارش سفر یا سفرنامه می‌توانند بود، آفریده ادبی خویش را بكاود و بپژوهد و بر رسد. به همان‌سان كه چامه‌سرای [شاعر]، به هنگام سرودن، تنها سخنور است و سخندانی و گزارندگی را فرومی‌گذارد، سفرنامه‌نویس نیز نمی‌تواند، دوشادوش یكدیگر، هم نویسنده باشد و هم گزارنده؛ لیك آنچه سفرنامه‌نویسی را از چامه‌سرایی اندكی جدا می‌دارد و سفرنامه‌نویس را ناوردگاهی فراختر در پیش می‌نهد، آن است كه او می‌تواند در سفرنامه‌ای كه می‌نویسد، گزارش‌هایی دانشورانه را هم بیاورد؛ به سخنی دیگر، سفرنامه‌نویس می‌تواند در پی رخدادی كه در سفر روی داده است و گزارش آن را می‌نویسد، دید و داوری خویش را نیز در چگونگی آن رخداد، بر آن گزارش بیفزاید، بی‌آن‌كه گزند و آسیبی به بافتار نوشتار و یكنواختی و همگونی آن برسد.»
ضمیمه ویژه نامه