خطرکاهش اعتماد مردم به مسؤولان

خطرکاهش اعتماد مردم به مسؤولان


  زمانی كه بحث از دقیقه نودی بودن كسی یا كاری است، یعنی از اهمال‌كاری درباره موضوعی خاص حرف می‌زنیم.
اهمال‌كاری یكی از ویژگی‌هایی است كه در صورت تعلل به دلیل تردیدهای بسیار در برنامه‌ریزی رخ می‌دهد. این اتفاق زمانی رخ می‌دهد كه كسی نتواند برنامه‌ریزی و زمانبندی دقیقی داشته باشد، ضمن این‌كه چنین فردی نمی‌تواند دغدغه‌هایش را به ترتیب اهمیت، اولویت‌بندی كند.
مشكل اینجاست كه وقتی در جامعه‌ای، حقوق شهروندی اهمیت ندارد، مدیریت در سطوح بالا ضعیف است و همه‌چیز باری به هر جهت است، طبیعتا مردم هم اهمیتی برای این برنامه‌ریزی‌ها قائل نمی‌شوند و در چنین مواقعی، اهمال رخ می‌دهد. در واقع افراد می‌گویند وقتی كسی برای ارزش‌های ما اهمیتی قائل نمی‌شود، من به عنوان شهروند چرا باید به چنین سیستمی اهمیت بدهم و چرا باید به یك برنامه جدید اعتماد كنم؟ موضوع ناراحت‌كننده این است كه اعتماد در چنین شرایطی از بین رفته است. آدم‌ها خیلی امیدی به نتیجه خوب ندارند و طبیعی است كه برای انجام دادن كاری كه امیدی برای آن وجود ندارد، در روزهای اول پیشقدم نباشند و آن را به آخرین روزها و ساعات موكول كنند. چنین مشكلی راهكاری طولانی‌مدت دارد. همه می‌دانیم كه اعتماد در طول زمان، به صورت ذره ذره و با برنامه‌ریزی‌های دقیق به دست می‎‌آید و وقتی كه از بین برود، بازسازی‌اش بسیار سخت و پیچیده خواهد بود. در چنین شرایطی، همه‌چیز باید از نو ساخته شود و این اتفاق، مستلزم كفایت در مدیریت است. آن‌وقت این فرد به قول ما دقیقه‌نود و اهمال‌كار، به خاطر اعتمادی كه به سیستم پیش‌رویش دارد، دیگر روند گذشته را ادامه نخواهد داد. می‌دانید درست شبیه چه است؟ شبیه به پدر و مادری كه با همدیگر هماهنگی ندارند اما انتظار كارهای درست و منظم و دقیق از فرزندشان دارند؛ انتظاری نادرست و نابه‌جا. اینجا هم ماجرا همین است.
مردمی كه اقدام‌های مسؤولان‌شان نتایج مثبت نبینند، مشخص است كه خودشان هم دل و دماغی برای یك فعالیت از سوی همان مسؤولان ندارند و كار با سرعت و نتیجه خوب، پیش نمی‌رود. به نظر می‌رسد این موضوع كه مردم اكثر مسؤولیت‌های اجتماعی‌شان را به دقیقه نود موكول می‌كنند، ناشی از کاهش انگیزه و امید به زندگی است؛ شاید اگر كوچك‌ترین امیدی به بهبود اوضاع داشته باشند، خیلی زود آن را انجام ‌
دهند.
به نظر من، خیلی از آدم‌ها نسبت به چنین طرح‌هایی، دل خوشی ندارند و همین سابقه ذهنی، باعث می‌شود این طرح و طرح‌های بعدی هم با همین روال مواجه شود و با آدم‌هایی روبه‌رو باشیم كه برای هیچ‌كدام از تغییرات جدید، پا پیش نمی‌گذارند.