اتفاق تازهای بهنام «بانوان طلبه داستاننویس»
صدایی كه شنیده نشد!
حسام آبنوس / دبیر قفسه
اینجا قفسه است، در این ضمیمه كه حالا یك سال از انتشار آن میگذرد به داستانها و كتابها میپردازیم و طی این یك سال كتابهای بسیاری را از نویسندگان ایرانی و خارجی معرفی كردهایم.
حالا یكی از نویسندگان ضمیمه قفسه یك داستان در یك مجموعه داستان گروهی منتشر كرده است. خانم منصوره رضایی كه در همین شماره هم مطلبی برایمان آماده كرده؛ از او داستان كوتاهی در مجموعه داستان زنان طلبه منتشر شده و گفتیم این بهانهای باشد تا هم كتاب را معرفی كنیم و هم اعلام كنیم كسانی كه در این ضمیمه مطلب مینویسند و مشغول فعالیت هستند تا كتابها را برای خوانندگان عزیز معرفی كنند، خیلی كارشان درست است.
مجموعه داستان گروهی كه از نویسندههای مختلف داستانی در آن منتشر شده تا خواننده را با روایتی زنانه از داستاننویسان طلبه خانم آشنا كند. زنان همواره در داستاننویسی مورد توجه بودهاند و بسیاری بر زنانهنویسی و تمایزهای آن با روایتهای مردانه تاکید کردهاند ولی آنچه میتواند داستان یک نویسنده زن را از یک نویسنده مرد متمایز کند و به آن بُعد بدهد زاویه دیدی است که یک نویسنده زن میتواند به موضوع داشته باشد. زاویهای که بهخاطر تجارب زیسته زنان در جامعه میتواند سبب شود نگاه آنها در روایت داستانی را ممتاز و خواندنی کند.
حالا مجموعه داستانی از زنان نویسنده که طلبه بودن آنها، کتابشان را از دیگر نویسندگان زن متمایز کرده، منتشر شده است؛ اتفاقی که میتواند محل بحث و توجه باشد. البته نباید فراموش کرد کتابهای مستقل نویسندگان زن طلبه پیش از این نیز منتشر شده اما به نظر میرسد حالا اتفاقاتی را در عرصه داستاننویسی زنان طلبه شاهد هستیم که خبر از روزهایی میدهد که باید منتظر شنیدن صداهای جدیتر از نویسندگان زن باشیم. هرچند عنوانی كه برای این مجموعه انتخاب شده با مقداری كجسلیقگی همراه است، ولی در مجموع یك اتفاق خوب است كه میخواهد این صدا را به گوش مخاطبان داستان ایرانی برساند. این مجموعه و انتشار آن این پیام را با خود حمل میکند که این طیف از داستاننویسان را نهتنها باید جدی گرفت، بلكه حالا نمیتوان آنها را نادیده گرفت.
مهدی كفاش به عنوان یك داستاننویس در مراسم رونمایی این كتاب نكاتی را مطرح كرده بود. او معتقد است: «رشدی همراه با زمانه و حتی پرشتابتر در میان زنان نویسنده اهلقم اتفاق افتاده است. فكر میكنم به زودی پرچم داران مكتب قم، زنان خواهند بود؛ چرا كه بسیار میخوانند و دقیق و با تامل مینویسند.» این همان نكتهای است كه ما هم بالاتر به آن اشاره كردیم و این نوید را با خود دارد كه طی سالهای پیش رو بیشتر از زنان داستاننویس خواهیم شنید. افرادی که شاید فراغت بیشتری نسبت به مردان داستاننویس داشته باشند و از این حیث بتوانند تعمق جدیتری در فضای داستان داشته باشند. حتی میتوان انتظار داشت كه نویسندگان زن میاندار یك جریان ادبی باشند و صدای تازهای در فضای تكصدایی داستاننویسی ایرانی شوند. فضایی که تا پیش از گروه محدودی آن را نمایندگی میکردند ولی حالا داستاننویسان زن طلبه با ویژگیهای خود وارد این فضا شدهاند تا حرفهای خود را بزنند.
نكته دیگری كه درباره این مجموعه داستان باید مورد اشاره قرار بگیرد، این است كه داستانهای این نویسندگان دارای بافت خاص خود است یا حداقل چنین انتظاری میرود که دارای این بافت خاص و متفاوت باشند؛ یعنی آنها از دنیای زنان طلبه برای خواننده سخن گفتهاند. زنانی كه كمتر فرصت حضور برایشان فراهم شده و بهواسطه این داستانها میتوانیم وارد ابعاد شخصیتر زندگی زنان داستاننویس طلبه شویم.
نویسندگان این مجموعه احتمالا هركدام از زاویه خود (به عنوان یك خانم طلبه) جهان را روایت كردهاند و از این حیث باید گفت كه این داستانها با داستانهای دیگری كه خواندهایم تفاوتهای قابل توجهی خواهند داشت زیرا نویسندگان آنها با جهانبینی متفاوتی از دیگر زنان نویسنده ،به دلیل زیست کردن در اتمسفری متمایز از سایرین، دست به قلم شدهاند و قصه نوشتهاند.
حالا یكی از نویسندگان ضمیمه قفسه یك داستان در یك مجموعه داستان گروهی منتشر كرده است. خانم منصوره رضایی كه در همین شماره هم مطلبی برایمان آماده كرده؛ از او داستان كوتاهی در مجموعه داستان زنان طلبه منتشر شده و گفتیم این بهانهای باشد تا هم كتاب را معرفی كنیم و هم اعلام كنیم كسانی كه در این ضمیمه مطلب مینویسند و مشغول فعالیت هستند تا كتابها را برای خوانندگان عزیز معرفی كنند، خیلی كارشان درست است.
مجموعه داستان گروهی كه از نویسندههای مختلف داستانی در آن منتشر شده تا خواننده را با روایتی زنانه از داستاننویسان طلبه خانم آشنا كند. زنان همواره در داستاننویسی مورد توجه بودهاند و بسیاری بر زنانهنویسی و تمایزهای آن با روایتهای مردانه تاکید کردهاند ولی آنچه میتواند داستان یک نویسنده زن را از یک نویسنده مرد متمایز کند و به آن بُعد بدهد زاویه دیدی است که یک نویسنده زن میتواند به موضوع داشته باشد. زاویهای که بهخاطر تجارب زیسته زنان در جامعه میتواند سبب شود نگاه آنها در روایت داستانی را ممتاز و خواندنی کند.
حالا مجموعه داستانی از زنان نویسنده که طلبه بودن آنها، کتابشان را از دیگر نویسندگان زن متمایز کرده، منتشر شده است؛ اتفاقی که میتواند محل بحث و توجه باشد. البته نباید فراموش کرد کتابهای مستقل نویسندگان زن طلبه پیش از این نیز منتشر شده اما به نظر میرسد حالا اتفاقاتی را در عرصه داستاننویسی زنان طلبه شاهد هستیم که خبر از روزهایی میدهد که باید منتظر شنیدن صداهای جدیتر از نویسندگان زن باشیم. هرچند عنوانی كه برای این مجموعه انتخاب شده با مقداری كجسلیقگی همراه است، ولی در مجموع یك اتفاق خوب است كه میخواهد این صدا را به گوش مخاطبان داستان ایرانی برساند. این مجموعه و انتشار آن این پیام را با خود حمل میکند که این طیف از داستاننویسان را نهتنها باید جدی گرفت، بلكه حالا نمیتوان آنها را نادیده گرفت.
مهدی كفاش به عنوان یك داستاننویس در مراسم رونمایی این كتاب نكاتی را مطرح كرده بود. او معتقد است: «رشدی همراه با زمانه و حتی پرشتابتر در میان زنان نویسنده اهلقم اتفاق افتاده است. فكر میكنم به زودی پرچم داران مكتب قم، زنان خواهند بود؛ چرا كه بسیار میخوانند و دقیق و با تامل مینویسند.» این همان نكتهای است كه ما هم بالاتر به آن اشاره كردیم و این نوید را با خود دارد كه طی سالهای پیش رو بیشتر از زنان داستاننویس خواهیم شنید. افرادی که شاید فراغت بیشتری نسبت به مردان داستاننویس داشته باشند و از این حیث بتوانند تعمق جدیتری در فضای داستان داشته باشند. حتی میتوان انتظار داشت كه نویسندگان زن میاندار یك جریان ادبی باشند و صدای تازهای در فضای تكصدایی داستاننویسی ایرانی شوند. فضایی که تا پیش از گروه محدودی آن را نمایندگی میکردند ولی حالا داستاننویسان زن طلبه با ویژگیهای خود وارد این فضا شدهاند تا حرفهای خود را بزنند.
نكته دیگری كه درباره این مجموعه داستان باید مورد اشاره قرار بگیرد، این است كه داستانهای این نویسندگان دارای بافت خاص خود است یا حداقل چنین انتظاری میرود که دارای این بافت خاص و متفاوت باشند؛ یعنی آنها از دنیای زنان طلبه برای خواننده سخن گفتهاند. زنانی كه كمتر فرصت حضور برایشان فراهم شده و بهواسطه این داستانها میتوانیم وارد ابعاد شخصیتر زندگی زنان داستاننویس طلبه شویم.
نویسندگان این مجموعه احتمالا هركدام از زاویه خود (به عنوان یك خانم طلبه) جهان را روایت كردهاند و از این حیث باید گفت كه این داستانها با داستانهای دیگری كه خواندهایم تفاوتهای قابل توجهی خواهند داشت زیرا نویسندگان آنها با جهانبینی متفاوتی از دیگر زنان نویسنده ،به دلیل زیست کردن در اتمسفری متمایز از سایرین، دست به قلم شدهاند و قصه نوشتهاند.




