مروری بر رمان «دقیقا نیمه شب»
رمز مشترك 2 كودتا
حجم زیاد و كاغذ بالك آن در نگاه اول منصرفتان خواهد كرد. 507 صفحه ناقابل! از طرفی درهم تنیدگی عنوان كتاب و درخت در طراحی جلد آن، برای مدتی خیره نگهتان میدارد. سوره مهر است دیگر! در عین سادگی، پیچیدگیهایی هم دارد. حسینعلی جعفری در آخرین اثر خود به ماجرای فتنه سال 88 پرداخته است. او كه پیشتر در آثار خود همسو بودنش با جبهه انقلاب اسلامی را به رخ كشیده است، در این كتاب بیطرفانه از فتنه میگوید. دانای كلی كه روایت را به تصویر میكشد، دارای بیانی روان و خارج از اغراق است كه این همراهی مخاطبان را تضمین خواهد كرد. وجه تسمیه این كتاب با عنوان «دقیقا نیمه شب» و تحقیقات اتفاقی شخصیت داستان درباره كودتای 28 مرداد و شباهت رمز این دو عملیات به هم، عمدی بوده و خواسته نویسنده است!
دقیقا نیمه شب با این جمله آغاز میشود: «میخواهم خودكشی كنم. كمك میكنی؟» این پیامك آغازكننده تمام اتفاقات این رمان است. زاویه دید راوی، محدود به صادققندریز است و اتفاقات داستان را با این دید محدود بیان میكند.
صادق كه شخصیت اول داستان است، سالها پیش همسرش، نگار را در سانحهای از دست داده و به تنهایی زندگی میكند تا شبی كه پیامك برایش ارسال میشود. ابتدا آن را جدی نمیگیرد تا اینكه تكرار پیامها و شكل گرفتن احساسات بین طرفین، او را برای ورود به یك بازی تحریك كرده و لیلی را وارد ماجرا میكند.
این وقایع با برگزاری مناظرات انتخابات ریاستجمهوری سال 88 مصادف شده و محل قرار این دو نفر از كافهها به ستادهای انتخاباتی تغییر كرده است. صادق با اسم مستعار وحید و عسل با اسم مستعار لیلی جزو مهرههای اصلی این بازی هستند و سرسختانه با جنبش سبزیها همراهی میكنند و همانند دیگر مردم عادی غرق در شعارها و لطیفهها و مهمانیها شدهاند تا اینكه آتوسا وارد داستان عاشقانه این دو میشود و صادق را برای كار دعوت میكند.
نویسنده با وصف جزئیات وقایع، سعی در همراه كردن مخاطب خود دارد و جای خرسندی است كه در اكثر قسمتها هم موفق بوده، اما در برخی موارد اطناب متن، خواننده را كلافه میكند. پرداخت به شخصیتها و همچنین صحنه، به خوبی صورت گرفته است. صحت این امر زمانی مشخص میشود كه شما با ذهنی خالی از حوادث آن دوران كتاب را در دست گرفته و به مطالعه بپردازید، آن وقت است كه هرم آتشها و صدای تظاهر كنندگان را درك خواهید كرد.
مسالهای كه در آن دوره مورد توجه عوام بود، عكسالعمل و رفتار چهرههای مطرح و بهنام كشور بود. در بخشی از كتاب میخوانیم: «صادق میگردد دنبال هاشمی كه همیشه او را عاقلتر دانسته است؛ حتی در اینجور وقتها. سایتها نوشتهاند كه هاشمی بعد از انداختن رای خودش در حسینیه جماران گفت: انتخابات این دوره را از هر دوره حساستر میدانم. فیلمشان هم هست و دانلود میكند. زن هاشمی را نشان میدهد كه خیلی ناراحت است: اگه تقلب نشه، مطمئنم موسوی رای میاره و پیرزن ادامه میدهد: اگه تقلب شد، مردم بریزن تو خیابونا.» این قسم رفتارها علاوه بر تحریك و ذهنیت سازی، عواقبی داشت كه قابل پیشبینی نبود. آقای جعفری با پرداخت دقیق، موشكافانه و بیطرف به این وقایع، ذهنیت مخاطب را اصلاح كرده و مو را از ماست بیرون كشیده است.
حمایتهای BBC وCNN و انتشار خبرهای كذب و فیلمهای ساختگی، آتش مردم را شعلهورتر كرده است. وجودنفوذیها و فتنهگران تشخیص سره از ناسره را دشوار كرده و مردم حیران ماندهاند بین حقیقت و واقعیت!
شخصیت اصلی كه در بطن تمام این وقایع قرار دارد به عنوان ابزار و عكاس درحال جمع آوری اطلاعات و ارسال و انتشار آنهاست. او كه جانبدارانه از سران جنبش سبز حمایت میكند در میانه راه، از هجمه اتفاقاتی همچون آتش زدن سطل زبالهها، راهپیمایی سكوت، متلاشی كردن عابر بانكها و... حیران شده و شك به سان خوره به جانش میافتد. از طرفی آتوسا كه نقش مستقیم در تحریك صادق برای انتشار مطالب دارد، از خلأ عاطفی او سوء استفاده كرده و پیشنهاد ازدواج به او میدهد و او را وارد بازی به عنوان مهره معاندان میكند.
به تمام اینها ادعای دروغین محسن مخملباف درباره نامهای جعلی خطاب به رهبر انقلاب را اضافه کنید که مثلا میخواست نشان دهد «تقلب» طبق دستور رهبری انجام شده: بنا به ابراز نگرانی حضرت عالی مبنی بر نتیجه انتخابات دهمین دوره ریاستجمهوری و صلاح دید شخص شما برای بقای جناب آقای دكتر محمود احمدینژاد بر سمت ریاستجمهوری در این برهه حساس زمانی، لذا كلیه امور به گونهای برنامه ریزی شد كه نتیجه اعلام شده آنگونه كه به صلاح نظام و انقلاب باشد به اطلاع عموم برسد...» نامهای بدون رونوشت! از یك منبع آگاه نامعلوم! با سربرگ وزارت كشور! اعداد اعلام شده در نامه همگی غلط! تو خود حدیث مفصل بخوان ازین مجمل...
نگار، همسر مرحوم صادق، در سیر داستان حضور دارد و نقش متذكر و انذار دهنده را برای صادق ایفا میكند. در بسیاری از موقعیتها در خواب و بیداری به كمك صادق آمده و تلنگرهایی به او میزند. كلیت ماجرای كتاب مستند است بهجز برخی قسمتها كه برای اثربخشی به كلیت داستان، خلق شدهاند.
حضور رهبر انقلاب در نماز جمعه بعد از انتخابات، تلنگری جدی برای صادق بود. او ریز به ریز به سخنان «آقا» گوش كرد و تا حدودی توانست حقیقت را از واقعیت تشخیص دهد. تكتك جملات را بلعید و طبیعتا آنچه از دل برآید لاجرم بر دل نشیند.
مرگ ساختگی ندا آقا سلطان، حصر خانگی سران فتنه، آتش زدن مساجد، مجروحیت یارعلی و... همگی دست به دست هم دادند تا صادق متحول شود. تقدس مردهها هم در این آشوبها میشود دستاویز جدید برای عوام فریبی!
«یارعلی بیجنگر... اعتقاد دارد كه ندا هم مثل علی یك قربانی است. اگرچه خودش اسم جنبش را میگذارد جنبش جلبكها اما سفت و سخت معتقد است كه همه اینها بازی خوردهاند. میگوید كه فقط بیریشهها هستند كه بازی میخورند. میگوید حتی موسوی و كروبی هم بازی خوردهاند...»
قلم شیوا و ریتم روان از نقاط قوت كتاب است كه بر اشتیاق خواننده میافزاید. با توجه به اینكه این اثر یك روایت داستانی مستند است اوج و فرود آن بهخوبی طراحی شده و مخاطب را خسته نمیكند.
آغاز چالشبرانگیز و ترغیبكننده را هم به فهرست امتیازات كتاب بیفزایید و در كنار همه اینها تعلیقات بجا و نقطهزنیهای اثرگذار را فراموش نكنید.
حسینعلی جعفری در وصف كتابش اینطور بیان میكند: دقیقا نیمه شب را میتوان به آبی كه گنجشك برای فرو نشاندن آتش نمرودیان برای حضرت ابراهیم(ع) میریزد، تشبیه كرد. وقایع این كتاب مستند، اما با چاشنی تخیل همراه است.
امید است كه پس از این هم مجددا شاهد انتخاب این قسم اتفاقات به عنوان سوژه داستانی باشیم.
صادق كه شخصیت اول داستان است، سالها پیش همسرش، نگار را در سانحهای از دست داده و به تنهایی زندگی میكند تا شبی كه پیامك برایش ارسال میشود. ابتدا آن را جدی نمیگیرد تا اینكه تكرار پیامها و شكل گرفتن احساسات بین طرفین، او را برای ورود به یك بازی تحریك كرده و لیلی را وارد ماجرا میكند.
این وقایع با برگزاری مناظرات انتخابات ریاستجمهوری سال 88 مصادف شده و محل قرار این دو نفر از كافهها به ستادهای انتخاباتی تغییر كرده است. صادق با اسم مستعار وحید و عسل با اسم مستعار لیلی جزو مهرههای اصلی این بازی هستند و سرسختانه با جنبش سبزیها همراهی میكنند و همانند دیگر مردم عادی غرق در شعارها و لطیفهها و مهمانیها شدهاند تا اینكه آتوسا وارد داستان عاشقانه این دو میشود و صادق را برای كار دعوت میكند.
نویسنده با وصف جزئیات وقایع، سعی در همراه كردن مخاطب خود دارد و جای خرسندی است كه در اكثر قسمتها هم موفق بوده، اما در برخی موارد اطناب متن، خواننده را كلافه میكند. پرداخت به شخصیتها و همچنین صحنه، به خوبی صورت گرفته است. صحت این امر زمانی مشخص میشود كه شما با ذهنی خالی از حوادث آن دوران كتاب را در دست گرفته و به مطالعه بپردازید، آن وقت است كه هرم آتشها و صدای تظاهر كنندگان را درك خواهید كرد.
مسالهای كه در آن دوره مورد توجه عوام بود، عكسالعمل و رفتار چهرههای مطرح و بهنام كشور بود. در بخشی از كتاب میخوانیم: «صادق میگردد دنبال هاشمی كه همیشه او را عاقلتر دانسته است؛ حتی در اینجور وقتها. سایتها نوشتهاند كه هاشمی بعد از انداختن رای خودش در حسینیه جماران گفت: انتخابات این دوره را از هر دوره حساستر میدانم. فیلمشان هم هست و دانلود میكند. زن هاشمی را نشان میدهد كه خیلی ناراحت است: اگه تقلب نشه، مطمئنم موسوی رای میاره و پیرزن ادامه میدهد: اگه تقلب شد، مردم بریزن تو خیابونا.» این قسم رفتارها علاوه بر تحریك و ذهنیت سازی، عواقبی داشت كه قابل پیشبینی نبود. آقای جعفری با پرداخت دقیق، موشكافانه و بیطرف به این وقایع، ذهنیت مخاطب را اصلاح كرده و مو را از ماست بیرون كشیده است.
حمایتهای BBC وCNN و انتشار خبرهای كذب و فیلمهای ساختگی، آتش مردم را شعلهورتر كرده است. وجودنفوذیها و فتنهگران تشخیص سره از ناسره را دشوار كرده و مردم حیران ماندهاند بین حقیقت و واقعیت!
شخصیت اصلی كه در بطن تمام این وقایع قرار دارد به عنوان ابزار و عكاس درحال جمع آوری اطلاعات و ارسال و انتشار آنهاست. او كه جانبدارانه از سران جنبش سبز حمایت میكند در میانه راه، از هجمه اتفاقاتی همچون آتش زدن سطل زبالهها، راهپیمایی سكوت، متلاشی كردن عابر بانكها و... حیران شده و شك به سان خوره به جانش میافتد. از طرفی آتوسا كه نقش مستقیم در تحریك صادق برای انتشار مطالب دارد، از خلأ عاطفی او سوء استفاده كرده و پیشنهاد ازدواج به او میدهد و او را وارد بازی به عنوان مهره معاندان میكند.
به تمام اینها ادعای دروغین محسن مخملباف درباره نامهای جعلی خطاب به رهبر انقلاب را اضافه کنید که مثلا میخواست نشان دهد «تقلب» طبق دستور رهبری انجام شده: بنا به ابراز نگرانی حضرت عالی مبنی بر نتیجه انتخابات دهمین دوره ریاستجمهوری و صلاح دید شخص شما برای بقای جناب آقای دكتر محمود احمدینژاد بر سمت ریاستجمهوری در این برهه حساس زمانی، لذا كلیه امور به گونهای برنامه ریزی شد كه نتیجه اعلام شده آنگونه كه به صلاح نظام و انقلاب باشد به اطلاع عموم برسد...» نامهای بدون رونوشت! از یك منبع آگاه نامعلوم! با سربرگ وزارت كشور! اعداد اعلام شده در نامه همگی غلط! تو خود حدیث مفصل بخوان ازین مجمل...
نگار، همسر مرحوم صادق، در سیر داستان حضور دارد و نقش متذكر و انذار دهنده را برای صادق ایفا میكند. در بسیاری از موقعیتها در خواب و بیداری به كمك صادق آمده و تلنگرهایی به او میزند. كلیت ماجرای كتاب مستند است بهجز برخی قسمتها كه برای اثربخشی به كلیت داستان، خلق شدهاند.
حضور رهبر انقلاب در نماز جمعه بعد از انتخابات، تلنگری جدی برای صادق بود. او ریز به ریز به سخنان «آقا» گوش كرد و تا حدودی توانست حقیقت را از واقعیت تشخیص دهد. تكتك جملات را بلعید و طبیعتا آنچه از دل برآید لاجرم بر دل نشیند.
مرگ ساختگی ندا آقا سلطان، حصر خانگی سران فتنه، آتش زدن مساجد، مجروحیت یارعلی و... همگی دست به دست هم دادند تا صادق متحول شود. تقدس مردهها هم در این آشوبها میشود دستاویز جدید برای عوام فریبی!
«یارعلی بیجنگر... اعتقاد دارد كه ندا هم مثل علی یك قربانی است. اگرچه خودش اسم جنبش را میگذارد جنبش جلبكها اما سفت و سخت معتقد است كه همه اینها بازی خوردهاند. میگوید كه فقط بیریشهها هستند كه بازی میخورند. میگوید حتی موسوی و كروبی هم بازی خوردهاند...»
قلم شیوا و ریتم روان از نقاط قوت كتاب است كه بر اشتیاق خواننده میافزاید. با توجه به اینكه این اثر یك روایت داستانی مستند است اوج و فرود آن بهخوبی طراحی شده و مخاطب را خسته نمیكند.
آغاز چالشبرانگیز و ترغیبكننده را هم به فهرست امتیازات كتاب بیفزایید و در كنار همه اینها تعلیقات بجا و نقطهزنیهای اثرگذار را فراموش نكنید.
حسینعلی جعفری در وصف كتابش اینطور بیان میكند: دقیقا نیمه شب را میتوان به آبی كه گنجشك برای فرو نشاندن آتش نمرودیان برای حضرت ابراهیم(ع) میریزد، تشبیه كرد. وقایع این كتاب مستند، اما با چاشنی تخیل همراه است.
امید است كه پس از این هم مجددا شاهد انتخاب این قسم اتفاقات به عنوان سوژه داستانی باشیم.




