دیدار شورانگیز مادر و پسر پس از 20 سال دوری

دیدار شورانگیز مادر و پسر پس از 20 سال دوری

سرباز جوان وقتی پی به راز فرزندخواندگی خود برد، جست‌و‌جو برای یافتن پدر و مادرش را آغاز كرد و با كمك فرمانده انتظامی گنبدكاووس پس از 20 سال مادرش را در آغوش كشید.
به گزارش خبرنگار جام‌جم، فرید 20 بهار از زندگی‌اش گذشته بود. پدرش 12 سال پیش فوت كرده بود و با مادر در خانه‌ای در استان گلستان زندگی می‌كرد. اما در این سال‌ها نمی‌دانست آنها والدین واقعی‌اش نیستند. نامزد كرد و اوایل اردیبهشت امسال به خدمت سربازی رفت. چندی پیش از طریق هم‌خدمتی‌اش فهمید به خاطر تك‌فرزند بودنش می‌تواند معافیت بگیرد و نباید به سربازی می‌آمده. همین موضوع فكرش را مشغول كرده بود تا این كه دو هفته پیش به سازمان نظام وظیفه استان گلستان رفت و مداركش را به آنجا ارائه كرد. در آنجا به او گفتند باید روز بعد با مادرش بیاید كه همراه وی رفت. اما پاسخ را به مادر گفتند و آن دو به خانه بازگشتند. مادر در طول راه با فرید حرف نزد. وقتی به خانه رسیدند فقط گریه می‌كرد. دیگر طاقت نیاورد و سیر تا پیاز رازی را كه 18 سال در قلبش پنهان كرده و نگذاشته بود فرید از آن با خبر شود، برایش بازگو كرد.
مادر گفت: فرید جان من و شوهر فوت شده‌ام والدین واقعی تو نیستیم. از آنجا كه می‌ترسیدیم یك روز راز فرزندخواندگی‌ات فاش شود و تو ناراحت شوی، آن را پنهان نگه داشتیم. وقتی دو ساله بودی تو را از شیرخوارگاهی در شهر گرگان به فرزندخواندگی قبول كردیم.
 از آن به بعد اما فریدآرام و قرار نداشت و وقتی مادر برگه قضایی مربوط به سرپرستی را به او نشان داد، مصمم شد به دنبال مادر واقعی‌اش بگردد . مادر به او گفته بود مددكاری در آن شیرخوارگاه است كه نام و نشانی مادر واقعی او را می‌داند. فرید سراغ او رفت و فهمید وقتی او دو ماهه بوده، به خاطر مشكلات خانوادگی، مادرش او را به شیرخوارگاه تحویل داده و وقتی پس از مدتی برای بازپس گرفتن او بازگشته، متوجه می‌شود خانواده‌ای او را به سرپرستی گرفته است. فرید كه فقط یك نام و یك فامیلی در اختیار داشت برای یافتن مادر واقعی‌اش، نزد سرهنگ علی‌فر، فرمانده انتظامی شهرستان گنبدكاووس رفت و ماجرا را تعریف كرد. فرمانده به او قول داد با كمك همكارانش در بخش بازرسی نیروی انتظامی به سرپرستی سرهنگ روح‌ا... اسكندریان، خانواده‌اش را پیدا می‌كنند. آنها ابتدا برخی اسامی را كه به اسم مادر واقعی فرید نزدیك بود از طریق ثبت احوال به دست آوردند. در جریان تحقیقات معلوم شد تعدادی از آنها پیر و سالخورده و میانسال هستند یا این‌كه در شهر دیگری زندگی می‌كنند كه با مشخصات مادر واقعی سرباز جوان همخوانی ندارند. سرانجام پس از دو هفته آنها به سرنخ‌های جدیدی دست یافتند و معلوم شد زنی 37 ساله در یكی از روستاهای گنبد كاووس زندگی می‌كند كه صاحب دو پسر است و مشخصات هویتی او شباهت بسیاری به مادر واقعی فرید دارد. ماموران در تحقیقات بعدی متوجه شدند او مادرواقعی فرید است . تنها مشكلی كه وجود داشت این بود كه آنها نمی‌دانستند او با شرایط زندگی جدیدی كه دارد حاضر به پذیرفتن فرید هست یا نه ؟ این زن را چند روز پیش به ستادفرماندهی گنبد كاووس دعوت كردند. مادر فرید به ماموران گفت:به خاطر مشكلاتی كه در زندگی داشتم مجبور شدم او را به شیرخوارگاه بسپارم . بعد پشیمان شدم و سراغش رفتم اما به من گفتند او را تحویل خانواده‌ای داده‌اند. بعدهم ازدواج كردم و صاحب دو پسر شدم و همراه این دوپسرم در روستا زندگی می‌كنم. تنها آرزویم دیدار دوباره او قبل از مرگم بوده و هست.
 او وقتی از ماموران شنید پسرش در جست و جوی او بوده خیلی منقلب شد و به پهنای صورت اشك می‌ریخت . او سجده شكر به جا آورد كه به تنها خواسته اش رسیده است. سرانجام لحظه وصال رسید و مادر و پسر بعد از 20 سال دوری،در ستاد فرماندهی پلیس یكدیگر را در آغوش گرفتند.