نسخه Pdf

فرش قرمز برای قاتلان و متجاوزان

گزارش تپش از جرایم خشن مجرمان حرفه‌ای در پوشش كارگر نظافتچی

فرش قرمز برای قاتلان و متجاوزان

برای خیلی‌ها این اتفاق افتاده است. گوشی را برمی‌دارند، با شماره یك شركت خدمات نظافت تماس می‌گیرند و از آنها درخواست كارگر می‌كنند تا برای نظافت خانه به آنها كمك‌ كنند. آنها هم قبول می‌كنند. از اینجا به بعد قضیه، چند نوع اتفاق در انتظار كسی است كه با آنها تماس گرفته است. یا شماره‌ای كه با آن تماس‌گرفته‌اند، شماره تماس یك شركت معتبر و نام و نشان‌دار در زمینه نظافت است كه كارگرش می‌آید و درخواست مشتری را انجام می‌دهد و همه چیز به خیر و خوشی تمام می‌شود، یا پوشالی است و برخی افراد در قالب این شركت‌ها، دست به اقدامات تبهكارانه‌ای مانند سرقت، تجاوز یا حتی قتل می‌زنند.

لیلا حسین زاده

سرقت در پوشش كارگران قلابی
یكی از كسانی كه طعمه شركت‌های قلابی خدماتی شد، زن 70 ساله‌ای بود كه به یك كارت تبلیغاتی اعتماد كرد. ماجرا به سال 90 برمی‌گردد. 
به زمانی كه او متوجه كارت تبلیغات شركت خدماتی شد كه به حیاط خانه‌اش انداخته بودند. با این فكركه دیگر از پا افتاده و به تنهایی نمی‌تواند خانه را نظافت‌كند، كارت را برداشت تا اگر لازم شد روزی با آن شركت تماس بگیرد.
مدتی بعد، زن كهنسال با آن شماره تماس گرفت. چند دقیقه بعد، جوانی به خانه پیرزن آمد و شروع به نظافت كرد. نیم ساعت بعد جوان كارگر به پیرزن گفت برای این‌كه كارها سریع‌تر پیش برود، بهتر است برادرش هم به او ملحق شود و پیرزن هم قبول‌كرد.
زن به آشپزخانه رفت تا برای آنها چای دم كند. در همین حین، دو جوان به او گفتند كه برای انجام كاری باید از خانه خارج شوند. دو ساعت گذشته بود، اما هنوز برنگشته بودند. پیرزن به اتاقش رفت، اما متوجه شد مقداری پول و طلا و جواهراتش به سرقت رفته است. با اضطراب به كلانتری 105 سنایی مراجعه و ماجرای سرقت را تعریف كرد.
پس از تشكیل پرونده و با آغاز تحقیقات ماموران معلوم شد شركت خدماتی كه پیرزن با آن تماس گرفته، قلابی بوده و حتی ثبت هم نشده است. ماموران در تحقیقات میدانی از چند شركت خدماتی دیگر، متوجه شدند سارقان، كارگرانی هستند كه به دلیل اعتیاد از محل كار خود اخراج شده بودند. با شناسایی محل زندگی‌شان معلوم شد هر دو به شمال‌غرب كشور گریخته‌اند. با دستور نیابت قضایی، ماموران به محل اختفای متهمان رفته و هر دو را پس از دستگیری به تهران منتقل كردند. 
سارقان در بازجویی‌ها اعلام كردند بعد از اخراج از محل‌ كار، كارت تبلیغاتی چاپ می‌كردند و مردم با آنها تماس می‌گرفتند و وقتی به خانه‌شان می‌رفتند، در یك فرصت مناسب، اموال با ارزش‌شان را سرقت كرده و پا به فرار می‌گذاشتند.

قتل پیرزن  توسط نظافتچی
21 آذر 97 بود كه گزارش یك جنایت به كلانتری 144 جوادیه تهرانپارس اعلام شد. مقتول، زن 50 ساله‌ای بود كه در خانه‌اش و با اصابت گلوله به پیشانی‌اش به قتل رسیده بود. دختر مقتول در تحقیقات به ماموران آگاهی‌گفت: «چند بار با تلفن خانه و گوشی همراه مادرم تماس گرفتم، اما جواب نداد. به خانه‌اش رفتم و با جسد او رو به رو شدم كه روی زمین افتاده بود.»
ماموران آگاهی در تحقیقات خود متوجه شدند آخرین بار، كارگری برای نظافت به محل سكونت مقتول مراجعه كرده كه همزمان با وقوع قتل به تركیه گریخته بود. 15 روز بعد اما، قاتل دوباره به كشور برگشت و ماموران بالاخره امید را در شرق تهران دستگیر كردند.
قاتل كه تمام مدارك را علیه خود می‌دید، به جنایت خود اعتراف كرد و گفت: چند ماه پیش در فضای مجازی اقدام به انتشار آگهی برای كار در خانه كردم كه مقتول با من تماس گرفت. او به تنهایی زندگی كرده و هر از گاهی دخترش به او سركشی می‌كرد. هفته‌ای یك بار به خانه مقتول می‌رفتم و خانه را نظافت می‌كردم. در همین رفت و آمدها متوجه شدم طلای زیادی در خانه نگهداری می‌كند. تصمیم به سرقت گرفتم. یكی از دوستانم اسلحه‌ای برایم تهیه كرد و منتظر فرصت ماندم تا زن دوباره با من تماس بگیرد. بعد از تماس او، وقتی مقتول به اتاقش رفت، سراغش رفتم و گلوله‌ای به سرش شلیك‌كردم. بعد تمام طلاها را برداشتم و از خانه فرار كردم. با فروش طلاها، حدود70 میلیون تومان پول گیرم آمد و تصمیم گرفتم به تركیه بروم. همین كار را هم كردم، اما پس از چند روز خوشگذرانی و تمام شدن پول، مجبور شدم به تهران برگردم كه دستگیر شدم.

تجاوز كارگر جوان به زن 70 ساله
​​​​​​​این هم از آن ماجراهایی است كه نشان می‌دهد نباید به سادگی به افراد اعتماد كرد. ماجرا را از زبان پیرزن 70 ساله‌ای كه هدف تجاوز كارگر جوان قرار گرفته بود، بخوانید: «شوهرم كارمند است و بیشتر وقت‌ها در خانه نیست. 
من برای انجام كارهای خانه‌تكانی شب عید با یك شركت خدماتی كه همیشه از آنها كارگر می‌گرفتم تماس‌گرفته و چون می‌خواستم یك سری وسایل را جابه‌جا كنم، درخواست كارگر مرد كردم. پسر جوانی به خانه‌ام آمد. بعد از چند ساعت كار، فقط نظافت پنجره اتاق خواب مانده بود. اما وقتی رفتم پرده را باز كنم، حمله کرد و به زور به من تجاوز كرد. خیلی مقاومت كردم اما نتوانستم مانعش شوم. به سختی خودم را جلوی پنجره آشپزخانه رساندم و از همسایه‌ها كمك خواستم. 
پسر جوان برای این‌كه ساكتم كند، گلویم را گرفت و اگر همسایه‌ها نمی‌رسیدند، كشته می‌شدم.»
با تشكیل پرونده، كارگر نظافتچی دستگیر و به اتهام اقدام به قتل، ضرب و جرح و تجاوز به عنف روانه زندان شد.  اما پس از محاكمه در دادگاه از اتهام شروع به قتل تبرئه و در دادگاه كیفری 2، برای اتهام ضرب و جرح به پرداخت دیه محكوم شد. وكیل پیرزن به حكم اعتراض كرد و گفت: «موكل من در حالی مورد تعرض قرار گرفته كه او، جای مادر این جوان است و موكلم تقاضای اعدام دارد.»
در حال حاضر قضات برای تصمیم گیری درباره این پرونده وارد شور شدند.
ضمیمه ویژه نامه