انقلابیگری بیخ گوش شاه!

گفت‌وگو با حاج محمد جشنی ، یکی از انقلابیون معروف شمیران درباره خاطرات انقلاب

انقلابیگری بیخ گوش شاه!

 بهمن سال 1326 در جماران به دنیا آمده و از نوجوانی با تفكر انقلابی آشنا شده و از سال‌ 42 كه مبارزه با رژیم پهلوی شكل جدی‌تری به خود می‌گیرد، با تفكر انقلابی‌گری آشنا می‌شود.حاج محمد جشنی یكی از جوان‌های اهل شمیران است كه روزهای انقلاب و پیروزی آن را دیده اما سال‌هاست به دور از جار و جنجال‌های سیاسی،در تپه بیرق الحسین (ع) لواسان و در كنار شهدا تلاش می‌‌كند، فرهنگ شهادت را در جامعه زنده نگه‌دارد، به نظر حاج‌آقا جشنی، اگر انقلاب در جاهایی از آرمان‌‌های خود دور شده به دلیل دور‌شدن ما و مسؤولان از فرهنگ شهادت است.
ترویج فرهنگ شهادت
آقای جشنی كه 72 ساله است، اولین فرزندش كه حسن نام داشته یكی از شهدای جنگ است.حسن‌آقا متولد سال 51، 13 ساله‌ بوده كه به اصرار و با تمایل قلبی خودش به جبهه می‌رود و سال 67 وقتی 16 ساله بوده در پاسگاه زید شهید می‌شود. پدرش می‌گوید: فضای آن زمان، همه را برای شهادت آماده می‌كرد. در و دیوار پر بود از عكس شهدا و سخن آنها. شهدا را از جبهه می‌آورند و همه برای تشییع‌ پیكر آنها می‌رفتند. همه اینها باعث می‌شد، ذهن‌ها و دل‌ها، شهادت‌طلب باشد برای همین جامعه رو به تعالی بود.
به آقای جشنی می‌گویم: چه شد كه از فضای سیاسی دور شدید و روی فرهنگ شهدا متمركز کردید؟
می‌گوید: از سیاست دور نشده‌ام. به باورم مهم‌ترین فعالیت سیاسی كه این روزها می‌توان انجام داد، ترویج فرهنگ شهادت است.باید برای مردم بگوییم كه اگر می‌خواهیم نهضت امام‌خمینی(ره) به رهبری آیت‌ا... خامنه‌ای زنده بماند، باید فرهنگ شهادت را ترویج كنیم، به قول امام تنها راه مقابله با دشمن همین است.
شروع مبارزه از محله امام
حاج‌آقا جشنی درباره روحیه ‌انقلابی‌گری و این كه چطور شد به جمع معترضان به رژیم پهلوی پیوست، می‌گوید: ما در جماران زندگی می‌كردیم. آن زمان این منطقه و كلا شمیران، بافت روستایی داشت. مردم در خانه‌‌هایشان گاو و گوسفند نگه‌ می‌داشتند و ما شیر و پنیرمان را از در خانه دامدارها می‌گرفتیم. بیشتر مردم باغدار بودند و كشاورزی می‌كردند. در شمیران آن سال‌ها روحانیون خیلی خوبی زندگی‌ می‌كردند كه صاحب منبر بودند و سبك زندگی، گفتار و رفتارشان تاثیر زیادی بر مردم داشت. مرحوم آیت‌ا... حاج سید حسن هاشمی‌علیا، معروف به امام جمارانی بزرگ تاثیر زیادی بر تفكر مردم داشت.در ماه محرم و صفر و شب‌های قدر، منبرهای تاثیرگذاری برگزار و مردم را نسبت به شرایط جامعه آگاه می‌كردند. بعد از فوت ایشان، پسرشان حاج سید مهدی امام‌جمارانی راه پدر را ادامه دادند. شخصیت‌های انقلابی مانند شهید محلاتی و شهید شاه آبادی را برای سخنرانی دعوت می‌كردند همه اینها باعث شد ما از همان نوجوانی شرایط را درك كنیم و متوجه شویم كه باید با رژیم پهلوی مبارزه كنیم.
بالا شهری‌ها پای کار انقلاب
آقای جشنی در مرور خاطراتش می‌گوید: شرایط حضور مردم شمیران در راهپیمایی‌ها، سخت‌تر از بقیه مردم بود. آنها باید از محلات مختلف جمع می‌شدند در میدان قدس فعلی بعد از آنجا مسیر خیابان شریعتی را می‌رفتیم تا می‌رسیدیم به پیچ شمیران و از آنجا می‌رفتیم به سمت میدان آزادی. تقریبا پنج ساعت طول می‌كشید تا به میدان انقلاب یا آزادی برسیم كه محل اصلی تجمعات بود. مردم شمیران بیشتر از مردم مناطق دیگر متوجه اختلاف طبقاتی آن زمان و ولنگاری درباری‌ها می‌شدند. بیشتر آنها به دلیل واقع شدن كاخ نیاوران و سعدآباد به شمیران آمده بودند و در آن مناطق خانه خریده بودند و به شمیران و تجریش رفت و آمد می‌كردند.مثلا اردشیر زاهدی ویلایی در این منطقه داشت كه مركز فسق و فجور بود و مردم با چشم خود می‌دیدند كه شب‌ها تا صبح در این ویلا بزن و بكوب داشتند و عیاشی می‌كردند. اینها باعث شد كه مردم شمیران، همراه انقلابیون شوند و تلاش كنند كه انقلاب اسلامی به پیروزی برسد.
حاج‌آقا جشنی می‌گوید: زمانی كه انقلاب به پیروزی رسید ما در حسینیه پایین جماران جمع شدیم و كمیته انقلاب را راه‌اندازی كردیم. بخشی از كار ما حفاظت از اموال كسانی بود كه خانه‌ها و ویلاهایشان را ترك كرده و از ایران رفته بودند. بچه‌های كمیته در این خانه‌‌ها مستقر شده بودند و اجازه نمی‌دادند از آنها سرقت شود. بعدها وسیله‌های با ارزش آنها را آوردیم و در حسینیه انبار كردیم و بعد تحویل بنیاد مستضعفان و جانبازان دادیم. بچه‌های كمیته آنقدر حلال و حرام سرشان می‌شد كه حتی از چایی و قندی كه در این خانه‌ها بود، نمی‌خوردند. بعدها چند نفری كه تخلفاتی انجام داده بودند را هم دستگیر كردیم و تحویل مقامات دادیم.
دنیا دوستی، راه ورود به خطاها
آقای جشنی می‌گوید: انقلاب اسلامی را روحانیون متعهد و مومن به پیروزی رساندند كه متاسفانه الان تعداد آنها كم شده است.امام خمینی به عنوان رهبر انقلاب یكی از تاثیرگذارترین شخصیت‌های تاریخ است. ایشان ساده‌زیست بود و به همه مسؤولان آن زمان توصیه می‌كرد كه نكند مانند شاه و درباریان به فكر كاخ‌نشینی بیفتند. مدام تذكر می‌دادند. یادم هست زمانی كه برخی از مسؤولان آن زمان ماشین‌های مصادره‌‌شده را سوار می‌شدند، به آنها گفت: «آقایان مراقبت كنید و پیكان سوار شوید». هر چند برخی از آنها پیكان سوار شدند اما آن بنزها را دادند اعضای خانواده‌شان استفاده ‌كنند! دنیادوستی و درگیر تجملات شدن، تنها خطایی است كه انقلاب را به بیراهه می‌برد و همین خطا برخی از انقلابیون را از بدنه انقلاب جدا كرد.به زندگی رهبر انقلاب نگاه كنید، ایشان امام‌جمعه تهران، عضو شورای انقلاب، رئیس‌جمهور و رهبر بوده‌اند اما در همه این‌ سال‌ها هرگز ساده‌زیستی را رها نكرده‌اند. اگر ایشان الگوی ما و مسؤولان باشند اركان و آرمان‌های انقلاب هم سرجای خودش می‌ماند. اما با همه اینها ما به این كلام «آقا» باور داریم كه هرگاه به ایشان می‌گویند: انقلاب ریزش كرده، ایشان می‌گویند: انقلاب رویش هم دارد.
اگر فرهنگ شهادت را ترویج كنیم و سبك زندگی شهدا را به مردم یادآوری كنیم، شاهد رویش انقلاب هم خواهیم بود.