شاهتوت طلایی یا خرمالوی نقرهای؟
آخرین روز جشنواره فیلم فجر است، فردا سیمرغها مینشینند روی شانه صاحبانشان و میروند. ما هم راستش حسابی خوشحالیم. گروه دوباره دور هم جمع میشود. حالا ناراحتیای هم داریم كه قابل عرض نیست، چه بگوییم دیگر... این دنیا همیشه همینطور است و خواهد بود. فقط خاطرهها میمانند و لحظههای خوب و خوش.... یك چیز دیگر هم میماند. امید. همیشه فرداها همینطوری آمدهاند دیگر. حالا از اینها بگذریم، هر چند كه تكرار عبارت بگذریم ساده است و گذشتن بسیار سخت.
راستی صابر محمدی دیروز آمد. باورتان میشود؟ بعد از كلی روز سرماخوردگی و بیماری، باز هم با سرماخوردگی و بیماری آمد و كل روز را سرفه كرد. از شما چه پنهان هر چند همكارمان حالش خوب نبود اما همه از دیدنش خوشحال شدیم. حالا این یكی دو روز را هم استراحت میكند و حالش بهتر میشود دیگر. چه معنی دارد آدم مریض شود و همكارهایش را تنها بگذارد!
اول برایتان بگوییم كه دیروز تقریظ رهبری بر كتاب آن مرد با باران میآید نوشته وجیهه سامانی در مراسمی منتشر شد و آذر مهاجر از این رویداد برایتان گزارشی جذاب و خواندنی نوشته كه میتوانید در همین صفحه 9 بخوانیدش.
و اما بعد برویم سراغ صفحههای جشنوارهایمان. در این ایام جشنواره سعی كردیم برایتان صفحات خفنی ببندیم و خلاصه روزهای طلایی را رقم بزنیم، حالا شاهتوت طلایی را اگر به خودمان ندهیم، دیگر خرمالوی نقرهای كه سهم ماست. اگر میدانید این عبارات چه ماجرایی دارد كه باید بگوییم دوستتان داریم زیاد، چون در این روزها صفحات ما را دنبال میكرده اید، اگر نمیدانید هم ارجاعتان میدهیم به صفحات 10 و 11 تا خودتان از نزدیك با این مقولات مهم آشنا شوید.
علی رستگار هر روز به عوامل فیلمها برای كیفیت بازیشان چنین جوایزی اهدا میكرد و حالا ما هم این فرصت را به شما میدهیم كه تصمیم بگیرید ما شاهتوت طلایی را داشته باشیم یا خرمالوی نقرهای را. گفتیم علی رستگار همین جا برایتان تعریف كنیم از گفتوگوی جذاب و خواندنیاش با محمد عسگری دستیار كارگردان مجید مجیدی كه در سه فیلم آخرش یعنی محمد رسولا...، آنسوی آبرها و همین خورشید او را همراهی كرده است. كنارش هم ساناز قنبری حرف زده با مجید نوروزبیگی تهیهكننده فیلم سینمایی خون شد اثر مسعود كیمیایی.
در صفحه بعدش یعنی 12 هم صابر محمدی برایتان نوشته از عملكرد شهاب حسینی بازیگر سینما كه مواضع اخیرش مبنی بر تحریم نكردن جشنواره فیلم فجر واكنشهایی را در پی داشت، اما او كوتاه نیامد و در نشست رسانهای یكی از فیلمها حرفهای جالبتری هم زد كه میتوانید بروید و آنها را بهعلاوه تحلیل و بررسیهای همكارمان بخوانید.
راستی صابر محمدی دیروز آمد. باورتان میشود؟ بعد از كلی روز سرماخوردگی و بیماری، باز هم با سرماخوردگی و بیماری آمد و كل روز را سرفه كرد. از شما چه پنهان هر چند همكارمان حالش خوب نبود اما همه از دیدنش خوشحال شدیم. حالا این یكی دو روز را هم استراحت میكند و حالش بهتر میشود دیگر. چه معنی دارد آدم مریض شود و همكارهایش را تنها بگذارد!
اول برایتان بگوییم كه دیروز تقریظ رهبری بر كتاب آن مرد با باران میآید نوشته وجیهه سامانی در مراسمی منتشر شد و آذر مهاجر از این رویداد برایتان گزارشی جذاب و خواندنی نوشته كه میتوانید در همین صفحه 9 بخوانیدش.
و اما بعد برویم سراغ صفحههای جشنوارهایمان. در این ایام جشنواره سعی كردیم برایتان صفحات خفنی ببندیم و خلاصه روزهای طلایی را رقم بزنیم، حالا شاهتوت طلایی را اگر به خودمان ندهیم، دیگر خرمالوی نقرهای كه سهم ماست. اگر میدانید این عبارات چه ماجرایی دارد كه باید بگوییم دوستتان داریم زیاد، چون در این روزها صفحات ما را دنبال میكرده اید، اگر نمیدانید هم ارجاعتان میدهیم به صفحات 10 و 11 تا خودتان از نزدیك با این مقولات مهم آشنا شوید.
علی رستگار هر روز به عوامل فیلمها برای كیفیت بازیشان چنین جوایزی اهدا میكرد و حالا ما هم این فرصت را به شما میدهیم كه تصمیم بگیرید ما شاهتوت طلایی را داشته باشیم یا خرمالوی نقرهای را. گفتیم علی رستگار همین جا برایتان تعریف كنیم از گفتوگوی جذاب و خواندنیاش با محمد عسگری دستیار كارگردان مجید مجیدی كه در سه فیلم آخرش یعنی محمد رسولا...، آنسوی آبرها و همین خورشید او را همراهی كرده است. كنارش هم ساناز قنبری حرف زده با مجید نوروزبیگی تهیهكننده فیلم سینمایی خون شد اثر مسعود كیمیایی.
در صفحه بعدش یعنی 12 هم صابر محمدی برایتان نوشته از عملكرد شهاب حسینی بازیگر سینما كه مواضع اخیرش مبنی بر تحریم نكردن جشنواره فیلم فجر واكنشهایی را در پی داشت، اما او كوتاه نیامد و در نشست رسانهای یكی از فیلمها حرفهای جالبتری هم زد كه میتوانید بروید و آنها را بهعلاوه تحلیل و بررسیهای همكارمان بخوانید.




