گفت و گو با دختر 25 ساله ای كه تا کنون بیش از 200زوج را به خانه بخت فرستاده است
با اجازه مادر عروس...
خیلی اوقات میشود تلخی و تاریكی را به شیرینی و روشنیتبدیل كرد؛ این كاری است كه آدمهای متفاوتی در تمام دنیا به شكلهای مختلف انجام دادهاند و یكی از آنها، سیما علیپور است. او حالا مادر عروس ایران است؛ عنوانی كه در لحظه اول، هركسی را یاد یك خانم جاافتاده و مهربان، از همانها كه در فیلمها میبینیم میاندازد؛ اما او یك جوان 25 ساله است. این لقب را یكی از دخترهایی كه با همت و تلاش او لباس عروس پوشیده است، به او داده و حالا خیلی وقت است همه سیما علیپور را به این نام و عنوان میشناسند. در گزارش پیش رو خانم علیپور، برایمان از اتفاق تلخی كه در زندگیاش افتاد میگوید، از جرقهای كه در ذهنش زده شد و از جایگاهی كه حالا به آن رسیده است.
نرگس خانعلی زاده
علیپور، دائم از واژهای به نام اهدای تخصص استفاده میكند، عبارتی كه بیشتر درباره آن توضیح میدهد: «زمانی كه من این كار را شروع كردم، راه اهدای تخصص را در پیش گرفتم و بخشهای مادی را تا جایی كه میتوانستم بستم. یعنی به آن مزوندار، به آن آرایشگر، به آن گلفروش و... میگفتم با این تخصصی كه دارید، حاضرید در ماه به چند زوج كه نمیتوانند هزینههای مراسم ازدواجشان را پرداخت كنند، تخصصتان را هدیه كنید؟ و حتما برایتان جالب است كه بدانید از بین مثلا صد مزون عروس و صد سالن زیبایی كه آن اوایل به آنها مراجعه كردم، هیچكس جواب رد به من نداد! موضوعی كه برای خودم هم عجیب بود اما آنها واقعا به ما اعتماد میكردند.»
خلاصه این كه در آن روزها، او توانست با همكاری سالنهای زیبایی، گلفروشیها، مزونهای لباس عروس و همه كسانی كه قدمی در برگزاری مراسم ازدواج برمیدارند، برای هفت دختر كه جشن ازدواج برایشان رویای دوری بود، جشن عروسی بگیرد. اما بعد از آن، آنقدر به این راه و آدمهایی كه در این مسیر سر راهش قرار گرفته بودند، علاقهمند میشود كه حالا او به واسطه همین فعالیتهایش، مادر عروس ایران شده و مجموعهای با همین هدف راه انداخته است.
این لقب عجیب
سیما علیپور، درباره عنوان مادر عروس ایران میگوید: «اولین بار این واژه را از یك عروس خانم توان یاب شنیدم، وقتی كه در سالن زیبایی داشتند برای مراسم عروسی آمادهاش میكردند و من در حال رتق و فتق كارهایش بودم. او آن روز، بیهیچ مقدمهای، من را مامان صدا كرد. با این كه من از لحاظ سنی، كوچكتر از او بودم، اما خوب یادم است تا این كلمه را شنیدم، بغض كردم و تا چند ثانیه، فقط سكوت كرده بودم. در آن لحظات، بقیه آدمهای حاضر در آنجا به كمكم آمدند كه راست میگوید دیگر؛ تو الان نقش مادر عروس را ایفا میكنی و خب همین حرفها حال من را دگرگون كرد. این ماجرا در مراسم عروسی دو عروس معلول دیگر هم تكرار شد و دخترها به خاطر كارهایی كه من برایشان انجام میدادم، با این واژه به من ابراز محبت كردند و از آن موقع گفتند كه ما میخواهیم اسم تو را مادر عروس ایران بگذاریم. در واقع، این لقب را عروسهای دچار معلولیت به من دادند و شاید قشنگترین صفتی بود كه میتوانستند به من بدهند. این ماجرا، بعدها هم به مرور تكرار شد تا جایی كه الان دیگر تمام افرادی كه در این كار خیر با ما همكاری میكنند، من را با این عنوان میشناسند و خب، حس قشنگ و غریبی است كه در
25-24 سالگیات، تو را مادر عروس ایران خطاب كنند. اما من حسهای قشنگتر از این را هم تجربه كردهام. راستش دیدن لباس عروس بر تن دخترانی كه حتی در آرزوهایشان هم شبی به نام شب عروسی برای خودشان تصور نمیكردند، حسی دارد كه حتی از احساس نابِ شنیدن واژه مامان هم بالاتر است؛ واقعا حسی را كه من و دوستانم در آن لحظات داریم، كمتر كسی در دنیا تجربه كرده است.»
جشن بزرگ مادر عروس ایران
جدیدترین و قشنگترین اتفاقی كه توسط مجموعه عروس ایران به تازگی رخ داده است، برگزاری جشن ازدواج 200 زوج ایرانی در روز تولد حضرت فاطمه زهرا(س) و روز مادر بود. مراسمی كه خانم علیپور از آن به عنوان نقطه عطف این سالهای فعالیتش یاد میكند: «این روز، یكی از بهترین روزهای زندگی من بود كه لطف حضرت زهرا، شامل حال عروسهای مهربان ما شد و مراسم خیلی قشنگ و باشكوهی برگزار شد. از اول میدانستیم كه مراسم خیلی سخت و سنگین و در عین حال زیبایی در پیش داریم؛ و با وجود همه سختیهایش، ما این كار را به بهترین شكل ممكن به نتیجه رساندیم و مراسم ازدواج دستهجمعی متفاوتی برای اولین بار در ایران برگزار شد كه صفر تا صد خدمات جشن مثل سالنهای آرایشی، لباس عروس، دسته گل، سفره عقد، رفت و آمد، پذیرایی و... هر آن چیزی كه در یك مراسم عروسی ضروری است، به صورت رایگان و با كمك مجمع خیرین كشور، موسسه خیریه نیك گامان جمشید و موسسه خیریه شمیم مهر سبحان، به عروس و دامادهای عزیزمان ارائه شد. راستش را بخواهید، اول قرار بود این مراسم 28 دیماه برگزار شود كه به خاطر اتفاقات تلخ شهادت سردار سلیمانی و سقوط هواپیما و از دست دادن هموطنان عزیزمان، آن را به 26 بهمن موكول كردیم. آن زمانی كه به فكر تاریخ جدید برای این مراسم بزرگ بودیم، روز تولد حضرت زهرا(س) را انتخاب كردم تا در این روز قشنگ، همهچیز را به ایشان بسپرم؛ همین هم شد و بانی اصلی مراسم خود حضرت زهرا بودند و ما فقط از طریق امدادهای الهی و تلاشهای شبانهروزی دوستان و همكارانم، توانستیم آن را به سرانجام برسانیم؛ آنقدر كه فردای مراسم، بدون استثنا، همه عروسهای ما به بچههای تیم زنگ زده بودند و با حال خوب برایمان گفتند كه چقدر خوشحال هستند و چقدر به آنها در این مراسم خوش گذشته است. اتفاقی كه خستگی را از تن من و همه دوستانم خارج كرد.» در این جشن 200زوج حضور داشتند كه 140نفر از آنها توانیاب و 60 نفر دختران بیسرپرست بودند و آنها در جشن ازدواجشان، میزبان 3000 نفر از خانوادهها، خیرین و اهالی فرهنگ و هنر بودند.
سیما علیپور، از آرزوهایش در این راه برایمان میگوید: «با برگزاری این جشن فهمیدم هدفهایمان شدنی است؛ برای همین من آرزو دارم یك روز بتوانم ایران را به عنوان كشور عروس معرفی كنم. امیدوارم روزی بتوانیم لباس عروس را به تعداد فراوانی از دختران كشورم هدیه كنیم و ركورد برگزاری همزمان بیشترین تعداد مراسم ازدواج را به نام ایران ثبت كنیم. دلم میخواهد بتوانیم در یك روز و یك ساعت در شهرهای مختلف كشور، تعداد زیادی مراسم ازدواج برگزار كنیم تا دنیا ما را با نام عروس و با شادی بشناسد.»




