3 واكنش برنامهسازی تلویزیونی به شرایط قرنطینه
بحران برنامهسازی در قرنطینه
روش برنامهسازی تلویزیون در بحران كرونا، بیشك یكی از گرانبهاترین تجربهها برای تولید برنامه در تلویزیون خواهد بود مشروط بر اینكه هزینه این تجربه، چندان گزاف نباشد. همین الان وقتش است كه بررسی كنیم در دوره چنین بحرانی كه ویژگی خاص قرنطینگی را با خود با خانههای مردم آورده، چه بلایی سر برنامهسازی در تلویزیون آمده است؟ كدام جنس برنامهها در كدام ژانرها، بهكلی قطع شده و امكان تولید ندارند؟ كدامیك همچنان بدون كوچكترین تغییراتی در حال تولید هستند و كدامها تلاش كردهاند شكل سازگار با شرایط جدید خود را عرضه كنند؟
از همینجا میشود واكنش برنامهسازی در تلویزیون را به سه نوع تقسیم كرد: 1) قطع 2) تداوم 3) سازگاری
حدس اینكه عمده تولیدات نمایشی كه دوره تصویربرداریشان به مقطع بحران خورده، بر اثر شرایط دیگر امكان ادامه نیافتهاند، كار سختی نیست. واضحترین نمونه آن، همین سریال «پایتخت6» بود كه فیلمبرداری تكقسمت آخر به پس از عبور از شرایط قرنطینه موكول شد. اما بهتر است از خود بپرسیم آیا همه اشكال تولیدات نمایشی به همین مشكل میخوردند؟
نمونه جنگهای نوروزی دهه 70 را به خاطر بیاورید! نمونههای كوچك و محدود استودیویی كه بیشتر شبیه سوپاپراهای خارجی بودند و تمام مرحله تصویربرداری در لوكیشن یا حتی دكور استودیویی كوچك انجام میشد. واقعیت این است كه ما از ظرفیتهای این دست تولیدات در مقطعی چشم پوشیدیم و حتی مهران مدیری و گروهش كه دورهای به ساخت این دست مجموعهها در ژانر طنز اشتغال داشتند، بعدتر به تولید سریالهایی روی آوردند كه به جهت لجستیك تولید، نیاز به فضاهای گستردهتر و بیشتری داشت. با این حال ما هیچوقت از موهبت سوپاپراها در ژانرهای داستانی دیگر خصوصا ژانر محبوب درام برخوردار نبودیم.
از همین جا دسته دوم برنامههایی كه واكنش دوم یعنی «تداوم» را نشان دادهاند، روشنتر میشود. این دسته محدود به تولیدات استودیویی هستند كه گرچه تلویزیون ما، نمونه داستانیاش را نداشته اما تولید نمونههایی از قبیل برنامههای صبحگاهی و عصرگاهی و شبانگاهی را بهراحتی تداوم بخشیده است. برنامههای گفتوگومحور غالب این تولیدات را تشكیل میدهد. البته از آنجا كه این دسته از برنامهها، غالب تولیدات تلویزیون را به خود اختصاص دادهاند، طبعا به شكلی تناقضآلود میتوان گفت كه واكنش عمده تلویزیون به شرایط قرنطینه، همین «تداوم» بوده است!
اما تنها نمونه از واكنش سوم یعنی «سازگاری» در شوهای انگشتشمار تلویزیون اتفاق افتاد. سازگاریای كه البته با هیچ خلاقیتی همراه نبود، بلكه برنامهسازان با حذف عنصر تماشاگر حاضر در استودیو از برنامههایی نظیر اتفاق، عصر جدید، دورهمی و كودكشو، تلاش كردند تنها خود را با پروتكلهای بهداشتی ابلاغی از سوی ستاد كرونا، استانداردسازی كنند.
به شكل بالقوه میتوانستیم شاهد تولید برنامهها و حتی سبكهای خلاقه جدید برنامهسازی در تلویزیون باشیم كه میشد شامل تولیداتی جدید یا شكل سازگارشده تولیدات قبلی باشد. استفاده از اینترنت و امكانات ارتباطجمعی، قاعدتا میتوانست ظرفیت بالایی برای خلق ایدههای نو در برنامهسازی ایجاد كند كه حتی پس از عبور از بحران، همچنان جذاب و دیدنی باشد. با این حال تاكنون نمونهای از این ایدههای جدید دیده نشده اما باید منتظر ماند و دید كه اضافه شدن برنامهسازان جوان و خلاق دیگری به ارگان تولید محتوا در تلویزیون تا چه اندازه میتواند این خلا را جبران كند.
از همینجا میشود واكنش برنامهسازی در تلویزیون را به سه نوع تقسیم كرد: 1) قطع 2) تداوم 3) سازگاری
حدس اینكه عمده تولیدات نمایشی كه دوره تصویربرداریشان به مقطع بحران خورده، بر اثر شرایط دیگر امكان ادامه نیافتهاند، كار سختی نیست. واضحترین نمونه آن، همین سریال «پایتخت6» بود كه فیلمبرداری تكقسمت آخر به پس از عبور از شرایط قرنطینه موكول شد. اما بهتر است از خود بپرسیم آیا همه اشكال تولیدات نمایشی به همین مشكل میخوردند؟
نمونه جنگهای نوروزی دهه 70 را به خاطر بیاورید! نمونههای كوچك و محدود استودیویی كه بیشتر شبیه سوپاپراهای خارجی بودند و تمام مرحله تصویربرداری در لوكیشن یا حتی دكور استودیویی كوچك انجام میشد. واقعیت این است كه ما از ظرفیتهای این دست تولیدات در مقطعی چشم پوشیدیم و حتی مهران مدیری و گروهش كه دورهای به ساخت این دست مجموعهها در ژانر طنز اشتغال داشتند، بعدتر به تولید سریالهایی روی آوردند كه به جهت لجستیك تولید، نیاز به فضاهای گستردهتر و بیشتری داشت. با این حال ما هیچوقت از موهبت سوپاپراها در ژانرهای داستانی دیگر خصوصا ژانر محبوب درام برخوردار نبودیم.
از همین جا دسته دوم برنامههایی كه واكنش دوم یعنی «تداوم» را نشان دادهاند، روشنتر میشود. این دسته محدود به تولیدات استودیویی هستند كه گرچه تلویزیون ما، نمونه داستانیاش را نداشته اما تولید نمونههایی از قبیل برنامههای صبحگاهی و عصرگاهی و شبانگاهی را بهراحتی تداوم بخشیده است. برنامههای گفتوگومحور غالب این تولیدات را تشكیل میدهد. البته از آنجا كه این دسته از برنامهها، غالب تولیدات تلویزیون را به خود اختصاص دادهاند، طبعا به شكلی تناقضآلود میتوان گفت كه واكنش عمده تلویزیون به شرایط قرنطینه، همین «تداوم» بوده است!
اما تنها نمونه از واكنش سوم یعنی «سازگاری» در شوهای انگشتشمار تلویزیون اتفاق افتاد. سازگاریای كه البته با هیچ خلاقیتی همراه نبود، بلكه برنامهسازان با حذف عنصر تماشاگر حاضر در استودیو از برنامههایی نظیر اتفاق، عصر جدید، دورهمی و كودكشو، تلاش كردند تنها خود را با پروتكلهای بهداشتی ابلاغی از سوی ستاد كرونا، استانداردسازی كنند.
به شكل بالقوه میتوانستیم شاهد تولید برنامهها و حتی سبكهای خلاقه جدید برنامهسازی در تلویزیون باشیم كه میشد شامل تولیداتی جدید یا شكل سازگارشده تولیدات قبلی باشد. استفاده از اینترنت و امكانات ارتباطجمعی، قاعدتا میتوانست ظرفیت بالایی برای خلق ایدههای نو در برنامهسازی ایجاد كند كه حتی پس از عبور از بحران، همچنان جذاب و دیدنی باشد. با این حال تاكنون نمونهای از این ایدههای جدید دیده نشده اما باید منتظر ماند و دید كه اضافه شدن برنامهسازان جوان و خلاق دیگری به ارگان تولید محتوا در تلویزیون تا چه اندازه میتواند این خلا را جبران كند.




