طلاق به خاطر پنهانکاری مجازی
سیما فراهانی
گشتی در اینستاگرام، زندگی شهرام و لادن را بههم ریخت. مرد 46 ساله وقتی متوجه شد كه همسرش در اینستاگرام یك پیج مخفی دارد، تصمیم گرفت به زندگی مشتركش برای همیشه پایان دهد. از آنجایی كه همسر اول شهرام در اینستاگرام به او خیانت كرده بود، این مرد از فضای مجازی متنفر بود. برای همین هم با دیدن پیج پنهانی همسر دومش نتوانست به زندگی مشترك با او ادامه دهد.
این مرد وقتی روبهروی قاضی دادگاه خانواده تهران قرار گرفت، درباره علت درخواست طلاق خود گفت: «همسرم از همان روز اول میدانست من چقدر با شبكههای مجازی بهخصوص اینستاگرام مشكل دارم. همسر اولم بعد از 18سال زندگی مشترك، در اینستاگرام به من خیانت كرد. پیامهای خصوصیاش را دیدم و بلافاصله از او جدا شدم. از آن زمان به بعد نسبت به این موضوع ذهنیت بدی داشتم. چند ماه شوكه بودم و دلم نمیخواست كسی را ببینم. از شبكههای مجازی متنفر شدم. یك گوشی ساده خریدم تا خودم هم نتوانم شبكههای مجازی را روی گوشیام نصب كنم. وقتی با لادن آشنا شدم، همه این اتفاقات را برایش تعریف كردم و به او گفتم كه چقدر از این شبكههای مجازی بیزار شدهام. اینستاگرام زندگی مشترك مرا بههم ریخت و همسرم را از من گرفت. از او خواستم كه از شبكههای مجازی بهخصوص اینستاگرام فاصله بگیرد. لادن هم این موضوع را قبول كرد و ما زندگی مشتركمان را آغاز كردیم. من و لادن هیچ اختلافی با هم نداشتیم. او را دوست داشتم و احساس كردم كه بعد از این همه مشكلات، تنها لادن است كه میتواند به من آرامش بدهد. اما او تمام حرفها و قولهایش را زیر پا گذاشت و به كوچكترین خواسته من عمل نكرد. یك بار به من گفت كه دوست دارد صفحهای در اینستاگرام برای خودش باز كند. همان موقع باز هم به او گوشزد كردم كه حق این كار را ندارد. با این حال او بدون اطلاع من صفحهای برای خودش باز كرد. من به رفتارهایش مشكوك شدم. برای همین یك روز گوشی دوستم را قرض گرفتم و با پیج اینستاگرام او، اسم همسرم را سرچ كردم. بعد از یك جستوجوی ساده صفحهاش را دیدم و بهشدت عصبانی شدم. باورم نمیشد كه همسرم به خاطر یك پیج اینستاگرام خواسته مرا زیر پا بگذارد. برای همین همان شب تصمیم گرفتم از این زن جدا شوم. من در زندگی مشترك با همسر اولم به اندازه كافی عذاب كشیدم. برای همین دیگر به لادن اعتمادی ندارم و نمیخواهم دوباره آن عذابها را تحمل كنم.
در ادامه همسر این مرد نیز به قاضی گفت: آقای قاضی، شهرام تنها به خاطر اینكه من برای خودم یك صفحه در اینستاگرام باز كردم مرا كتك زد و گفت كه دیگر حاضر نیست در كنار من زندگی كند. خیلی شوكه شده بودم. میدانستم كه او راضی نیست در اینستاگرام صفحهای داشته باشم، اما فكرش را هم نمیكردم كه چنین عكسالعملی از خودش نشان دهد. من هم چون دیدم این شبكه مجازی خیلی معروف شده و همه یك صفحه در آن دارند، دلم خواست كه مثل آنها وارد این فضا شوم. ولی شوهرم چنین جنجالی به راه انداخت. من و شهرام در زندگی مشترك اختلاف جدی با هم نداشتیم. اما او مرا از خودش متنفر كرد. از آن شب به بعد من هم دیگر حاضر نیستم او را ببینم.
در پایان نیز قاضی سعی كرد آنها را از جدایی منصرف كند، ولی وقتی اصرار آنها را دید رسیدگی به این پرونده را به جلسه آینده موكول كرد.
این مرد وقتی روبهروی قاضی دادگاه خانواده تهران قرار گرفت، درباره علت درخواست طلاق خود گفت: «همسرم از همان روز اول میدانست من چقدر با شبكههای مجازی بهخصوص اینستاگرام مشكل دارم. همسر اولم بعد از 18سال زندگی مشترك، در اینستاگرام به من خیانت كرد. پیامهای خصوصیاش را دیدم و بلافاصله از او جدا شدم. از آن زمان به بعد نسبت به این موضوع ذهنیت بدی داشتم. چند ماه شوكه بودم و دلم نمیخواست كسی را ببینم. از شبكههای مجازی متنفر شدم. یك گوشی ساده خریدم تا خودم هم نتوانم شبكههای مجازی را روی گوشیام نصب كنم. وقتی با لادن آشنا شدم، همه این اتفاقات را برایش تعریف كردم و به او گفتم كه چقدر از این شبكههای مجازی بیزار شدهام. اینستاگرام زندگی مشترك مرا بههم ریخت و همسرم را از من گرفت. از او خواستم كه از شبكههای مجازی بهخصوص اینستاگرام فاصله بگیرد. لادن هم این موضوع را قبول كرد و ما زندگی مشتركمان را آغاز كردیم. من و لادن هیچ اختلافی با هم نداشتیم. او را دوست داشتم و احساس كردم كه بعد از این همه مشكلات، تنها لادن است كه میتواند به من آرامش بدهد. اما او تمام حرفها و قولهایش را زیر پا گذاشت و به كوچكترین خواسته من عمل نكرد. یك بار به من گفت كه دوست دارد صفحهای در اینستاگرام برای خودش باز كند. همان موقع باز هم به او گوشزد كردم كه حق این كار را ندارد. با این حال او بدون اطلاع من صفحهای برای خودش باز كرد. من به رفتارهایش مشكوك شدم. برای همین یك روز گوشی دوستم را قرض گرفتم و با پیج اینستاگرام او، اسم همسرم را سرچ كردم. بعد از یك جستوجوی ساده صفحهاش را دیدم و بهشدت عصبانی شدم. باورم نمیشد كه همسرم به خاطر یك پیج اینستاگرام خواسته مرا زیر پا بگذارد. برای همین همان شب تصمیم گرفتم از این زن جدا شوم. من در زندگی مشترك با همسر اولم به اندازه كافی عذاب كشیدم. برای همین دیگر به لادن اعتمادی ندارم و نمیخواهم دوباره آن عذابها را تحمل كنم.
در ادامه همسر این مرد نیز به قاضی گفت: آقای قاضی، شهرام تنها به خاطر اینكه من برای خودم یك صفحه در اینستاگرام باز كردم مرا كتك زد و گفت كه دیگر حاضر نیست در كنار من زندگی كند. خیلی شوكه شده بودم. میدانستم كه او راضی نیست در اینستاگرام صفحهای داشته باشم، اما فكرش را هم نمیكردم كه چنین عكسالعملی از خودش نشان دهد. من هم چون دیدم این شبكه مجازی خیلی معروف شده و همه یك صفحه در آن دارند، دلم خواست كه مثل آنها وارد این فضا شوم. ولی شوهرم چنین جنجالی به راه انداخت. من و شهرام در زندگی مشترك اختلاف جدی با هم نداشتیم. اما او مرا از خودش متنفر كرد. از آن شب به بعد من هم دیگر حاضر نیستم او را ببینم.
در پایان نیز قاضی سعی كرد آنها را از جدایی منصرف كند، ولی وقتی اصرار آنها را دید رسیدگی به این پرونده را به جلسه آینده موكول كرد.




