گفت و گو با امیرحسین نوروزی کارگردان مستند «خاطرات موتورسیکلت»
چمران نامیماندگار در تاریخ
39 سال از شهادت مصطفی چمران میگذرد. هر سال در این روز مراسم و برنامههای زیادی برگزار میشود تا یادآور مسیر یکی از کسانی باشند که زنجیرهای بسیاری را از دست و پای مردم ایران باز کرد و به فرزندان ایران جسارت حرکت و رشد داد. با اینهمه جای قهرمانانی ملی چون او در سینمای ایران بسیار خالی است و به جز فیلم سینمایی «چ» و سریال «رقص پرواز»، هنوز هیچ اثر شایستهای درباره ایشان ساخته نشده. البته باید پذیرفت که به تصویر کشیدن شخصیتی مانند چمران و تبدیل او به یک شخصیت سینمایی دشوار است، اما غفلت سینماگران از این شخصیت کم نظیر هم گاهی مردم را با شبه قهرمانانی پوشالی مواجه میکند. مستند «خاطرات موتورسیکلت» از تازه ترین تولیدات سازمان هنری -رسانهای اوج است که برنده تندیس نقرهای جایزه شهید آوینی از سیزدهمین جشنواره بین المللی سینما حقیقت هم شده؛ مستندی جنجالی که دیروز و امروز از شبکههای مختلف رسانه ملی پخش شد و واکنشهای مختلفی را از جانب قشرهای مختلف جامعه به همراه داشت. به همین بهانه به گفت و گو با امیرحسین نوروزی، کارگردان و تهیه کننده این مستند نشستهایم.
این مستند کاملا مختص به زندگی شهید چمران نیست. در واقع شهید مصطفی چمران در پس زمینه داستان ماست. قصه اصلی این مستند جوانهایی هستند که در ابتدای جنگ پیرامون شهید چمران جمع میشوند و ما در پرداخت به زندگی این جوانان ناخودآگاه تاثیر رفتار و منش و بخشی از شخصیت شهید چمران را بهتر میشناسیم. جوانهایی که تفریحی جز موتورسواری در تپههای اطراف تهران نداشتند به میدان جنگ میروند و این تحول شخصیتی هیچ دلیلی نداشت جز قدرت تاثیرگذاری چمران.
در همان طرح اولیه که با شما مطرح شد، شخصیت شهید چمران محور فیلم نبود؟
قصه ساخت این مستند از آنجا شروع شد که در خانه مستند انقلاب اسلامی طرحی درباره برخی از موتورسواران ستاد جنگهای نامنظم شهید چمران وجود داشت؛ موتورسوارانی که امروز برخی از آنها به حالت جانباز یا گمنام در گوشه کنار تهران در حال زندگی هستند. در پژوهش این کار که توسط سامان مختاری و همسرشان انجام شدهبود، سوژههایی دیده میشد که برای من به شدت جذاب بود. از جمله این سوژهها جانباز عالی مقام آقای جلیل نقاد بودند که ما در این فیلم به قصه ایشان نزدیک میشویم و فیلم را با محوریت او جلو میبریم.
برای پیدا کردن مستندات تصویری، فیلمهای تاریخی و همچنین نوشتن فیلمنامه از چه منابعی استفاده کردید؟
در حین نگارش این فیلمنامه (بر اساس ایده و پژوهش آقای مختاری) به روایتی تکمیلی رسیدیم و از آنجا که تاریخ مکتوب کاملی در حوزه ستاد جنگهای نامنظم به معنی اینکه اطلاعات ریزی در دسترس باشد وجود ندارد؛ قسمت عمدهای از زمان کار ما به جمعآوری اسناد، عکس و آرشیو گذشت. در واقع قسمت زیادی از زمان ما به پیدا کردن آدمها و راضی کردن آنها برای مصاحبه، پیدا کردن اسنادشان و ارتباط با عکاسهای آن دوره که در خبرگزاریها یا مطبوعات کار میکردند، گذشت.
به آرشیو صدا و سیما، کتابخانه ملی، آرشیو مطبوعات و... هم مراجعه کردید؟
بله، حتی به برخی آرشیوهای شخصی هم مراجعه کردیم. این پروسه پنج شش ماه به طول انجامید تا حدودا اوایل سال 96 فیلمبرداری را شروع کردیم و بالاخره در سال 98 کار آماده نمایش شد. این مستند در سیزدهمین جشنواره بینالمللی سینما حقیقت برنده تندیس نقرهای جایزه شهید آوینی شد و دیگر هیچ پخشی نداشتیم تا دیروز و امروزی که به مناسبت سالگرد شهادت ایشان این مستند از شبکههای تلویزیونی پخش شد.
منتقدان شما میگویند که «خاطرات موتورسیکلت» حرف جدیدی به مخاطبش نزدهاست ولی آنچه از این مستند برمیآید در ساخت آن احیای حافظه تاریخی مخاطب برایتان مهم بوده. به نظر خودتان در ارائه تحلیلی جدید از شخصیت شهید چمران چقدر موفق ظاهر شدید؟
میدانید این نقد از کجاست؛ از آنجا که در برنامه «ماه عسل» آقای علیخانی در سال 98 طی توافقی بخشهایی از این مستند پخش شد و از شخصیتهای اصلی داستان دعوت به عمل آمد. بعد از آن با اینکه گفته شد این برنامه بخشهایی از یک مستند است، اما با پخش سوژه ما در این برنامه بعضا این شائبه بهوجود آمد که ما با تماشای آن قسمت از «ماه عسل»، مستندمان را از روی آن ساختیم! و متعاقبا چنین نقدهایی وارد شد، اما به هر حال من در این مستند نخواستم تحلیلی از شخصیت چمران داشتهباشم. تحلیل به عهده مخاطب است، اما به جرات میگویم نوعی از اطلاعات که در این فیلم ارائه میشود، تازه است.
آیا برای تولید این مستند با خانواده یا نزدیکان شهید چمران هم مشورتی داشتهاید؟
خیر. عرض کردم این مستند از زاویه نگاه عدهای جوان است که جذب شهید چمران میشوند و به این واسطه خط و مشی زندگی شان تغییر میکند. ما در این مستند پرترهای از شهید چمران نساختیم و اصلا به زندگینامه ایشان ورود نکردیم. البته مهندس مهدی چمران (برادر شهید چمران) در زمان اکران فیلم در جشنواره حقیقت به تماشای آن آمدند و حتی روی سن از ساخت چنین آثاری ابراز رضایت کردند. خاطرم هست که ایشان روی مظلومیت رزمندگان حاضر در جنگهای نامنظم تاکید میکردند و میگفتند که باید بیشتر به آنها پرداخت. چون بدون تبلیغ، خودشان بیسروصدا و داوطلبانه با لباس معمولی به مناطق جنگی رفتند تا با دشمن بجنگند.
فکر میکنید چرا ساختن فیلم درباره شهید چمران اینقدر جذابیت دارد؟
شهید مصطفی چمران اگر توانست باعث تغییر انسانی شود، به خاطر «محبت» بود. او محبت کردن و محترم شمردن انسانها را سرلوحه خودش قرار داد. جامعه ما نیاز به چمرانهایی دارد که آدمها با او همراه شوند و به ارزشهایشان پایبند بمانند. من «خاطرات موتورسیکلت» را از این زاویه روایت کردم. شهید چمران هرگز آدمها را مرزبندی نکرد، هرکسی را همانطور که بود به رسمیت شناخت و اتفاقات عجیبی را در تاریخ رقم زد و برای همیشه ماندگار ماند.




