گفتوگو با عبدالله روا به بهانه اولین تجربه تهیهکنندگیاش
تهیهکننده شدم تا ایدههایم را اجرا کنم
«مجری و اجرا فقط یک اسم نیست، مجری باید بتواند در هر سبکی اجرا کند و فقط اینطور نیست که باد در گلو انداخته و بگوییم «مجری» هستیم.» عبدا… روا، یکی از معدود افرادی است که به قول خودش، توانایی اجرا در حوزههای مختلف را دارد و انصافا هم در سال های اخیر به همه ثابت کرده به معنای واقعی کلمه «توانایی» اجرای هر نوع برنامه ای را دارد؛ از برنامههایی با سبک ویدئوچک گرفته تا «سلام صبح بخیر» که به قول خودش، سختترین تجربه کاریاش بوده است.
صادق پریدری / خبرنگار
با این موضوع شروع کنیم که چه شد بعد از اجرا در «ویدئو چک»، «سلام صبح بخیر» و برنامههایی با این سبک، سراغ ساخت برنامهای رفتید که درباره رانندگی است؟
ما بر اساس تواناییهای خود، کارهایی را در طول عمرمان انجام میدهیم که خود را راضی کنیم. یکی از مسائلی که میتواند فردی شبیه به من را راضی کند، این است که کاری را انجام دهد که بتواند گرهی را باز کند و مفید باشد. من مدتها بود که به این مساله فکر میکردم. حتی در برنامه «ویدئو چک» که همچنان پخش آن از شبکه ورزش ادامه دارد، این مساله برای من خیلی مهم است. حس میکنم در این برنامه هم داریم همین کار را انجام میدهیم و تا حدودی مفید هستیم. در «دوربرگردون» هم ما سعی داریم کاری را انجام دهیم که مفید باشد. شاید این عملیترین کاری باشد که من طی سالها فعالیتم در تلویزیون داشته ام؛ ما داریم روی فرهنگ ترافیکی حرف می زنیم اما سعی داریم فراتر از ابعاد یک برنامه تلویزیونی این کار را انجام دهیم.
می شود گفت «دوربرگردون» یک برنامه تخصصی
در حوزه رانندگی است؟
وقتی میگوییم یک برنامه تخصصی است، همه نگاه ها به این سمت میرود که قرار است درباره مسالهای خیلی خاص صحبت کنیم که تعداد محدودی هم درگیرش هستند. ولی وقتی از «رانندگی» صحبت میکنیم،
به نوعی داریم درباره مسالهای حرف میزنیم که همه ما درگیرش هستیم. فرقی هم نمیکند که پیر باشیم یا جوان، مرد باشیم یا زن، قطعا همه ما با این مساله درگیر هستیم و نمیتوان گفت این مساله شخصی است
و به طور کلی با این مساله ارتباطی نداریم.
با توجه به صحبتی که درباره عمومی بودن برنامه کردید، فکر میکنید با توجه به این که در قسمت های ابتدایی پخش هستید، مخاطبی را که فکر میکردید جذب کردهاید؟
معمولا در برنامه های تلویزیونی، آن هم در ابعادی که ما کار میکنیم، در قسمت های ابتدایی بهراحتی نمیشود درباره میزان مخاطب قضاوت کرد.
یکی از روزهایی که برنامه پخش میشود، جمعه حدود ساعت 13 است؛ به نظرتان ساعت پخش هم در میزان مخاطبِ «دوربرگردون»تاثیرگذار بوده است؟
به نظرم ساعت پخش یک برنامه، تضمینی برای بالا بودن مخاطب آن نیست؛ ممکن است برنامهای که اتفاقا نمونههای آن در تلویزیون هم موجود است، ساعت پخش بدی داشته باشد یا در شبکهای
پخش شود که مخاطب بالایی ندارد اما توانسته مخاطب خود را جذب کند که امیدوارم برنامه ما از این دسته باشد و مخاطب خود را هم جذب کند.
این برنامه به نوعی بعد از «از شنبه» دومین تجربه شما در حوزه تهیهکنندگی است؛ اول به این سوال جواب بدهید که چرا همه افرادی که اجرا میکنند، بعد از مدتی سراغ ساخت برنامه و اساسا تهیهکنندگی میروند؟
نمونههای زیادی در این باره وجود دارد که میتوان به احسان علیخانی، رضا
رشید پور، فرزاد حسنی و... اشاره کرد. این افراد مجری که به این سمت کشیده میشوند، معمولا آدم های خلاقی هستند. وقتی فرد فقط مجری یک برنامه باشد، بسیاری از ایدههایش قابلیت اجرایی پیدا نمیکند، اما اگر تصمیمگیرنده نهایی باشد، شاید اجرای این ایدهها درصد بالاتری پیدا کند. به همین دلیل است که
مجریها بعد از مدتی سراغ ساخت برنامه میروند.
با توجه به تجربه «ازشنبه» و «دوربرگردون»
فکر میکنید اجرا سختتر است یا تهیهکنندگی؟
به نظرم تهیهکنندگی یک کار بسیار سخت و پیچیدهتر از اجرا ست. البته من زمان زیادی است که اجرا را انجام دادهام و تجربه بالاتری هم دارم اما به نظرم تهیهکنندگی و به طور کلی برنامهسازی، تجربه بسیار سخت و طاقتفرسایی بود.
در حال حاضر اجــرا برای شما اولویت دارد یا
ساخت برنامه؟
در حال حاضر برنامهسازی برایم اولویت بالایی دارد، به این دلیل که در برنامهسازی میتوانیم خیلی از کارها را انجام دهیم. من خیلی وقت ها ایدههایی داشتم اما به دلیل مشکلات مالی که یک تهیهکننده با آن درگیر بوده و به نوعی نگاهش بیشتر مالی بوده است، نتوانستم آن را اجرایی کنم و جلوی آن خلاقیت و ایده گرفته شد. در اجرا، معمولا مجری خیلی در تصمیمگیریها دخالتی ندارد، در صورتی که خیلی از مجریها خلاقیت بالایی دارند اما به همین دلیل که گفتم، آنها را نمیتوانند اجرایی کنند. البته من درباره تهیهکنندههایی که کارکشته و باتجربه هستند صحبت نمیکنم و منظورم کسانی است که بدون گذراندن یکسری مراحل و به صورت آسانسوری رسیدهاند به شغل تهیهکنندگی.
اگر «دوربرگردون» نتواند مخاطب خودش را جذب کند، باز هم به تهیهکنندگی ادامه میدهید؟
من هیچ وقت نگرانی این مساله را نداشتم که مردم برنامه را دوست نداشته باشند و اساسا از این موضوع مطمئن بودم که سراغ ساخت «دور برگردون» آمدم. اما این مساله که این برنامه جریانساز باشد و تبدیل به برنامه ای ماندگار شود، مرحله ای است که من دنبال رسیدن به آن هستم.
ما در سالهای اخیر برنامههایی با این فرم کم نداشتهایم. «دور برگردون» با این مدل برنامه ها که اتفاقا در شبکه سه هم پخش می شدند چه تفاوتی دارد؟ قرار است مخاطب با دیدن این برنامه به چه مسالهای برسد؟
به نظرم ما فراتر از یک برنامه تلویزیونی عمل کردهایم؛ به طور مثال ما بخشی در برنامه داریم که از مردم میخواهیم از پیچهای خطرناکی که در جادهها و حتی در شهرها وجود دارد و به طور کلی تصادفهای زیادی در آنجا اتفاق می افتد برای ما عکس یا فیلم بگیرند و ارسال کنند. بعد از ارسال این تصاویر از سمت مردم، ما تیم پیگیری خود را به آن محل ارسال می کنیم؛
به طور مثال تیم پیگیری ما همین الان برای پیگیری یکی از همین گزارش های مردمی در زنجان است.
ما مدام فکر می کنیم که تنها با گفتن این حرف که «مردم آرام رانندگی کنند» نمیتوانیم مشکلات رانندگی را برطرف کنیم . به این محل ها رفتیم و دیدیم خیلی از این مشکلات، اصلا نیازی به بودجه های زیاد مالی ندارد. گاهی مشکلات با گذاشتن یک سرعت گیر و ابزارهایی از این دست حل می شود. ما تلاش می کنیم در «دور برگردون» مشکلاتی را که مخصوصا در جاده ها و شهرها برای رانندگی وجود دارد حل کنیم تا تعداد کسانی را که از دست میدهیم کمتر شود و امیدوارم
به این هدف برسیم.
شما سابقه اجرای برنامههای مختلف با سبک های متنوع را داشته اید؛ سلیقه خودتان کدام سبک است و فکر می کنید در کدام حوزه، بیشتر پذیرفته شدهاید؟
وقتی اسم خودمان را «مجری» میگذاریم، یعنی توانایی اجرای برنامههای مختلف را داشته باشیم؛ یکی از دلایلی که من برنامه های مختلف با سبک های مختلفی را اجرا کرده ام، همین موضوع است و این که حس میکنم توانایی آن را هم داشتهام. اما علاقه و احساس من درباره مفید بودن کدام یک از این ژانرها، برنامهای با سبک «ویدئو چک» است؛ به این دلیل که آدمها، هرچقدر به کاراکتر واقعی خودشان نزدیکتر شوند، بین مردم بیشتر پذیرفته و قابل قبولتر خواهند شد.
من توانایی برنامههایی با سبکهای مختلف را دارم و به طور مثال، با توجه به سابقه ای که دارم، میتوانم برنامه ای ادبی اجرا کنم اما به نظرم اجرای این دست برنامهها، کمی از حال و هوای من دور است؛ واقعیت من این است که مسائل تلخ یا پیچیدهای که مثلا در ورزش وجود دارد را با زبانی طنز برای قشری که خیلی وقت و حوصله پرداختن به آن را ندارند،
قابل فهمتر کنم.
تجربهاجرا در«سلام صبح بخیر»
برنامه صبحگاهی مشکلات خاص خودش را دارد. شما همین الان اگر به مجریان این برنامه زنگ بزنید و بپرسید سختترین برنامهای را که تا حالا اجرا کرده اند چه بوده شک دارم که جز «سلام صبح بخیر» نام دیگری را ببرند. این سختی برای من خیلی مضاعف بود، به این دلیل که دوستان قبل از من چند ماه سابقه اجرا در این برنامه را داشتند و از طرفی مشکلی که من خیلی با آن مواجهم، سحرخیزی است! من سالهاست که برنامهریزی برای سحرخیزی ندارم. شاید باور نکنید اما من به چند مجری که سابقه اجرا در این ساعت روز را داشتند، زنگ زدم و گفتم برای سحرخیزی باید چه کار کنم؟ مشکل اصلی من این بود که بعد از مدتی احساس میکردم کندذهن شدهام. فکر میکنم راندمان مغزی من کاملا دچار تغییر شده بود.
ما بر اساس تواناییهای خود، کارهایی را در طول عمرمان انجام میدهیم که خود را راضی کنیم. یکی از مسائلی که میتواند فردی شبیه به من را راضی کند، این است که کاری را انجام دهد که بتواند گرهی را باز کند و مفید باشد. من مدتها بود که به این مساله فکر میکردم. حتی در برنامه «ویدئو چک» که همچنان پخش آن از شبکه ورزش ادامه دارد، این مساله برای من خیلی مهم است. حس میکنم در این برنامه هم داریم همین کار را انجام میدهیم و تا حدودی مفید هستیم. در «دوربرگردون» هم ما سعی داریم کاری را انجام دهیم که مفید باشد. شاید این عملیترین کاری باشد که من طی سالها فعالیتم در تلویزیون داشته ام؛ ما داریم روی فرهنگ ترافیکی حرف می زنیم اما سعی داریم فراتر از ابعاد یک برنامه تلویزیونی این کار را انجام دهیم.
می شود گفت «دوربرگردون» یک برنامه تخصصی
در حوزه رانندگی است؟
وقتی میگوییم یک برنامه تخصصی است، همه نگاه ها به این سمت میرود که قرار است درباره مسالهای خیلی خاص صحبت کنیم که تعداد محدودی هم درگیرش هستند. ولی وقتی از «رانندگی» صحبت میکنیم،
به نوعی داریم درباره مسالهای حرف میزنیم که همه ما درگیرش هستیم. فرقی هم نمیکند که پیر باشیم یا جوان، مرد باشیم یا زن، قطعا همه ما با این مساله درگیر هستیم و نمیتوان گفت این مساله شخصی است
و به طور کلی با این مساله ارتباطی نداریم.
با توجه به صحبتی که درباره عمومی بودن برنامه کردید، فکر میکنید با توجه به این که در قسمت های ابتدایی پخش هستید، مخاطبی را که فکر میکردید جذب کردهاید؟
معمولا در برنامه های تلویزیونی، آن هم در ابعادی که ما کار میکنیم، در قسمت های ابتدایی بهراحتی نمیشود درباره میزان مخاطب قضاوت کرد.
یکی از روزهایی که برنامه پخش میشود، جمعه حدود ساعت 13 است؛ به نظرتان ساعت پخش هم در میزان مخاطبِ «دوربرگردون»تاثیرگذار بوده است؟
به نظرم ساعت پخش یک برنامه، تضمینی برای بالا بودن مخاطب آن نیست؛ ممکن است برنامهای که اتفاقا نمونههای آن در تلویزیون هم موجود است، ساعت پخش بدی داشته باشد یا در شبکهای
پخش شود که مخاطب بالایی ندارد اما توانسته مخاطب خود را جذب کند که امیدوارم برنامه ما از این دسته باشد و مخاطب خود را هم جذب کند.
این برنامه به نوعی بعد از «از شنبه» دومین تجربه شما در حوزه تهیهکنندگی است؛ اول به این سوال جواب بدهید که چرا همه افرادی که اجرا میکنند، بعد از مدتی سراغ ساخت برنامه و اساسا تهیهکنندگی میروند؟
نمونههای زیادی در این باره وجود دارد که میتوان به احسان علیخانی، رضا
رشید پور، فرزاد حسنی و... اشاره کرد. این افراد مجری که به این سمت کشیده میشوند، معمولا آدم های خلاقی هستند. وقتی فرد فقط مجری یک برنامه باشد، بسیاری از ایدههایش قابلیت اجرایی پیدا نمیکند، اما اگر تصمیمگیرنده نهایی باشد، شاید اجرای این ایدهها درصد بالاتری پیدا کند. به همین دلیل است که
مجریها بعد از مدتی سراغ ساخت برنامه میروند.
با توجه به تجربه «ازشنبه» و «دوربرگردون»
فکر میکنید اجرا سختتر است یا تهیهکنندگی؟
به نظرم تهیهکنندگی یک کار بسیار سخت و پیچیدهتر از اجرا ست. البته من زمان زیادی است که اجرا را انجام دادهام و تجربه بالاتری هم دارم اما به نظرم تهیهکنندگی و به طور کلی برنامهسازی، تجربه بسیار سخت و طاقتفرسایی بود.
در حال حاضر اجــرا برای شما اولویت دارد یا
ساخت برنامه؟
در حال حاضر برنامهسازی برایم اولویت بالایی دارد، به این دلیل که در برنامهسازی میتوانیم خیلی از کارها را انجام دهیم. من خیلی وقت ها ایدههایی داشتم اما به دلیل مشکلات مالی که یک تهیهکننده با آن درگیر بوده و به نوعی نگاهش بیشتر مالی بوده است، نتوانستم آن را اجرایی کنم و جلوی آن خلاقیت و ایده گرفته شد. در اجرا، معمولا مجری خیلی در تصمیمگیریها دخالتی ندارد، در صورتی که خیلی از مجریها خلاقیت بالایی دارند اما به همین دلیل که گفتم، آنها را نمیتوانند اجرایی کنند. البته من درباره تهیهکنندههایی که کارکشته و باتجربه هستند صحبت نمیکنم و منظورم کسانی است که بدون گذراندن یکسری مراحل و به صورت آسانسوری رسیدهاند به شغل تهیهکنندگی.
اگر «دوربرگردون» نتواند مخاطب خودش را جذب کند، باز هم به تهیهکنندگی ادامه میدهید؟
من هیچ وقت نگرانی این مساله را نداشتم که مردم برنامه را دوست نداشته باشند و اساسا از این موضوع مطمئن بودم که سراغ ساخت «دور برگردون» آمدم. اما این مساله که این برنامه جریانساز باشد و تبدیل به برنامه ای ماندگار شود، مرحله ای است که من دنبال رسیدن به آن هستم.
ما در سالهای اخیر برنامههایی با این فرم کم نداشتهایم. «دور برگردون» با این مدل برنامه ها که اتفاقا در شبکه سه هم پخش می شدند چه تفاوتی دارد؟ قرار است مخاطب با دیدن این برنامه به چه مسالهای برسد؟
به نظرم ما فراتر از یک برنامه تلویزیونی عمل کردهایم؛ به طور مثال ما بخشی در برنامه داریم که از مردم میخواهیم از پیچهای خطرناکی که در جادهها و حتی در شهرها وجود دارد و به طور کلی تصادفهای زیادی در آنجا اتفاق می افتد برای ما عکس یا فیلم بگیرند و ارسال کنند. بعد از ارسال این تصاویر از سمت مردم، ما تیم پیگیری خود را به آن محل ارسال می کنیم؛
به طور مثال تیم پیگیری ما همین الان برای پیگیری یکی از همین گزارش های مردمی در زنجان است.
ما مدام فکر می کنیم که تنها با گفتن این حرف که «مردم آرام رانندگی کنند» نمیتوانیم مشکلات رانندگی را برطرف کنیم . به این محل ها رفتیم و دیدیم خیلی از این مشکلات، اصلا نیازی به بودجه های زیاد مالی ندارد. گاهی مشکلات با گذاشتن یک سرعت گیر و ابزارهایی از این دست حل می شود. ما تلاش می کنیم در «دور برگردون» مشکلاتی را که مخصوصا در جاده ها و شهرها برای رانندگی وجود دارد حل کنیم تا تعداد کسانی را که از دست میدهیم کمتر شود و امیدوارم
به این هدف برسیم.
شما سابقه اجرای برنامههای مختلف با سبک های متنوع را داشته اید؛ سلیقه خودتان کدام سبک است و فکر می کنید در کدام حوزه، بیشتر پذیرفته شدهاید؟
وقتی اسم خودمان را «مجری» میگذاریم، یعنی توانایی اجرای برنامههای مختلف را داشته باشیم؛ یکی از دلایلی که من برنامه های مختلف با سبک های مختلفی را اجرا کرده ام، همین موضوع است و این که حس میکنم توانایی آن را هم داشتهام. اما علاقه و احساس من درباره مفید بودن کدام یک از این ژانرها، برنامهای با سبک «ویدئو چک» است؛ به این دلیل که آدمها، هرچقدر به کاراکتر واقعی خودشان نزدیکتر شوند، بین مردم بیشتر پذیرفته و قابل قبولتر خواهند شد.
من توانایی برنامههایی با سبکهای مختلف را دارم و به طور مثال، با توجه به سابقه ای که دارم، میتوانم برنامه ای ادبی اجرا کنم اما به نظرم اجرای این دست برنامهها، کمی از حال و هوای من دور است؛ واقعیت من این است که مسائل تلخ یا پیچیدهای که مثلا در ورزش وجود دارد را با زبانی طنز برای قشری که خیلی وقت و حوصله پرداختن به آن را ندارند،
قابل فهمتر کنم.
تجربهاجرا در«سلام صبح بخیر»
برنامه صبحگاهی مشکلات خاص خودش را دارد. شما همین الان اگر به مجریان این برنامه زنگ بزنید و بپرسید سختترین برنامهای را که تا حالا اجرا کرده اند چه بوده شک دارم که جز «سلام صبح بخیر» نام دیگری را ببرند. این سختی برای من خیلی مضاعف بود، به این دلیل که دوستان قبل از من چند ماه سابقه اجرا در این برنامه را داشتند و از طرفی مشکلی که من خیلی با آن مواجهم، سحرخیزی است! من سالهاست که برنامهریزی برای سحرخیزی ندارم. شاید باور نکنید اما من به چند مجری که سابقه اجرا در این ساعت روز را داشتند، زنگ زدم و گفتم برای سحرخیزی باید چه کار کنم؟ مشکل اصلی من این بود که بعد از مدتی احساس میکردم کندذهن شدهام. فکر میکنم راندمان مغزی من کاملا دچار تغییر شده بود.




