با توجه به شیوع کرونا، بیشتر کاربران اینستاگرام جامجم تمایل ندارند فرزندشان را به مدرسه بفرستند
مدرسه یا خانه؛ مسأله این است
مدارس زوج و فرد میشود؛ این آخرین خبر از نحوه بازگشایی مدارس از 15 شهریور است. حالا قرار است از نیمه شهریور ، مدارس آغاز به کار کنند و فعالیت مدارس در مناطق کمجمعیت به روال عادی برگردد، اما در مناطق پرجمعیت، کلاسهای درسی به شکل زوج و فرد برگزار شود؛ یعنی با حذف تعطیلی پنجشنبهها، دانشآموزان دستهبندی شوند و تعدادی از آنها در روزهای زوج هفته و تعدادی دیگر در روزهای فرد در کلاسها حاضر شوند؛ تدبیری که احتمالا میتواند چارهای برای کلاسهای پرجمعیت در این روزهای کرونایی و راهکاری در اجرای فاصلهگذاری اجتماعی استاندارد بین دانشآموزان باشد؛ اما با همه این تدابیر و در حالی که وزیر آموزش و پرورش معتقد است باید به سمتی رفت که بتوان با رعایت حداکثری پروتکلها روال عادی زندگی را ادامه داد، واکنش خانوادهها به این تدابیر و تصمیمات خیلی مثبت نیست. در گزارشی که دیروز در همین صفحه منتشر شد، درباره این تصمیم و این خبر، مفصل با کارشناسان و والدین صحبت کردیم. وقتی این گزارش در اینستاگرام جامجم و در قالب یک نظرسنجی منتشر شد، مخاطبان روزنامه واکنش قابلتوجهی به آن نشان دادند؛ آنقدر که تا ساعت 15 ظهر دیروز و زمان نوشتن این گزارش، بیش از 400 نفر در این نظرسنجی شرکت کردند و نظرات متفاوتی درباره این تصمیم داشتند؛ نظراتی که تصمیم به نرفتن بچهها در آن بیشتر از سایر پاسخها به چشم میآید.
«خیر»، بیشترین کلمهای است که در برابر این پرسش و در بخش نظرات به چشم میخورد. در واقع این دسته از والدین، عمده گروه نظردهندگان و بیشتر از سه چهارم کل نظرها را تشکیل میدهند و با قاطعیت تمام، تصمیمشان درباره رفتن بچهها به مدرسه، نه است و حاضر به فرستادن فرزندانشان به مدرسه در این شرایط نیستند. این دسته از والدین، به اتفاق معتقدند جان بچههایشان از درس برایشان بسیار با ارزشتر است و اصلا برایشان اهمیتی ندارد فرزندشان یک سال از درس عقب بیفتد. برخی کاربران با جملاتی مثل« از جان بچههایمان که سیر نشدیم، با هزار امید و آرزو بچههایمان را بزرگ کردیم. حالا چرا باید به مدرسه بفرستیمشان که احتمال دارد بیماری بگیرند و شاهد ناخوشیهایشان باشیم؟» نسبت به این خبر واکنش نشان دادند. تعدادی از مادران و پدران هم معتقدند بچههای کوچک نمیتوانند به تنهایی از خودشان مراقبت کنند و مدرسه رفتن ریسک بسیار بالایی دارد:«بچهها کنار دستمان هستند نمیتوانیم کنترلشان کنیم، به مدرسه بروند که دیگر هیچکاری از دستمان برای محافظت از سلامتشان برنمیآید. » عدهای اما به نظر و تصمیم خودشان برای نفرستادن بچهها به مدرسه بسنده نکرده و والدین دیگر را خطاب قرار داده و سعی کردهاند آنها را هم به واکنش منفی به این تصمیم ترغیب کنند. آنها نوشتهاند: «خواهش میکنم بچههایتان را به مدرسه نفرستید. در این مورد باید با همدیگر اتحاد داشته باشیم و سلامت خودمان را قربانی چیز دیگری نکنیم.»
به شرط اما و اگر
در این میان هستند تعداد معدودی از والدین که تعدادشان حتی به اندازه انگشتان یک دست هم نمیرسد، اما از ماندن بچهها در خانه خسته و کلافه شدهاند و احتمالا طاقتشان از این حجم از مسؤولیت درسی و غیردرسی که در این روزهای بحران کرونا بر عهدهشان است خسته شدهاند؛ آنها پاسخشان برای این سوال که بچهها را به مدرسه میفرستید یا خیر، یک بله قاطعانه است. اما تعدادی دیگر از والدین به اما و اگر متوسل شدهاند و معتقدند اگر شرایط روزهای میانی شهریور که برای بازگشایی مدارس تعیین شده است، مثل همین روزها و آمار مبتلا در همین حد باشد، خیر؛ اما اگر اوضاع بهتر شده باشد، با رعایت پروتکلهای بهداشتی اجازه رفتن بچههایشان را به مدرسه میدهند. عدهای هم خوشبین و امیدوارترند؛ آنها امیدوارند انشاءا... اوضاع تا آن روز عادی شود و بچهها در سلامت و خوشحالی به مدرسه بروند و درس بخوانند و با دوستهایشان وقت بگذرانند. تعدادی از کاربران هم از همان روزهای اول کرونا معتقد بودند زندگی همچنان ادامه دارد و باید بتوانیم با آن کنار بیاییم و روال عادی زندگی را در پیش بگیریم. آنها نظرشان درباره رفتن بچهها به مدرسه مثبت است: « آخر ممکن است کرونا تا 10 سال دیگر هم ادامه داشته باشد. مگر میشود تا آن موقع بچهها به مدرسه نروند؟ باید بتوانیم با آن زندگی کنیم.»
مثل شنبه
عدهای ولی از این تصمیمگیریها عصبانی و کلافه هستند. بعضیها از 15 شهریوری که رئیسجمهور از آن حرف زده است، مانند همان شنبهای که قرار بود همهچیز عادی باشد یاد کردهاند؛ شنبهای که هیچوقت نرسید و هیچچیز نهتنها عادی نشد بلکه آشفتهتر از قبل هم شد. از نظر آنها تاریخ مشخص کردن برای بازگشایی مدارس هم یک وعده ناممکن است و باید صبر کنیم و ببینیم چه اتفاقی قرار است بیفتد. در این میان هم بعضیها گلهمندتر از دیگران هستند :« اگر خود مسؤولانی که این تصمیم را گرفتهاند، اجازه میدهند تا فرزندانشان به مدرسه بروند، ما هم همین کار را میکنیم.»
علم بهتر است یا سلامت؟
برخی والدین منطقیتر به موضوع نگاه و به شرایط متفاوت مدارس در مناطق متفاوت کشور اشاره کردهاند و وضعیت بد برخی مدارس را دلیلی برای نفرستادن فرزندانشان به مدرسه دانستهاند: « اگر فرزندم به مدارس شمال شهر که فضای کلاسها بزرگتر و تعداد دانشآموزان کمتر است میرفت، شاید اجازه رفتن به او میدادم، اما خیلی از مدرسهها در بعضی مناطق شهر، بسیار کوچک هستند و در عین حال، تعداد دانشآموزان بسیار بالاست که خب طبیعتا در این صورت فاصلهگذاری رعایت نمیشود» و برای همین ترجیح میدهند اجازه رفتن فرزندانشان را به چنین فضایی ندهند. عدهای خوشذوق هم با تکیه بر سوال همیشگی علم بهتر است یا ثروت، سلامت را جایگزین ثروت کرده و نوشته اند: « الان دیگر باید از همه بپرسیم علم بهتر است یا سلامت؟ خب معلوم است صد در صد سلامت.» در میان نظرات متفاوت کاربران، بعضیها هم، واقعگرایانهتر به ماجرا نگاه کردهاند و ابعاد دیگر ماجرا را هم میبینند؛ اینکه اگر مدرسه رفتن خطرناک است، پس مسافرت رفتن، مهمانی گرفتن، رستوران رفتن و ... هم خطرناک است و باید دورشان را خط قرمز بکشیم: «آنها که میگویند اجازه نمیدهند بچههایمان به مدرسه بروند، مطمئن هستند که در این مدت تعطیلی، مسافرت و رستوران هم نمیروند؟ امیدوارم بحث تنبلی نباشد و واقعا به فکر سلامت خودمان و جامعه باشیم.» بعضی از مردم شوخطبع همیشه در صحنه هم روال همیشگی خودشان را در برابر اتفاقات جدی در پیش گرفته و با یک شکلک خندهدار نوشتهاند خیر به مدرسه نمیفرستم، البته حیف که بچهای ندارم.




