ماشینتون حاضره!
حامد عسکری شاعر و نویسنده
حالا اسم نمیآورم، به یکی از همین بچههای تحریریه همسر محترمشان گفته تو چرا محاسن مبارکت را مرتب نمیکنی و دوستمان بهانه آورده، ماشین ریشتراشم ایراد پیدا کرده و از صبح تا شب توی روزنامهام و وقت سلمانی رفتن و مرتب کردن هر روزه ندارم. همسر محترم دوستمان که خواسته راه بر بهانهتراشی ببندد خودشان پیشقدم شده و فرمودهاند خودم میبرم ماشینت را تعمیر میکنم. فردا صبح اول وقت همسر محترم ماشین را میبرند به تعمیراتی ریشتراشی میسپارند و تعمیراتی هم میگوید شماره بگذارید حاضر شد تماس میگیریم بیایید ببرید. خانم محترم همکار ما یکسری کارهای دیگر هم داشته که در آن روز گرم انجام داده و بعدش هم آمده خانه و بعد از ناهار، چرت مرغوب عصرانهای زدهاند. در اوج خواب عصرگاهی تلفنش زنگ میخورد و میگوید: خانم ماشینتان حاضر شده تشریف بیارید ببرید. همسر محترم جواب میدهد به این زودی؟ مگر نگفته بودید سه ماهه؟ مگر قرار نبود پیامک بدین؟ تعمیرکار فرموده بود: سه ماه چیه خانم؟ ماشینتون حاضره. من کی گفتم سه ماه؟ خانم قصه ما میگویند حالا هزینهاش چقدر میشود و جواب میشنود : صدتومن... خانم عزا میگیرد و میگوید: صد تومن؟ اجازه بدین من با همسرم تماس بگیرم صدمیلیون تومن الان نداریم، شما توی اطلاعیه گفته بودین پرداخت پول یک شکل دیگه اس. این اصلا درست نیست و کلی جنگ اعصاب دیگر...
قصه چی بوده ؟ همکار ما چند روز پیش توی همان ثبتنام های ایرانخودرو به اسم همسرش ماشینی ثبتنام کرده بود و همسر محترم در گیجی به وقت خواب، این ماشین و آن ماشین را با هم قاطی کردهاند .
قصه چی بوده ؟ همکار ما چند روز پیش توی همان ثبتنام های ایرانخودرو به اسم همسرش ماشینی ثبتنام کرده بود و همسر محترم در گیجی به وقت خواب، این ماشین و آن ماشین را با هم قاطی کردهاند .
تیتر خبرها




